شکست مقابل برایتون و برنتفورد برای شروع سلطنت اریک تن هاگ در اولدترافورد در ماه آگوست، بسیاری از مردم تعجب کردند که آیا مرد هلندی از عهده چنین وظیفه بزرگی برمی‌آید یا نه؟ به ویژه با توجه به اینکه این اولین تجربه او در یکی از پنج لیگ معتبر اروپا بود. کار چشمگیر او در آژاکس باعث شد تا او سکان هدایت را در یونایتد به دست آورد، اما این غول فوتبالی که از زمان بازنشستگی سر الکس فرگوسن در سال 2013 ، در انگلیس موفق نبود کار سختی را برای اریک تن هاگ پیش روی او گذاشته بود.

با گذشت شش ماه از اولین فصل حضور تن هاگ در این باشگاه، یونایتد در جمع چهار تیم برتر قرار دارد و با نزدیک شدن به پایان فصل 2022/23، اگر چه فاصله زیادی با صدر جدول دارد ولی در نقطه خوبی قرار دارد. آنها امسال در چهار جام می جنگند که در یکی از آنها موفق به کسب جام شده. اند و کریستیانو رونالدو هم منچستر را ترک کرده است. این تیمی است که به نظر می رسد تن هاگ نشان خود را روی آن گذاشته است.

بنابراین، او دقیقا چه چیزی را تغییر داده است، و به طور خاص چه کار می کند؟ در اینجا، به پنج پیشرفتی که تن هاگ در مدت کوتاه خود در یونایتد انجام داده است نگاه می کنیم.

1-تاثیر کاسمیرو 

کاسمیرو در ترکیب 1-3-2-4 تن هاگ ، که معمولاً در کنار  کریستین اریکسن قرار می گیرد ، یک هماهنگی فوق العاده در دابل پیوت ایجاد شده کرده است. از اولین بازی بازیکن  برزیلی در لیگ برتر مقابل اورتون در اکتبر یونایتد فقط دو بازی لیگ را در حضور او باخته است. آنها در 10 بازی تنها 6 گل دریافت کرده اند و سه گل از آن ها در شکست 3-1 مقابل استون ویلا بوده است. کازمیرو از نظر دوئل در 90 دقیقه در رده ششم لیگ برتر و برای قطع توپ در رده بیستم قرار دارد. برای مقایسه، هیچ بازیکنی از یونایتد در فصل 2021/22 در بین 30 بازیکن برتر لیگ برای دوئل یا قطع توپ حضور نداشت. تاثیر او را نمی توان دست کم گرفت

کاسمیرو در شکستن بازی حریف ، مهار حریفان و به تعویق انداختن حملات آنها، محافظت از مرکز زمین، توقف ضد حملات، انجام خطاهای تاکتیکی و گرفتن توپ، همگی تفاوت بزرگی را برای یونایتد بدون مالکیت ایجاد کرده است. او تجربه زیادی در بالاترین سطح دارد، و این را در تصمیمات خود نشان می دهد که برای پوشش کانال های داخلی و محافظت از فضای داخلی دفاع کناری خود (مانند شکل زیر) حرکت کند.

کار دیگری که کازمیرو به خوبی انجام می دهد این است که لحظاتی را برای پاس دادن به حریف مستقیم خود انتخاب می کند و در عوض به سمت حامل توپ می رود . جایی که دیگران ممکن است تکل بزنند و کاری از پیش نبرند و مدافعان میانی خود را در خطر حمله قرار دهند، کاسمیرو با نزدیک شدن به حریف سرعت حمله حریف را کاهش می دهد. با انجام این کار، او سرعت حمله را کاهش می‌دهد و به دیگران اجازه می‌دهد تا به فرم خود بازگردند. اریکسن معمولاً هنگام  حمله یونایتد از دابل پیوت جلوتر می‌رود، بنابراین کاشمیرو نقش مهمی در کمک به او برای بازی سازی انجام می‌ دهد. حضور کاشمیرو همچنین به مدافعان کناری یونایتد اجازه می دهد تا بیشتر پیشروی کنند. در سمت چپ، لوک شاو یا تایرل مالاسیا در موقعیت های تهاجمی قابلیت پوششی و دفاعی  دارند، در حالی که مدافع راست دیوگو دالوت یا ون بیساکا اغلب جا به جا می شود. مدافعان کناری هر دو طرف در نتیجه جذب کاسمیرو پیشرفت کرده اند.

۲- یک مهاجم وسط متفاوت

کریستیانو رونالدو توسط تن هاگ از تیم کنار گذاشته شد و سپس در ژانویه 2023 به تیم النصر منتقل شد و در نتیجه سه بازیکن خط حمله یونایتد به بازیکنانی ثابت تبدیل شده اند. از مارکوس راشفورد به عنوان مهاجم استفاده شده است، که دویدن های نفوذی در پشت مدافعان و توانایی هدایت پرس بالا یا ضد پرس را فراهم می کند. این یک تغییر آشکار نسبت به اوایل حضور رونالدو در خط حمله است. 

