فصلی که گردو ها رسیده میشدن ، چند تا درخت گردو و چند تا درخت سنجد بودن ، سنجد ها خیلی خیلی خوشمزه بودن. میرفتم و کلی سنجد میچیدم. و گردو هممیچیدم ولی چیدن گردو ها سخت بود ، و باس با سنگ میزدم به گردوها که بریزن زمین??? موقعی که دیگه گردو های این درخت ها تموم میشد ، از اونور دیوار پادگان کلاغ ها از درخت های مجاور پادگان گردو همراهشون بود ، من و رفیقم ، سنگ بهشون پرت میکردیم و اون ها هم از ترس گردو رو ول میکردن و فرار میکردن و اینجوری ما گردهای زیادی نصیبمون میشد ????? کلاغ ها احتمالا میگفتن گیر راهزن ها افتادیم ??

زمانی که سربازی بودم ، وسط جنگل های ارتش میرفتم و میوه سنجد و گردو میچیدم ??
۸۹۹ بازدیدشنبه ۲۰ اسفند ۱۴۰۱ - 0۶:۲۷
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.

