یولیان ناگلزمان از زمان ورود به بایرن مونیخ، مسیر پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته اما در حاضر شرایط خوبی در این تیم دارد و به نظر می‌رسد فعلاً همه چیز برای او خوب پیش می‌رود. طرفداری | یولیان ناگلزمان به تازگی در مصاحبه‌ای مفصل با «WELT AM SONNTAG» درباره تجربه‌اش از زمان حضور در بایرن مونیخ و رویاهایی که بیرون از زمین فوتبال به دنبال آن‌ها است، صحبت کرده است.

مهم است که با زندگی عادی‌تان در ارتباط باشید. فکر نمی‌کنم که اگر تمام وقت خود را به فوتبال اختصاص دهید، سالم باشد. فوتبال همراه با عطش و شور و اشتیاق پیشرفت می‌کند. زمانی به این می‌رسید که در زندگی‌تان چیزهای الهام بخشی دیگری هم داشته باشید.

 قبل از آنکه این کار را کنم، تصور می‌کردم که به عنوان سرمربی بایرن مونیخ چه چیزی انتظارم را می‌کشد و اطلاعات زیادی نیز در مورد آن جمع آوری کردم. با این حال چیزی که نمی‌توانید خود را کاملاً برای آن آماده کنید، تفکر تماماً سفید و تماماً سیاهی است که در اینجا وجود دارد. یا همه چیز عالی است یا همه چیز افتضاح، هیچ حد وسطی وجود ندارد.

برای مثال در ابتدای فصل گذشته من به دلیل صحبت درباره برخی موضوعات تحسین شدم و به چشم یک نفس و نیروی تازه (برای باشگاه) دیده می‌شدم. اما تقریباً در عرض یک شب، دقیقاً همین موضوع در دید عموم به عنوان یک عامل منفی تفسیر می‌شد. برای مثال از نظر ورزشی قبل از بازی مقابل پاری سن ژرمن، این انتقاد مطرح شد که ما مدام بین 4 دفاع و 3 دفاع جابه‌جا می‌شویم. پس از آن، از این به عنوان بهترین تاکتیک تمجید کردند. درک چنین افراط‌هایی سخت است. در بایرن مونیخ، فوتبال را با سرعت زیادی تجربه می‌کنید. اگر ما حذف می‌شدیم، همه می‌گفتند که یک تاکتیک فاجعه بار از سوی ناگلزمان؛ چرا او با استانیشیچ بازی کرد؟ 

اکنون کمی محتاط‌تر شده‌ام و دیگر درباره همه چیز اظهار نظر نمی‌کنم. فکر می‌کنم در چند ماه گذشته به این موضوع توجه شده باشد. اما یک چیز برای من اهمیت دارد که تاکید کنم، من بازیگر نیستم. گاهی اوقات مردم می‌گویند که من صحبت‌هایم را از قبل کنفرانس خبری آماده می‌کنم اما این درست نیست. از من سوال می‌شود و من پاسخ می‌دهم. من هیچ تمایلی به نقش بازی کردن ندارم. وقتی در 28 سالگی در بوندسلیگا مربی شدم، به مادرم گفتم که اگر فشار روی من آن قدر زیاد شود که مردم از من بخواهند به چیزی وانمود کنم که نیستم، کنار خواهم کشید. هرگز ادعا نمی‌کنم که تمام حرف‌هایم درست هستند. در کنفرانس‌های خبری نیز اشتباهاتی داشته‌ام اما کسی که نظری ندارد، کارش راحت‌تر است. من ترجیح می‌دهم نظر داشته باشم زیرا فکر نمی‌کنم که بدون آن خوشحال‌تر باشم. 

من دوستان زیادی دارم که هیچ کاری به فوتبال ندارند. خوشبختانه از آن‌ها نشنیده‌ام که شخصیتم تغییر کرده باشد. اما به عنوان سرمربی، درگیر کردن بازیکنان پیش‌رو و رهبر (در برنامه‌هایتان) و همراه کردن‌شان با خودتان نسبت به باشگاه‌های قبلی‌ام اهمیت بیش‌تری دارد. این یک جامعه است. بازیکنان ما در اینجا پیروزی‌ها زیادی به دست آوردند و تجربه زیادی دارند. اما تاکنون هیچ بازیکنی به سراغ من نیامده که بگوید من نمی‌خواهم در سیستم سه دفاعه بازی کنم. بازیکنان خواسته‌های خود را در مورد پستی که می‌خواهند در آن بازی کنند، بیان می‌کنند. آن‌ها می‌توانند و باید نظر بدهند. این برای من خیلی اهمیت دارد و از آن حمایت می‌کنم اما من کسی هستم که در نهایت باید تصمیم بگیرد. من به تیم می‌گویم که چگونه می‌خواهیم بازی کنیم، بازیکنان هم می‌خواهند استدلال‌ها را بشنوند و من این را به آن‌ها خواهم داد. پس از آن هر کسی می‌تواند نظرش را بیان کند.

این سوال پایان نامه‌ام نیز بود و اکنون چیزی را می‌گویم که در همان زمان گفتم. «کنترل بازی از طریق مالکیت و تغییر سرعت»، که این تا امروز تغییری نکرده است.

من بعد از هر شکست، احساس شرمندگی می‌کنم. از خودم انتقاد می‌کنم و خیلی چیزها را زیر سوال می‌برم. من همیشه پذیرای انتقادهای واقعی هستم. خیلی چیزها را زیر سوال بردم و با خیلی چیزها در بایرن مونیخ سازگار شدم. ترکیب، کیفیت بازیکنان و اندازه باشگاه.

این یعنی در سه سال آینده باید در لیگ قهرمانان اروپا، قهرمان شوم. البته که این موضوع نیز باعث خوشحالی من خواهد شد. اگر سه گانه به دست آورید، ماموریت شما در بایرن مونیخ انجام شده است؟ این قطعاً یک موفقیت ویژه خواهد بود.

من بازیکن بودم و سپس دو دوره تحصیلی (مربیگری) را پشت سر گذاشتم. با دریافت مدرک مربیگری‌ام بلافاصله مربی شدم. من هرگز استراحت نکردم و از 16 سالگی وارد فوتبال شدم. چیزهای زیادی خارج از فوتبال وجود دارند که مرا خوشحال می‌کنند و من نمی‌خواهم تا 70 سالگی‌ام برای انجام‌شان صبر کنم. می‌توانید مثال بزنید؟ تور مسافرتی در آلاسکا و کانادا، کمپ زدن در کوه‌های آلپ، دویدن برای مدت طولانی در جاده. همچنین به دلیل کمبود وقت من گواهینامه خلبانی‌ام را لغو کردم و هواپیمای سبکم را فروختم اما دوست دارم گواهینامه پاراگلایدر بگیرم. من به خوبی می‌توانم تصور کنم که پس از دوران مربیگری‌ام، کار در مشاغل دیگر را یاد بگیرم. معماری در کنار ساخت و ساز و نجاری برای من جذاب هستند.