روزگار غریبی است؛ درست در روزهایی که مثلا یک هوادار نوجوان فوتبال از دیگران میخواهد کریهای سطحی و سخیف را کنار بگذارند و به دردهای بزرگتر فکر کنند، یکی مثل محمد دانشگر جلوی چشم میلیونها بیننده مبتذلترین شادی ممکن را انجام میدهد و همه را به حیرت وا میدارد؛ تازه به خاطر گلی که خودش هم نزده!
البته که از او انتظار بیشتری هم نمیرود؛ کسی که غرق در لذت «نفهمیدن» است و با نشئه جهل، خوش میگذراند.
در این مدت، مردم خیلی درد کشیدند و البته آموختند هیچکس را به جز خودشان ندارند. در نتیجه خیلی از مرزبندیها عوض شد و گاهی دیدیم که چطور هواداران فوتبال به احترام بازیکن یا مربی تیم رقیب کلاه از سر برداشتند. جنس امثال دانشگر اما تومنی هفت صنار با این آدم حسابیها فرق دارد.
این چند وقت خیلیها گل زدند و شادی نکردند. مرحبا؛ ارج و قربشان دوچندان شد. تو که هرگز مرد میدان فهم نبودی، کاش لااقل در پایکوبی یک گل بخودی بادآورده، محتویات زرد و زار کوزه را بیرون نمیریختی.
میگویند دانشگر با سپاهان قرارداد هفتاد میلیاردی بسته؛ نوش جانش، بالاخره در مجموعهای که یک قلم اختلاف حساب مدیران ارشدش نود و دو هزار میلیارد تومان است، این پولها اصلا به حساب نمیآید! مشکل اما اینجاست که گاهی هزار برابر این اعداد و ارقام هم برای آدم «شخصیت» نمیسازد. بعضیها را اگر بر صدر مجلس بنشانی، اطلس و حریر بپوشانی و غرق در زر و زیور کنی، باز فلز بیارزش وجودشان از صد فرسخی پیداست؛ همان که میگویند: «اصل بد نیکو نگردد، زان که بنیادش بد است.»دکتر رسول بهروش/*ورزش مدیا*



