به‌ نام‌ خدا 

مجموعه‌ی بلند نویسنده کلام و اجرا: فرشاد آهنگسازی و میکس: فرشاد استم مسترینگ: آرمین خیردان جلد: یگانه اسفندیاری هنرمندان مهمان: مازیار خواجیان - نورا مدیر اجرایی: علی اسماعیلی تاریخ انتشار: 16/اسفند/1401

لینک خرید آلبوم :

https://farshad.hiphop/

***********

اگر مخاطب رپ فارسی باشید ، قطعا متوجه شده اید که چند روز پیش "فرشاد قنبری" رپر و آهنگساز محبوب هواداران زیرزمین،آلبومی Lp  به نام "نویسنده" را منتشر و تمام افرادی که به این البوم گوش سپرده اند را تحت تاثیر قرار داده است.

این آلبوم باعث تولد دوباره رپ "مفهومی محور" شد.زمانی که بهرام و سورنا در سکوت به‌ سر می‌بردند و به‌ همین‌ دلیل این سبک بسیار افت کرده بود، "فرشاد" با "نویسنده" توانست این سبک را احیا  کند و شاهکاری سورئال همراه با فضاسازی ها و داستان سازی های بسیار جالب خلق کند. 

 

 

* نکته *

بعضی ترک های‌ آلبوم به‌ کل داستان سازی بودند و نویسنده خواستار ایجاد فضایی در ذهن مخاطب بوده است به‌ همین‌ دلیل شاه بیت خاصی نداشت و  ما به‌ الاجبار  دو یا چند بیت رو انتخاب کردیم

​​​​​

ترک اول تسخیر
*اینتروی آلبوم ، یعنی ترک تسخیر به دلیل اینکه هدف خواننده فضا سازی برای مخاطب بود بیتی نداشت که به عنوان شاه بیت انتخاب بشه *
ترک دوم متاسفم

چاره ی ترس از آزادی چیه؟ اگه دلتنگ حبس شی بعد زندان

***

درست مرکز تصویر

تاریخچه ای که آینده رو گذاشته مقصد تحقیر

وقتی زنده موندن اوج هنر بود 

چطوری میتونم بگم دستمه تصمیم؟ 

***

رو پوست سرطانی شهرم از آسمون میباره غده

چرک کهولت پخشه رو پوسته

رو به‌ روی ابرو میبازه غرش

یکسانی بود ارزش برتر

که همیشه می‌زد زیرآب جنبش

ترک سوم بزرگراه متروک

زمان خشک میشد تو شک به‌ لحظه ها امید تو قحطی مرد از فرط گشنگی گرسنگی میگفت یالا خودتونو هل بدین

سفره ها میسوختن زیر داغی سرب دین... 

***

اگه پاییز رفیق اشک های چشمم نبود

زمستون علت یخ قلبم نبود

اگه تابستون پوست منو نکنده بود 

چه میدونین؟

شاید من بهار بودم

 

ترک چهارم تماس

تماسم از دل فتنست

از زمان که منو طي کرد

خط انداخت رو این پیکر

یه خلافم پر پيگرد

ترک پنجم آغوش 1

من آواره توی شهرش

اون آواز ناب مقصد

***

دلیل همینه که حال من اینه 

انگاری لطافت رشدم نمیده 

علت احساس لالِ من اینه 

***

آتیش کلبه رو به‌ راه کردم از آیینه صد تيکه ی روی طاقچه از صد تا جهان نگاش کردم

ترک ششم کودک

هیچی پیش نرفت اونطوری که پیش بینی میشد

و پهنه ی اسمون نیلی شون هم

تا به‌ دست‌ من می‌خورد قیری میشد

هر جا روی خوش‌ نشون این روزگار میدادم دست بی‌ مهرش سیلی میشد

***

زوری پر کردن غم و لحظه ام به چه کار؟

روح ملیح که تاب نمیاره

دست خالی بدون طعمه رفتن به‌ شکار

مرده متحرک تابوت نمیخواد

دیگه چاله کندن به‌ چه کار؟

***

چطو پاک کنم دست آلوده به‌ خون رو تو این شر وجود با سَردَر شوم؟

ترک هفتم برگشت
**این ترک اسکیت میباشد**
ترک هشتم تو خیابون

تو خیابون بر افراشت قد دود سفيد

نفس، آرزو به‌ تَنگ می‌رسید... 

***

تو خیابون مهمونی فلز های داغه

و سینه ها شکافته با این شگرد های قاتل

***

تو خیابون رو هوا معلقند جوانه ها

ببین چه بی‌ جاذبست زمان ما...

"فریاد انتقام داد احترام چیدمان روی صحنه" 

ترک نهم نویسنده

هستی من آروم آروم نیستی میزایید

ولی نبودن نبودِش تو گروه خونم

***

تَرَک هام تخمِ خباثتِ نیاکان 

نصفم به‌ جرمِ جنایتِ نیاکان 

اونی که بي خبر از ديروزمونه

من شک ندارم‌ که فرداش آلودس

***

ترک دهم خیال

من بیمار میشم از عادت  از چَشم های بی‌ حرارت  از رهگذران عبور  از تخت های بی‌ عیادت... 

