ستارگان بزرگ دنياي فوتبال بيش از گذشته مورد توجه قرار مي‌گيرند و کوچک‌ترين حرکت آن‌ها مي‌تواند به تيتر يک پرتيراژترين روزنامه‌هاي جهان تبديل شود. آن‌ها هميشه مورد توجه مردم هستند و نياز اين ستارگان سرشناس به محافظ‌هاي شخصي بيش از هميشه احساس مي‌شود. به همين منظور باشگاه‌هايي مثل رئال، چلسي، بارسلونا، آرسنال و منچسترسيتي تيم‌هايي هستند که نمي‌خواهند هيچ‌چيز را به قضا و قدر بسپارند و با به کارگيري محافظان شخصي مي‌خواهند امنيت بازيکنان‌شان را تامين کنند. باشگاه‌هاي ياد شده با سازمان‌هاي خصوصي که ارايه‌کننده خدمات امنيتي هستند، تماس گرفته و با آن‌ها براي به کارگيري محافظان شخصي و نيروهاي امنيتي به توافق رسيده‌اند و قراردادهاي کلاني را با اين سازمان‌ها امضا کرده‌اند. اين باشگاه‌ها از هراس حمله و يا ربودن بازيکنان‌شان اين تصميم را گرفته‌اند. اين محافظان موظفند بازيکنان‌شان را هميشه و همه جا همراهي کنند. بحث امنيتي در برخي از مواقع بيشتر هم مورد توجه قرار مي‌گيرد. به عنوان مثال در بازي‌هاي جام ملت‌هاي اروپا که در اوکراين و لهستان برگزار شد، کريس رونالدو به دليل شرايط ويژه‌اي که در اروپاي شرقي حاکم بود تصميم گرفت با باديگارد شخصي خودش در اردوي تيم ملي پرتغال حاضر شود. باشگاه بارسلونا نيز براي بالا بردن امنيت ستارگان خودش چندين محافظ را به صورت تمام وقت به استخدام خود درآورده است اما به نظر مي‌رسد اين باشگاه بزرگ در گزينش خود دقت لازم و کافي را نداشته است! دانيل راجو يکي از باديگاردهاي سابق بارسلونا که در مقطعي به عنوان باديگارد مسي همراه اين ستاره آرژانتيني بوده در يک گفت‌وگوي جنجالي پرده از راز زندگي خود برداشته است. او در گفت‌وگو با روزنامه گازتا دلو اسپورت گفته: «من در گذشته يک دزد حرفه‌اي بودم و سابقه سرقت از 500 بانک مختلف را در پرونده‌ام دارم. دزدي، کارهاي خلاف و مصرف مواد مخدر بخشي از زندگي من بود اما در سال 1997 تصميم گرفتم مسير زندگي‌ام را عوض کنم. حضور در باشگاه بارسلونا بزرگ‌ترين شانس زندگي‌ام بود. در آنجا ابتدا به عنوان راننده بازيکنان مشغول به کار شدم و بعد از آن وظيفه محافظت از آن‌ها به عهده من گذاشته شد. در مقطعي هم باديگارد مسي شدم. او واقعا فروتن بود و وقتي دنبالش مي‌رفتم کنار من مي‌نشست و من از زندگي خودم برايش مي‌گفتم. البته مسي کم‌حرف بود و حرف زيادي براي گفتن نداشت. خاطرات او در تمرين کردن و فوتبال خلاصه مي‌شدند!»