ی روز چند نفر چون یواشکی از جیبشون شکلات ورداشته بودم
بسیار شاکی بودن و دختر همسایمونو گروگان گرفتن از بالا پشت بوم قرار شد پرتش کنن پایین
من گفتم نههههه
از جونش چی میخواین مشکلتون با منه
پدر مادر دختره هم جیغ میکشیدن
گفتن خخخخخ شکلات من چه گناهی داشت چه گناهی داشت د لامصب
من گفتم آره باید ۲ تا ورمیداشتم اینو گفتم عصبانی شد اومد دختررو پرت کنه
ولی همکارش تو گوشش یچیزی گفت
دقیقا بعد از اون گفت خیله خب باشه ی مسابقه فوتبال میذاریم اگه ما ۱۲ نفر رو شکست دادی دختررو آزاد میکنیم
گفتم از کجا معلوم راست بگین
با تیزهوشی گفتم جون شکلاتاتو قسم بخور
گفت خخخخخ معلومه بازنده ای اصلا ده هزارتا قسم میخورم
آقا توپو انداختن زمین ۱۲ نفر در مقابل ۱ نفر البته من همیشه میگم ۱۲ نفر در مقابل بینهایت نفر چون مطمئنم خدا کمکم میکرد
از همون وسط زمین شوت کرد به طرز معجزه آسایی توپ خورد به تیر و ۴ ستون بدنم لرزید
توپ که برگشت جلو گل خالی مهاجمشون توپو زد بیرون
بعد یارو گفت گوسفنداااا گوسالهههه این دیگه چه ضربه ای بود خاک تو سرت
منم دختررو دیدم با مادر و دخترش که دارن گریه میکنن این باعث شد خشمم چند چندان بشه...
آقا کرنر رو زدن ی هد زد من در نقش دروازه بان شدم راه رو پیمودم شیرجه زدم گفتم خدااااا و توپو درآوردم
با تعجب نگاه میکردن
دوباره شوت زد اینبار جلو خط دروازه استوپ کردم..
توپو نگه داشتم یاد مسی افتادم گفتم تو چه مسی فنی هستی که...
اولی رو دریبل زدم..
دومی
سومی....
دختره و خانوادشم تشویقم میکردن باباش میگفت برات رالی میخرم
من گفتم رانی؟
یهو باد وزید...
رسیدم به اون رییسشون که اون ته مثل غول ایستاده بود
آلوچه باغلار درآوردم برای اینکه نشون بدم خیلی خونسردم درحالی که پامو آوردم بالا شوت بزنم میخوردم
یدفعه ی نعره زد که زمین به لرزه در اومد و از وسط به چند تیکه شد
ولی شوتم رفت تو گل قشنگ یادمه (حالا بذارید جوری که دوست دارم تصور کنم دیگه)
همینطور بود که تمام قاره ها که به هم روزگاری چسبیده بودند از هم جدا شدن و در بین آب ها قرار گرفتن
این هم حقیقت به وجود اومدن قاره هایی که روزگاری یکپارچه بودن
هر کدوم به یک قسمت افتادیم من ایران اونا هم نمیدونم به سمت اروپا رفتن یا آمریکا شایدم آفریقا وگرنه قبلش همه یک قوم بودیم
از اونجایی که اروپایی های الان خیلی شبیه اون دختر و خانوادشن احتمالا اونا بودن که افتادن اروپا
تا ی روز دیگه و ی قصه ی دیگه خدا نگهدار..