***

گاهی که کم میارم زیر وزنم 

کوچ میکنم به‌ دره ی یاد 

اونجا که لای موی خیال میپیچه صدای خنده ی باد

***

گاهی رفتن بدون وداع 

یه درود میشه به‌ ادامه ی راه 

بهای دیدن درد بودن 

کندن چتره بدون نجات

ترک یازدهم بی‌ خط

جنس ما اگزمای پوست اجتماعی بود  که شباش نمی‌رسید به‌ سپیده دم  کتاب ها که چاپ میشد داستانای ما بودند از ما بیشمار قصه میشه کشف

***

لب جوب. ما بودیم 

آب نبود،عمر بی‌ کَله بود 

که ندیدیم چطور می‌گذشت 

دور تا دور مغزمون نرده بود 

***

هم منظره ی پنجره غروب

هم پنجره ی منظره غروب

تاریخ تاریکی واسمون به‌ ارث گذاشت 

که ریشه دوونده بود تا ته وجود 

***

لحظه ها که بي ثباتن 

همه رفتگان و موندگان کیش و ماتن

بین راهی های وسط باز انگل ها بودن 

استرس فردا به‌ ما راه دیوو باز کرد

***

عدالت، امید 

واژه های شوم! 

همون خالی بکن های زیر پای ارزو

مدرنیته رسید با مسجد های شيک تر 

کهنگی و سنت با لباس های خوب

***

خدا داشت تلوزیون نگاه میکرد و مادرم دعا:))) ?

خدا داشت واسه خودش چایی دم میکرد و مادرم دعا... 

***

دادم ترجيح چروکِ واقعیت رو به‌ اُتو کشیده های روی فیگورِ دروغ 

اتفاق افتاد بیرونِ وقوع با کلی نیروی بروز تو انتها که میپوسه شروع

ترک دوازدهم برای دوست خوبم

تو خونه‌ آخر  اتکا میکنم باز به‌ ارتکاب باور  تو قفس ساخته شده با یاوه های دیروز  چه بی‌ مهابانه زد انزجار ما پر

***

ما اون اوج خواستن ایم تو اوج بی‌ میلی

تو منطقه ممنوعه آب ما خودِ سیل ایم

***

هر چند ما نشنیدیم جز صدای اصطکاک 

اون بیرون که همدیگه رو هل می دن تو گور

انزوا بهای گزاف ما زنده هاست

ترک سیزدهم آغوش 2

بی‌ حسی سارق روحه برنگشته ترین آب به‌ جوبه منم حاملِ برف  که سفیدیم زنده به‌ گوره

***

از دور یه رایحه خوبه 

تا این سنگینیمو بِروبه 

دوست داشتن حادثه بود

چه حد از این حادثه خوبه؟

***

نرسیدن فکر و خیاله

و رسیدن ترس عظیم از دست دادنه

راه گریزی نیست از بودن یک ور معادله

نامساوی ترین مبارزه

 

ترک چهاردهم ضد

مثل باری که گذاشته شریعت به‌ گُرده اجازه مبدم احساس شدیدم یه جوک شه  تو این بداهه بودن و وضعیت مضحک آزادیِ من کنجکاوی هامه  ***

من تنها راه و مسیرم به‌ قطبه و پر شک و تردیدم به‌ تغییر جمعی 

وقتی عوض نمیشه هیچ کسی بعدِ مشکل 

کتاب میمیره اگه قَریحم بخشکه

***

هنوزم سبزم تو وسط های پاییز

بنیان متن حرکتم قبل جابه جایی 

جلو سواره نظامِ روشن فکری زرد 

شعله می‌سازم با نفس های خالیم

***

رو به‌ روتون می ایستم تا ابد تمام قد 

زنده باد خشکی جزیره 

نه به‌ دروغ با طراوت 

آسودگی نئشگی میزاد

درود به‌ سختی تداوم مهارت 

ترک پانزدهم قطب

تو جایی که با مداد میشکنیم دست کودن ها اکتفا می‌کنن به‌ شهرت  واسه من همیشه چیز بیشتری هست

***

شکسته ها شکست ناپذیرن

سستیتون یه لباسِ قناسِ بی‌ رنگه

ترک شانزدهم گیر

 در این ترک که اوترو آلبوم میباشد نویسنده داستان به اوج خیال خودش میرسه که تو ترک کامل مشخصه که داره فلشبک میخوره به کل ترک های قبلی و جنگ با غول که احتمالش هست  نویسنده داستان در خاطراتش گیر کرده و دوباره از نویسنده چیره دستی که در طول آلبوم تبدیل شده بود به‌ انسان افسرده ای تبدیل می‌شود.

در بک گراند این آهنگ هم ترک های‌ کودک و اغوش پخش میشود که نشان می‌دهد کودک و عشق نویسنده دو چیزی که در فرایند این تحول از دست داده خیلی براش با ارزش بوده اند 

اميدوارم لذت برده باشید 

با تشکر از عرفان و آقا رضا