ثانیه 10

بایرن، یک هشتم نهایی، آلیانس اره نا و تولد روی ماکای 

.... 

برای درک اهمیت آن گل، باید به دو چیز توجه کرد:

اول آنکه روی ماکای، از آن مهاجمانی بود که همیشه نامش پشت سر رود فن نیستلروی و دیگر ستارگان پر زرق و برق خط حمله در لیگ قهرمانان اروپا جا می‌ماند و دوم آنکه اصولا آلیانتس آره‌نا از بدو تاسیس، بیشتر شبیه یک استادیوم نخبگانی با تماشاگرانی است  ( به استثنای التراهای دروازه‌ی جنوبی) که شبیه یک دانشجوی رشته‌ی مدیریت بازرگانی با والدینی ثروتمند برای لبخند زدن هنگام گلهای بایرن به استادیوم می‌آیند... آن گل، نام روی ماکای را در صدر یک لیست مهم از رکوردهای لیگ قهرمانان اروپا جای می‌دهد و البته آلیانتس آره‌نا در  90 دقیقه‌ی بازی با رئال مادرید و بازی‌های مهم بعدی را شبیه یک استادیوم قدیمی با طرفدارانی که انگار در میخانه تیم خود را تشویق می‌کنند تبدیل می‌سازد. همان فریادهایی که شب قبل و هنگام به آتش کشیدن پول‌های ناصر الخلیفی با آن مهاجمان لوکس فینالیست لوسیل در مونیخ به گوش می‌رسید.

بایرن مونیخ یک هشتم نهایی. آلیانتس آره‌نا و روز تولد روی ماکای... ثانیه به ثانیه با سریعترین گل تاریخ لیگ قهرمانان اروپا...

برای یک طرفدار نوجوان و تازه کار بایرن در آن سال‌ها، چیزهای زیادی با امروز متفاوت است. در فصل 2006-07. در فصلی که مهم‌تر از هر چیز بایرن مونیخ گزینه‌ی اول قهرمانی در بوندسلیگا نیست. اوتمار هیتزفلد به ناچار دوباره به نیمکت تیم بازگشته. باستین شواین اشتایگر جوان موطلایی هنوز در پست هافبک کناری بازی می‌کند. حسن صالح حمیدزیچ و اولی کان، مدیران این روزهای بایرن در ترکیب اصلی حاضرند و خبری از بردهای پرگل برابر بارسلونا و رکوردشکنی‌های پیاپی نیست. 

در یک دوران پرخاطره‌ی فوتبالی و در اولین فصلی که در دور حذفی لیگ قهرمانان به طور یکپارچه از توپ ستاره دار آدیداس استفاده می‌شد ( تا قبل از آن تیمهایی با اسپانسر غیر آدیداس در خانه از توپهای دیگری استفاده می‌کردند) تماشای رقابت فابیو کاپلو و اوتمار هیتزفلد روی نیمکت دیدنی است. دو هفته پس از شکست 3-2 بایرن در برنابئو با شلیک امیدوارکننده کاپیتان فن بومل در دقایق پایانی... برای بایرن، الیور کان، سانیول، لوسیو، فن بویتن، فیلیپ لام (هنوز نه کاپیتان لام)، فن بومل،  هارگریوز، حسن صالح حمیدزیچ  شواینی. ماکای و لوکاس پودولسکی در سیستم 4-4-2 سنتی به میدان می‌روند... 

فابیو کاپلو، سرمربی رئال، ایکر کاسیاس، میگل تورس، ایوان هلگوئرا، سرخیو راموس (20، چقدر ناز)، روبرتو کارلوس، ماهامادو دیارا، فرناندو گاگو، امرسون، رائول، رود فن نیستلروی و یک مهاجم 19 ساله با حرف و حدیثهای بسیار در نقل و انتقالات تابستانی به نام گونزالو ایگواین.... عجب دورانی... 

