هر چی بیشتر میگذره بیشتر به این نکته پی میبرم که داشتن نگرش مثبت به تیمت سخت ترین کاریه که یه هوادار باید انجام بده؛ اونم وقتی که تنها دلخوشی ات آینده باشد، وقتی که تیمت خوب نتیجه نمی گیره، وقتی که دائم شک و تردید به اعتقاداتت راه پیدا میکنه. هر روزی که میگذره این جمله هیتسفلد بیشتر به ذهنم خطور میکنه؛ " پیروزی همه چیز نیست اما بدون پیروزی همه چیز، هیچ چیز است." اما با این وجود دنیس برگکمپ بزرگ هم میگوید: "من وا قعا آرسنال را دوست دارم. شما چی آرسنال را دوست دارید؟ یا فقط همراه با جام هایش؟" اما این را هم میدانیم بدون جام خیلی چیزا فراموش میشود. میگویند باید واقع بین بود. طرفدارای رقیب خوشحالند، هر روز بیشتر امیدوار میشوند اما... اما این را هم میدانم که هیچکدوم مثل ما طعم خاص بودن را، زیبا بودن را، عاشق بودن را نچشیده اند، این را هم میدانم که از آرسنالی بودنمان هیچوقت پشیمان نخواهیم شد، از آرسنالی بودنمان دست نمی کشیم، این را هم میدانم تا آخرین لحظه خواهیم جنگید، وفادار خواهیم ماند؛ درست مثل تونی آدامز، دنیس برگکمپ، آرسن ونگر و... . میدانم که زیباترین لحظات برایمان همین لحظه های تلخ بوده است، میدانم که همان خواسته هربرت چاپمن را دنبال خواهیم کرد: "من قصد دارم بهترین تیم در دنیا را بسازم." میدانم....
پس تکلیف واقع گرایی چه میشود:
ژول ورن در فصل اول کتاب شهر شناور خود مینویسد: "آنچه را که در این کتاب مینویسم نه برای آن است که شما را به شگفتی وادارم، زیرا میدانیم در این جهان بی سروته که نه بالایش پیداست و نه ته آنرا میدانیم اسراری نهفته در هر قدم وجود دارد که هر چه بیشتر کاوش کنیم شگفتیهای تازه ای بدست می آوریم..."
هر چه که بیشتر فکر میکنم واقع گرایی در این دنیا تنها جواب مطلق نیست، چون هر آن ممکن است چیزی اتفاق بیفتد. هر چه که بیشتر فکر میکنم نه تنها امکان دارد که باز هم برخیزیم، بلکه مطمئنم روزی بدان دست خواهیم یافت.
حالا من بیشتر آرسنال را دوس دارم حتی بیشتر از قبل...
We want to represent possibilities