فدراسیون آماتوری ورزش کارگری وضعیت نامشخص و مبهمی پیدا کرده است.

به گزارش طرفداری؛ با اعلام غیررسمی و از گوشه‌وکنار وزارت ورزش و جوانان، خبر می‌رسید که مجمع انتخاباتی فدراسیون آماتوری ورزش کارگری در تاریخ ۳ اسفندماه با تمام حاشیه‌هایی که داشت، برگزار می‌شود تا وضعیت این فدراسیون پس از ماه‌ها کشمکش به سرانجامی معین و مشخص برسد اما از آن تاریخ چند روزی گذشته و مجمع انتخاباتی هم برگزار نشده است.

از این رو جواد رمضی، رئیس ۴ سال اخیر که برای انتخابات ریاست فدراسیون مورد احراز صلاحیت مدیریتی و تطبیقی قرار نگرفت، از ابتدای هفته مأموریتش به پایان رسیده و جامعه ورزش کارگری را ترک کرده تا در عین ناهماهنگی مطلق بین ۲ وزارت‌خانه عریض و طویل، یک فدراسیون نه رئیس داشته باشد و نه سرپرست.

در عین حال که حتی کارهای مقدماتی و اداری برای برگزاری انتخابات فدراسیون آماتوری ورزش کارگری صورت گرفته و دعوت‌نامه‌ها هم برای اعضای مجمع ارسال شده بود، برگزاری مجمع در دستورکار وزارت ورزش و جوانان قرار نگرفت تا با به‌وجود آمدن شرایط بغرنج برای شخص وزیر، عملاً آینده نامعلومی پیش روی این فدراسیون و کاندیداهایش قرار بگیرد.

به‌طور حتم ناهماهنگی‌هایی که بین وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی با وزارت ورزش و جوانان به‌وجود آمده و وزارت بزرگ‌تر از مواضع خود عقب ننشسته، چنین بی‌برنامگی و بلاتکلیفی عجیبی را به فدراسیون آماتوری ورزش کارگری تحمیل کرده. حال آن که فدراسیون در واقع یکی از زیرمجموعه‌های وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی بوده است.

به این دلیل که انتخابات فدراسیون آماتوری ورزش کارگری می‌بایست با اساس‌نامه و آئین‌نامه مصوب وزارت ورزش و جوانان برگزار شود، عدم هماهنگی و نوعی استنکاف از قانون بین وزارتین پیش آمده تا همه چیز به سال ۱۴۰۲ و تغییر شرایط موکول شود؛ آن هم در شرایطی که الان اصلاً فدراسیون در ید کسی نیست و آینده‌اش در مبهم‌ترین حالت ممکن قرار گرفته است.

سؤمدیریت در حالی گریبان فدراسیون آماتوری ورزش کارگری را گرفته که بیش از ۱۰ میلیون نفر مخاطب مستقیم این فدراسیون هستند؛ مخاطبانی از نیروهای کارگر که تأثیر بسیاری بر چرخه اقتصادی کشور دارند اما مسئولان مربوطه در وزارتین بدون توجه به این مهم، فدراسیون را مانند یک کودک سرراهی به حال خود رها کرده‌اند.

بی‌تردید حالا که وزیر ورزش و جوانان با شرایط نامناسبی مواجه شده و اوضاع اصلاً مساعد نیست، نرمش و ارائه سازوکاری از سوی وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی بالاخص دفتر معاونت مربوطه تنها راه‌گشا این کلاف سردرگم خواهد بود؛ چرا که بالاخره انتخابات یک فدراسیون باید با دستورالعمل‌های وزارت ورزش و جوانان برگزار شود.

قطعاً اگر رسیدگی عاجل به این مطالبه در دستورکار مدیران عالی وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی قرار نگیرد؛ جامعه ورزش کارگری که در بعد همگانی بارها برای ورزش ایران کارساز و مثمرثمر بوده دیگر فرسنگ‌ها از سازوکار درست فاصله گرفته و از ریل موفقیت و سلامتی کیلومترها خارج می‌شود.