ثانیه 1

سرعت

پرچمهای قرمز و سفید پس از مراسم ابتدای بازی پایین آمده. سرود قدیمی باشگاه خوانده می‌شود و تماشاگران هنوز هم با دوربین‌های فلاش دار لحظه‌ی شروع را ثبت می‌کنند. ایگواین به فن نیستلروی و او هم به گاگو... ماکای برای پرس به سراغ هافبک آرژانتینی می‌رود. ماکای بعدها میگوید:

"قرار بود در همان ده دقیقه‌ی اول فشار زیادی بیاوریم..." 

چیزی حداقل سریعتر از  انتقال ماکای به بایرن! وقتی اولی هونس پس از پنج روز حضور در باشگاه لاکرونیا هنگام صرف صبحانه به او گفت:

"وقتش رسیده وسایلت را جمع کنی روی... تو بازیکن بایرن هستی...." 

یک مهاجم 19 میلیون پوندی هلندی. پس از هت‌تریک سال 2002 برابر بایرن مونیخ. گرانترین خرید مونیخی ها تا سال 2003.

 

ثانیه 2

خیز

گاگو با پای راست توپ را کنترل می‌کند. وزنش را به سمت چپ می‌اندازد و توپ را به دفاع چپ مادریدیها می‌دهد... در  33 سالگی همچنان یکی از بهترین مدافعان چپ دنیای فوتبال. ماکای به سمت او متمایل شده و... حسن صالح حمیدزیچ به سوی او خیز بر می‌دارد.... به سوی روبرتو کارلوس

در همان سالی که کارلوس به آن شوت حیرت انگیز دروازه‌ی فرانسه را باز می‌کند، ماکای جوان هم هلند را به مقصد اسپانیا ترک می‌کند. تنریف با هدایت یوپ هاینکس... سپس دپورتیوو، قهرمانی اسپانیا در سال 2000 و کفش طلای  اروپا در 2003.

ثانیه 3

تیم ملی

مفسر تلویزیونی اسپانیا می‌گوید اسپانیایی‌ها توپ را در اختیار دارند.... اما حمیدزیچ بیخیال پاس پنج متری گاگو به کارلوس با اعتماد بنفس خود را به کارلوس سریع می‌رساند... یک بوسنیایی، بدون تجربه‌ی یک تورنمت مهم برابر کارلوس برزیلی در دو فینال جام جهانی 

در دوران حرفه‌ای ماکای جای درخشش در تیم ملی خالیست. دورانی که با کلایورت و فن نیستلروی همزمان است اما مهمترین عامل، مصدومیت او در یورو 2000 است:

"وحشتناک بود، آنهم در آستانه‌ی بازی نیمه نهایی برابر ایتالیا. از مسئولین بیمارستانم در نزدیکی امستردام آره نا خواستم تخت من دید به استادیوم نداشته باشد... آرزویم این بود که لااقل به فینال برسیم" 

ثانیه 4

تغییرات

کارلوس شبیه آماتورها (فقط در همان لحظه از تمام دوران با شکوه حرفه‌ای) توپ را لو می‌دهد. و حمیدزیچ آنجاست. به قول افنبرگ، برازو شبها و نصفه شبها هم بیخیال تمرین آمادگی جسمانی نمی‌شود... 

هیتزفلد در وصف ماکای میگوید:

" تغییرات او برایم عجیب است. گاهی گمان می‌کنم اصلا آماده نیست و هنوز خوابش می‌آید اما ناگهان با شوتی استثنایی همه را در تمرین شگفت زده می‌کند...." 

ثانیه 5

فانتوم

BMW باواریایی روشن شده..  حمیدزیچ با پای چپ توپ را جلو می‌اندازد. با استفاده از پای کارلوس. همیشه برای خلق اتفاقات تاریخی به شانس هم نیاز دارید. ماکای، دستورات هیتزفلد را با سرعت اجرا می‌کند... فانتوم... 

لقب ماکای فانتوم است. معمولا در بایرن مهاجمان گلزن باید بمب افکن باشند. یک گرد مولر. اما ماکای تفاوتهایی دارد. اگر مولر، و بعدها لواندوفسکی مردانی هستند که همیشه باید همانجا باشند، ماکای شبیه شبحی سرگردان از راه می‌رسد. یارگیری نشده. گاهی از پشت محوطه. گاهی با سرعت و گاهی با کندی.... 