ووت وگهورست که ژانویه و در نقل انتقالات زمستانی به منچستر آمد مهاجمی است که اغلب به دفاع و خط میانی به پرس کردن کمک می کند و در با پس گیری توپ نقش مهمی دارد و دوندگی او از بسیاری از بازیکنان تیم بالاتر است با اینکه پست تخصصی او همانند آنتونی مارسیال مهاجم است.

از آنتونی مارسیال نیز در پست مهاجم استفاده شده است، اما او بیشتر از راشفورد برای ارتباط با خط میانی به میدان می‌رود. زمان حرکت او به سمت توپ موثر بوده است و برونو فرناندز محرک اصلی بوده است و از فضای ایجاد شده برای ایجاد دویدن های رو به جلو و پشت حریف از کناره ها استفاده کرده است.( تصویر زیر) 

تن هاگ به وضوح از بازیکنانش خواسته است تا حرکات بیشتری در پشت خط دفاعی حریف به طور کلی انجام دهند، اما این حرکات به ویژه در بازیکنانی غیر از مهاجم مرکزی قابل توجه است. وینگرها، هافبک‌ها و حتی مدافعان کناری او به طور مداوم فراتر از مهاجم وسط کار می‌کنند. تفاوت اصلی زمانی یونایتد فعلی در مقایسه با زمانی که رونالدو در این تیم حضور داشت این است که فردی مانند مارسیال یا رشفورد را از پست مهاجم میانی به عقب برگردند که این دو بازیکن می‌توانند با سرعت خود از عقب شروع به حملات کنند، در حالی که رونالدو در این مرحله از دوران حرفه‌ای‌اش نمی‌توانست. این به خودی خود باعث می شود تا مدافعان حریف بیشتر از زمانی که با مهاجم کهنه کار پرتغالی روبرو می شدند به فکر کردن درباره مهار رشفورد بپردازند.

وقتی که از رشفورد استفاده می‌شود، او همچنین به تهدید ضد حمله‌ای یونایتد می‌افزاید، با سرعت و دویدن مستقیم او نیاز به پاس‌های رو به عقب را برای ایجاد حرکات کاهش می‌دهد. او این توانایی را دارد که یک خط جلوتر از بقیه بازی کند و سپس با بقیه بازیکنان در حین دویدن ارتباط برقرار کند. هنگامی که در مقابل یک دفاع قرار می گیرد، به جای اینکه فقط در موقعیت مرکزی بماند، با یکی از وینگرهای یونایتد می چرخد. این باعث می شود که خط حمله تن هاگ بسیار غیرقابل پیش بینی باشد.

3-حرکات کار ساز در خط میانی 

استفاده از دو دابل پیوت یعنی کاسمیرو و اریکسن، ترکیب یونایتد حتی در مقایسه با شروع فصل 2022/23 به طرز چشمگیری بهبود یافته است. تن هاگ، در حال حاضر، ظاهراً از اینکه تیمش بر مالکیت توپ مسلط نیست راضی است، اما او اطمینان داده است که آنها با ترکیب خود کارآمدتر هستند تا زمانی که توپ را در اختیار دارند زمان بیشتری را صرف کنند. در دو بازی ابتدایی لیگ 2022/23، یونایتد 62 درصد مالکیت توپ را در خانه برایتون و 65 درصد در خارج از خانه مقابل برنتفورد داشت، اما آن بازی ها را 2-1 و 4-0 واگذار کرد. در چهار بازی بعدی آنها بیش از 52 درصد مالکیت توپ را نداشتند و هر بار پیروز شدند. آنها از زمان شکست در برنتفورد، تنها در دو بازی لیگ به درستی بر مالکیت توپ تسلط داشته اند.

کاسمیرو در مواقعی که یونایتد در طول بازی خود توپ را از دست می دهد، یک پوشش دفاعی بسیار مورد نیاز را به تیم اضافه کرده است. واکنش های او به پاس اشتباه یا پرس سنگین یک هم تیمی باعث شده است که اشتباهات کمتری در زمین بازی انجام شود.

