به نام خدا
سلام بر شما ، چیزی که مدتی است درحال اندیشه بر روی آن هستم ، این هستش که طبیعتی که همه ما با آن سر و کار داریم ، در واقع تمثیلی از زندگی بشر هم هستش ! یعنی خداوند از خلق طبیعت ، علاوه بر تامین بسیاری از نیاز های بشر ، این هدف را نیز داشته تا ما را با جریان زندگی خویشتن نیز آشنا کند ، اما این تمثیل چگونه است ؟! شما می توانید جریان زندگی بشر را در تغییر فصل ها مشاهده کنید ! فصل بهار که برگ روی درختان جوانه می زند ، سر آغاز زندگی بشر و زاییده شدن از مادر خویش هستش ، تا پایان این فصل ، برگ ها به خوبی رشد می کنند و به برگ هایی بزرگ تبدیل می شوند ، اما اوج زندگی این برگ ها در فصل تابستان هستش ، در آن فصل آنها به لحاظ رشد ، به نهایت خویش رسیده اند و در سر سبزی کامل قرار دارند و بهترین لحظات زندگی خود را سپری می کنند ، این دوره را من مانند کردم به دوره جوانی تا پایان بزرگسالی بشر ، در فصل بهار ، برگ ها زرد می شوند و به تدریج با وزش نسیم های بهاری ، شروع به ریزش می کنند ، این فصل را من به دوره پیری بشر مانند کردم که در این دوره ، فاصله بشر با مرگ به حداقل خواهد رسید ! نسیم پاییز هم تمثیلی از مرگ است که شمع زندگی ما را خاموش خواهد کرد ، با شروع فصل زمستان دیگر اثری از بشر وجود نخواهد داشت و اون همه برگ که در بهار زندگی خود را آغاز کرده بودند ، به یک بار برای همیشه ناپدید می شوند !!!
اما ... دوباره هم بهاری خواهد بود ، بعد از زمستان دوباره جوانه های زیبا روی درخت ها شروع به رشد و نمو می کنند و به تدریج نسل دیگری از برگ ها پدیدار می شود و جا پای برگ های پیشین خواهند گذاشت !
این نتیجه ای بود ، که بنده از جریان چرخش فصل ها و وضعیت اوراق درختان در این فصول گرفتم ، به نظر من این تمثیل ، از زیباترین نشانه های وجود خداوند هستش .