ثانیه 6

جشن؟

درست وقتی جمله‌ی فون تورن و تاکسیس گزارشگران اسپانیایی تمام می‌شود مالک توپ هم تغییر می‌کند. حالا باید کسی توپ را ا ز حمیدزیچ بگیرد... طرفداران بایرن نیم‌خیز شده‌اند. جشنی در راه است؟ 

"موسیقی عالیست اما من برای جشن گرفتن به اینجا نیامدم. ترجیح می‌دهم بعد از قهرمانی، به جای شرکت جشن با خانواده ام به باغ وحش بروم" 

شادی گلهای ماکای بهترین توضیح برای شخصیت اوست. لبخندی ساده و صمیمی، دستانی باز و به دور از تظاهر. 

ثانیه 7

چشم‌ها

ماموریت تصاحب توپ به پایان رسیده. حالا زمان ارتباط چشم هاست. حمیدزیچ با سر بالا به دنبال ماکای در آن جلو می گردد. و ماکای به نگاهش به برازو می‌گوید اینجا... داخل محوطه... 

همه چیز با ارتباطات غیر کلامی هم قابل درک است. با آمدن کلوزه و بعدها تونی، ماکای جایی در بایرن ندارد. برمنیها خواهان معاوضه هستند اما او می‌خواهد به هلند بازگردد. رابطه‌ی عاشقانه‌ی روی ماکای و طرفداران بایرن در طول یک قرار داد چهارساله شکل می‌گیرد... عشق در همان نگاه... 

ثانیه 8

ماکای

راموس برای گرفتن توپ حمیدزیچ تلاش می‌کند اما سرجیو تازه در آغاز راه است. توپ از کنار او به محوطه آمده. آفساید در کار نیست و روی ماکای آنجا ایستاده... 

 اندام و صورتی فربه تر از روزهای بازی با لباس سنتی باواریا همخوانی جالبی دارد. شلوارک و جلیقه و بطری آبجوی باواریایی در جشن‌های مخصوص قدیمی‌ها باشگاه... 

​​​​

ثانیه 9

بازگشت

گاگو سراسیمه برگشته. الگرای با تجربه می‌خواهد پوشش دهد... چشمان و ساقهای ماکای اما تصمیم خود را گرفته... گوشه پایین سمت چپ بازگشتی در کار نیست... 

ماکای در بازگشت به فاینورد رکوردشکنی می‌کند. پنجاه گل در 103 بازی. و بعدتر در پستهای مربیگری باشگاه. زادگاه خود. در سال 2013 وقتی از بازگشت به مونیخ از او می‌پرسند به لحنی رازآلود پاسخ می‌دهد :

"و تو هرگز نمیدانی چه رخ خواهد داد!!؟" 

ثانیه 10

ثانیه 10...

کاسیاس با یکی از آن کش دادن‌های اساسی به تمام بدن خود به استقبال ضربه می‌رود اما... فانتوم می‌داند چطور شلیک کند. محکم. غافلگیر کننده و مهار نشدنی... صبح روز بعد مارکا تیتر 9/9 لعنتی را می‌زند. یکی از ثانیه شمارها ثانیه  10:03 را ثبت می‌کند و سرانجام یوفا به طور رسمی گل را در ثانیه 10:12 اعلام می‌کند... کمی دیرتر از رکورد 9/77 اسافا پاول در دوی صد متر. بایرن رئال قدرتمند را حذف می‌کند و به دور بعد می‌رود و البته 4 سال بعد توسط یوناس در والنسیا  گل سریعتری در لیگ قهرمانان ثبت می‌شود.. اما آن گل برای روی ماکای به دلیل دیگری ارزشمند است:

"خوب است که مردم مرا با آن به یاد می‌آورند اما آنچه برایم بسیار ارزشمند است اینست که هر وقت در هر برنامه و هر یک از محافل فوتبالی به آن اشاره می‌شود فرزندان از ته دل شاد می‌شوند..."