خیلی فوتبال میدیدم

و مادرم میگفت بخاطر همین نمره هات پایینه درس بخون

ولی من گوش نمیدادم تا اینکه ی روز مامانم تو روزنامه تیمی به نام علم و ادب تبریز رو دید

یهو پرید هوا و گفت هوووالووواواوآاا

من تعجب کردم گفتم حتما جایزه برنده شدیم

یهو مادرم فرکانس شبکه بازی علم و ادب تبریز گرفت

گفت فوتبال میخوای ببینی اینو ببین علم و ادب تبریز که علم و ادب یاد میدن

من گفتم چه ربطی داره اینا فوتبال بازی میکنن

گفت حرف نزن بشین ببین

بعد از خوشحالی شروع کرد بشکن زدن بعد چایی ریخت

راستش انقدر بازیهای علم و ادب خواب آور بود که

من دیگه حالم از هر چی فوتبال بود بهم خورد

نشستم درس خوندم الان پروفسور شدم

و تو دانشگاه سوربن فرانسه تدریس میکنم

هنوزم که هنوزه مامانم میگه علم و ادب تبریز تو رو به اینجا رسوند

برای همین چند وقت پیش با گل شیرینی رفت تمرین علم و ادب بین بازیکنا پخش کرد