 رابطه بین کاسمیرو و اریکسن نیز کلیدی برای بهبود عملکرد یونایتد بوده است. آنها درک می کنند که چه زمانی باید فشار را کاهش دهند، و درک بهتری از آنچه تن هاگ از تیمش می خواهد نشان می دهند. این به این معنی است که بازیکنان می توانند از حرکات اضافه هم تیمی ها جلوگیری کنند و در مناطقی که کسی باید باشد، پاس بدهند. نتیجه این است که مدافعان میانی، معمولاً رافائل واران و لیساندرو مارتینز ، هنگام بازی در خط هافبک پیشرفت کرده اند. آنها همچنین می دانند که چه زمانی باید از هافبک مرکزی خارج شوند و یک پاس مستقیم به جلو بدهند. حرکت دالوت در داخل نیز برای ایجاد یک هافبک چهار نفره کار کرده است. با حضور فرناندز نیز، یونایتد می تواند سه هافبک حریف را درگیر بازی خود کنند و فضا را برای وینگر ها و حملات ایجاد کنند . به طور خلاصه، آنها در حال حاضر یک واحد بسیار منسجم تر در هنگام بازی در خط میانی هستند.( عکس زیر) 

​​​​

4- بازی کردن همزمان اریکسن و برونو فرناندز 

اگرچه اریکسن در کنار کازمیرو در دابل پیوت عقب می نشیند، اما زمانی که یونایتد توپ را در اختیار داشته باشد، همراه برونو فرناندز به سمت جلو حرکت می‌کند. این امر فضای بیشتری را برای کاسمیرو ایجاد می کند و همچنین به هم تیمی های کناری اش گزینه دیگری برای پاس رو به جلو در فضاهای مرکزی می دهد. نتیجه این است که تن هاگ یونایت پاس های بلند بیشتری ارسال می کند و از عقب به جلو سریعتر و کارآمدتر حرکت می کند. سه نفر جلویی بالا می‌مانند و حریف را به باز شدن مجبور می‌کنند، در حالی که فرناندز به سمت جلو حرکت می کند یا عقب و در این حالت اریکسن می‌تواند به شماره ۱۰ تیم تبدیل شود مخصوصا وقتی رشفورد در جلو بازی میکند و می تواند حملات را ایجاد کند.

یک بار در یک سوم پایانی، فرناندز و اریکسن برای بهبود بازی هجومی یونایتد بسیار مهم بودند. درک آنها از زمان حرکت وینگر ها به طور همزمان و تبدیل تیم به 3-3-4 بسیار مفید بوده است، در حالی که اریکسن همچنین تشخیص می دهد که چه زمانی در دابل پیوت به او نیاز است.

فرناندز و اریکسن هر دو توانایی ملحق شدن به حمله در پشت حریف را دارند، چه زمانی که فضایی برای بازی وجود دارد و چه هنگام عبور از موقعیت دفاعی سخت حریف. داشتن دو بازیکن با توانایی، بینش و درک آنها از بازی یک امر حیاتی است که اکثر مدیران دیگر از عهده آن بر نمی آیند، اما به نظر می رسد تن هاگ بهترین نتیجه را از هر دو می گیرد.( تصویر زیر)

۵-تهدید های رشفورد از سمت بیرون به داخل محوطه

راشفورد با آمدن تن هاگ، با انرژی و دویدن بی امان او به تیمش از چندین جهت کمک می کند تا موقعیت های بیشتری خلق کنند.  موقعیت او در خط حمله و دوندگی های پشت سر مدافعان، دفاع حریف را وادار به جلو آمدن می کند و فضا را برای اریکسن و فرناندز ایجاد می کند.

علاوه بر این، بال های او در سمت چپ و راست عمدتاً در سمت چپ، اگرچه او در سمت راست نیز بازی می کند و این بازی کردن او در سمت راست به چرخش‌های مارسیال و فرناندز که دوست دارد به سمت چپ حرکت کند، کمک می کند. هماهنگی بازیکنان با راشفورد و پاس‌هایی که هم تیمی‌اش انجام می‌دهد بهبود یافته است، و در نتیجه او مرتباً در موقعیت‌های گلزنی بهتر قرار می‌گیرد. تنها یک بار پیش از این رشفورد بیش از ۲۰ گل در لیگ برتر در یک فصل به ثمر رسانده است که او توانست در این فصل رکورد قبلی خود را بشکند.

با وجود تعداد زیادی از بازیکنان دیگر که از پشت مدافعان حریف حرکت می کنند، باز هم موقعیت های بیشتری برای راشفورد وجود دارد. او همچنین در حال انجام دویدن های حمایتی برای حمایت از بازیکنان دیگر است. او در نتیجه گل‌هایی را از کات‌بک‌ها و سانترها به ثمر می رساند و بازیکنی دونده تر و چرخشی تر است.( تصویر زیر)

تیمی‌ که اریک‌ تن هاگ ساخته است می تواند نشان دهنده این باشد که منچستریونایتد بالاخره به دوران اوج خودش با فرگوسن نزدیک شده است. اریک تن هاگ تا به این جای فصل یک جام را برده و به جام نبردن های یونایتد طی این چند سال کمک کرده است و در ادامه فصل امیدوار است که بتواند حداقل دو جام‌دیگر به دست آورد اگرچه کار سختی پیش رو دارد