ی دختر ۸ ساله هست که حاصل ی روابطی بوده که مشروع نبوده بعد مادرش ولش میکنه پدرش بزرگش میکنه و فکر میکنن مادرش مرده پدرش هم ی خلافکار هست و اینطوری برای دخترش اتاق درست میکنه ولی ی مدت خلاف رو کنار میذاره کارگری میکنه ولی ناموفقه تو این زمینه برای همین داره به دزدی های حرفه ای از آدم های شیاد ادامه میده بعد مادره اون دختره ی دوستی داره به نام جمال که به شدت آدم کثیفی هست و این میاد به زنه میگه که پدرت داره میمیره و برای همین تمام اموالشو میخواد به نام دخترت بزنه

 

پدر دختره هم میفهمه مادره یدفعه سر و کله اش پیداش شده واسه پول این دختررو میخواد ولی چون دخترش بیماری داره نمیتونه بگه که بهش شوک وارد شه

یدفعه مادره وارد زندگی دختره میشه و با نقش بازی کردن میخواد دلشو بدست بیاره و فریبش بده که اون روزی که دادگاه برگزار شد دختره بگه من مادرمو میخوام که به هدفشون برسن

دختره هم رفته رفته داره به مادرش علاقه مند میشه

عمو اور هم عاشق سوگی خانوم جون معلم این دختره هست 

بابای دختره به همراه عمو اور دزدی های بزرگی انجام میده

و خاله جاندان عمو اور رو در حال دزدی دیده برای همین هر وقت میاد خونه اینا عمو اور از پنجره خودشو پرت میکنه پایین

حالا بنظر شما چی میشه؟

حتی اون مرد شیاده یبار اومد برای شک انداختن تو دل این پدر و دختر به دختره گفت بابات بابای اصلیت نیست و بهت دروغ گفته