اختصاصی طرفداری| چلسی توخل دو برگ برنده داشت که کم کم و با تصمیمات اشتباه رو به فراموشی رفت‌.

ان گولو کانته و تیمو ورنر

برگ اول؛ استفاده حداکثری از فضا ها بود و این قابلیت به خاطر ویژگی منحصر به فرد بازیکنان ایجاد شده بود. اول باید به قلب تپنده ی سیستم یعنی کانته اشاره کرد که با مصدومیتش خون با سرعت کمتری در رگ ها جریان پیدا کرد و دوم باید به چرخ دنده ی پررنگ و مهمی اشاره کرد که انتقاد ها چوب لای چرخش گذاشت. تیمو ورنر شاید یک مهاجم شش دانگ با تمام کنندگی فوق العاده نبود ولی نبوغ در جای دیگری قابل مشاهده بود. زدن به فضای خالی و ایجاد فضا برای خودش و تیمش؛ جایی که چلسی با حداقل بازیکن می توانست استفاده حداکثری از ناحیه ی دفاعی حریف ببرد‌. 

انتخاب لوکاکو؛ سیاه و سفید!

اینکه چه چیزی چلسی یا توخل را به این سمت برد کامل مشخص نیست ولی حدس من هدف گذاری چلسی برای قهرمانی در لیگ برتر بود با این دید که لوکاکو مهاجم داخل محوطه جریمه با تمام کنندگی بالاست و برای بردن لیگ جزیره و بازی در برابر تیم های لیگ احتیاج دارید از فشار مضاعفی که ایجاد می کنید استفاده کنید. در حقیقت بازی با تیم های غیر هم سطح؛ ضد حمله های ویران کننده اتفاق نمی افتاد و قصد داشتند لوکاکو با گل هایش؛ سه‌ امتیاز این بازی ها را به ارمغان بیاورد. همین کافی بود تا موفقیت های چلسی به حاشیه برود. مصدومیت کانته و از دور خارج شدن تیمو چلسی را به یک تیم دیگر تبدیل کرد.

تصمیمات اشتباه با آقای سردرگم 

برگ دوم؛ ذهنیت برنده ای بود که دست فراموشی و حواشی ایجاد شده ی لوکاکو آن ها را ربود. پس از اخراج توخل، پاتر گزینه بسیار جذابی می رسید ولی در ادامه مشخص شد او از لحاظ ذهنی آمادگی پذیرش این مسولیت را ندارد. این از جمله بندی او در مصاحبه ها کاملا هویداست. سوای عدم آمادگی و اعتماد به نفس لازم او دایما تصمیماتی می‌گیرد که سردرگمی ذهنی او را نشان می دهد.

مثلا اینکه چگونه ژائو فلیکسی که نیم فصل درخشانی در اتلتیکو نداشته قرار است همان ناجی ای شود که برای آن جذب شد؟ لیگ جزیره همیشه نشان داده بازیکنان فانتزی باز در اوج آمادگی هم زمان یکی دو ماهه برای انطباق با شرایط دارند؛ حال بازیکنی که فصل درخشانی را هم سپری نمی‌کرده چه می‌خواهد بکند؟

یا مثلاً این پرسش مطرح است که چلسی چند تا از بازی های خود رو با ترکیب تکراری بازی قبلی وارد زمین شده است؟ مگر غیر از این است گروه جدیدی از بازیکنان (با توجه به جذب این تعداد بازیکن) برای هماهنگی احتیاج به زمان و بازی کردن کنار هم دارند؟ پس این فرصت کی قرار است نصیب بازیکنان شود ؟ قسمت تلخ ماجرا این است که آقای پاتر به جای پیدا کردن ترکیب اصلی در حقیقت درصدد جذب رضایت حداکثری بازیکنان است که مقبولیت خود را نزد بازیکنان از دست ندهد. مقبولیتی که کمتر طرفدار چلسی آن را باور دارد. مقبولیتی که شنیده ها حاکی از آن است بین بازیکنان نیز در حال کمرنگ تر شدن است.

 

در همین رابطه بخوانید:


ارسالی محمد جواهری برای طرفداری