ببینید من فکر میکنم عشقایی که وقتی میگم عشق یادش میوفتید یعنی مثلا شما ی دختری رو دوست داری یا تویی که میخونی دختری و ی پسری رو دوست داری
توهم ذهن هست
البته نقش قلب رو نادیده نمیگیرم که قلبت تند تند میکنه و اینا
آدم عاشق متوهمه
تو ذهنش ی چیز عجیبی میسازه
درحالی که اون طرف واقعا خدا نیست
اونم اشتباه میکنه
پس اینکه دنبال اینی تمام و کمال در اختیار اون باشی خودتو از دست میدی
اینکه به قیمت از دست رفتن خودت هر کاری کنی فقط اون خوشحال شه
البته همه آدمارو باید خوشحال کنی ولی اینکه بخاطر اون آدم سعی کنی خیلی خودتو لوس کنی براش اشتباست همون آدم بازم ممکنه ولت کنه و اون موقع خیلی ضد حال میخوری
چون آدمی که دوستت داشته باشه از ته قلب واقعا تو رو با تمام اشتباهات و بدی هات دوست داره
هر چند من بازم میگم عشق کرمی هست که خود ذهن میریزه!
میگن که آره نه تقابل عقل و احساس
در حالی که با همین ذهن هست که آدم هی میشینه فکر میکنه و....
وگرنه که همین قلب خودش زیر دست مغزه و از مغز دستور میگیره!
تو با چشمت طرفو میبینی میگی وای چه خوشگله همین میره تو مغزت چون چشم و ذهن خیلی مرتبطن بعد همین باعث میشه قلبت به تپش دربیاد
ی چیزی هست که تمام اعضای بدن در اون دخیلن
وگرنه عشق در نگاه اول یعنی چی ؟
من بارها گفتم مخالف عشق و عاشقی نیستم اتفاقا فوق العاده عشق و محبت عالیه ولی تو توهم نباش که شکست عشقی از همین حاصل میشه
رفت؟ به جهنم که رفت تو زندگیتو داری اونم زندگی خودشو
تو خدا رو داری
وابستگی از عادت و توهم ذهن میاد عادت رو تغییر بدین
ذهن چیز عجیبیه اگه بتونی رامش کنی و سوار بشی فوق العادست! دیگه این چیزها پیش نمیاد مشکل اینه الان اون به تو تحمیله


