Before all things reborn again قبل از آنکه همه چیز دوباره زاده شوند You learn the painful breath of time نفس دردناک زمان را یاد خواهی گرفت (میفهمی که زمان بی رحم است)

Cold morning stretches out your arms صبحگاه سرد، بازوانت را کش میدهد To the mighty warmth of one golden sun به سوی گرمای شدیدِ یک خورشید طلایی

Seems all have gone insane for gold به نظر میرسد همگی برای طلا دیوانه شده اند (منظور از طلا، همان پول است) All was created out of the night همه چیز در خارج از شب(صبح) ساخته شده بود We're all born from the burst of a star ما همگی از انفجار یک ستاره به دنیا آمدیم

The day you'll come to life you'll realize روزی که به زندگی می آیی، میفهمی که Expanding force of life where you belong نیروی گسترده ی زندگی جایی است که تو به آنجا تعلق داری And in the winter cold, with opened eyes و در زمستان سرد، با چشمان باز You'll find the strength to fight and stand upright تو قدرت جنگیدن و استوار ایستادن را پیدا خواهی کرد

One day you'll walk the world and keep in mind یک روزی در تمام دنیا قدم میزنی و در ذهنت میسپاری (که) The heart you've been given in winter time قلبی را که در زمستان به تو داده شده بود And through the bitter cold, with opened eyes و همچنین در سرمای شدید، با چشمانی باز You'll find the strength to fight and stand upright تو قدرت جنگیدن و استوار ایستادن را پیدا خواهی کرد