از وقتی که یادم میاد طرفدار پرسپولیس بودم، داداش بزرگترم همیشه پوسترهای پرسپولیس رو به دیوار میزد و منم از همون اول پیراهن سرخ رو دیدم و دوستش داشتم. اولین بازیی که از پرسپولیس یادم میاد دربی معروف سال 72 هستش که من اون موقع حدودا 8 سالم بود. چند سال بعد توی جام جهانی 98 طرفدار هلند شدم که تا الان هم طرفدار پروپاقرص هلند هستم. از سال 99 که بازیهای باشگاهی کم کم از تلویزیون پخش مستقیم داشت عاشق سبک بازی بارسا شدم که تا حدود زیادی اون موقع کپی بازی هلند بود. اون قیچی برگردون های بی پایان ریوالدو تو اون سالها هنوز یادمه... این علاقه زیاد به بارسا همیشه باقی مونده ولی با خروج رونالدینیو از باشگاه کمی کم رنگ شد. از سال 2007 با دیدن بازیهای وردربرمن توی لیگ قهرمانان با این تیم آشنا شدم، به نظرم میومد با توجه به داراییشون جسورانه بازی میکنن، توماس شاف ازبهترین مربی هایی هست که دیدم. وردربرمن پارامترهای جالبی داشت، شاف حدود 15 سال سرمربی تیم بود، وردر بسیار بازیکن ساز بود و با اینکه هر سال کلی بازیکن از دست میداد که بعضیشون خیلی مطرح بودن از جمله مسعود اوزیل که به مادرید رفت، ولی بازم سال بعد ستاره ی جدیدی رو معرفی میکرد، و دیگه اینکه طرفدارای بسیار پرشوری داشت که همه بازیها اونا استادیوم رو پر میکردن که باشگاه هم به احترام اونا شماره پیراهن 12 رو بایگانی کردن. در حال حاضر هم، تیم اول من وردربرمن هستش اگرچه بارسا هیچوقت جاشو توی قلبم از دست نمیده.