درود دوستان در این مطالب می‌خوایم که گروه آکاتسوکی  (انیمه ناروتو) رو به شما معرفی کنیم و اگر کسی مایل هست می‌تونه با قرار دادن نماد اکیپ و فالو کردن اکانت مارو همراهی کنه و در فعالیت های بعدی مارو یاری کنه 

در کل اکاتسوکی یک سازمان جنایی است که حاوی ده نینجای سطح S شناخته شده است. اوروچیمارو نیز زمانی عضو این گروه بود اما پیش از شروع فعالیت اصلی سازمان جدا و کسی جایگزین او نشد. به این ترتیب این سازمان با نُه عضو به فعالیت خود ادامه داد.

هر کدام از اعضای این گروه اهدافی برای خود داشتند اما هدف اصلی گروه آکاتسوکی به دست آوردن جانوران دم-دار و تسلط بر دنیا بوده است.

اعضای این گروه ماموریت‌های خود را به صورت دو نفره انجام می‌دادند. هر یک از این زوج‌ها باید قابلیت‌ها و خلق و خوی فرد دیگر را تکمیل می‌کردند.

ویژگی مشترک اعضا مربوط به پوشش آن‌ها بود که شامل یک لباس مشکی بلند با ابرهای قرمزرنگ بود. آن‌ها برای مخفی نگه داشتن هویت خود از یک نوع کلاه استفاده می‌کردند که پس از افشای هویت‌شان آن را کنار گذاشتند.

اعضای آکاتسوکی هدبندهای اصلی شینوبی خود را به همراه داشتند با ولی به نشانه‌ی ترک کردن دهکده‌ی خود یک خراش روی علامت آن ایجاد کرده بودند.

این گروه در ابتدا توسط یاهیکو، ناگاتو، و کونان و با افکاری صلح‌آمیز شکل گرفت. یاهیکو رهبری گروه را بر عهده داشت، اما با مرگ یاهیکو افکار متعصبانه بر این گروه تسلط پیدا کرد. پس از آن به نظر می‌رسید که رهبری آکاتسوکی بر عهده پین است اما بعدها مشخص شد که اوبیتو رهبر حقیقی این گروه است و تا مدت‌ها از پشت پرده این گروه را هدایت می‌کرده است.

​​​​​

اعضای آکاتسوکی 

توجه توجه! خطر اسپویل

۱.ناگاتو (Nagato)یک شینوبی از آمگاکوره و از نسل قبیله اوزوماکی است. او به همراه دوستانش گروه آکاتسوکی را با اهداف صلح‌آمیز تشکیل داد اما با مرگ رهبر این گروه، ناگاتو افکار متعصبانه‌تری برای رسیدن به صلح را در پیش گرفت و لقب پین را برای خود برگزید.

ناگاتو پس از مرگ یاهیکو، رهبر پیشین گروه آکاتسوکی خودش به رهبر گروه تبدیل شد. او از رینگان بهره می‌برد و بر همین اساس قبلا دارای شارینگان بوده است. این به او اجازه می‌دهد تا از هر شش عنصر طبیعت بهره ببرد و توانایی یادگیری هر جوتسویی را داشته باشد.

ناگاتو و دو تن از دوستان او یعنی یاهیکو و کونان در جنگ داخلی سرزمین باران یتیم شدند. جیرایا فردی بود که اقدام به پرورش دادن ناگاتو و دوستانش کرد و باور داشت که ناگاتو فردی برگزیده است. اتفاقات مربوط به جنگ باعث شد تا این سه دوست به سمت افکار صلح‌آمیز سوق پیدا کنند و گروهی تحت عنوان آکاتسوکی را ایجاد کنند.

در مقطعی یاهیکو طی تله‌ای که توسط رهبر دهکده پنهان باران یعنی هانزو، و دانزو ایجاد شده بود کشته شد. این موضوع باعث خشم فراوان ناگاتو و متعاقبا احضار مجسمه شیطانی مسیر بیرونی شد، فرآیندی که منجر به فلج شدن او شد. ناگاتو باور داشت که این رنج اندیشه‌ی او را روشن‌تر کرده و قدرتش نیز او را به یک خدا تبدیل کرده است. از این رو او نام مستعار پین را به خود داد و شش جسد از جمله جسد یاهیکو را به خود تجهیز کرد. او با چاکرای به دست آورده بر دهکده پنهان باران تسلط پیدا کرد. هدف او بهره بردن از جانوران دم-دار به منظور سلاحی برای پایان دادن به جنگ بود. هر یک از شش بدن او (در واقع هفت بدن) حامل یک مهارت متفاوت بود و برای شکست دادن پین می‌بایست تمام این بدن‌ها یک جا از بین می‌رفتند.پین به سرعت بدن از دست رفته خود را با بدنی دیگر جایگزین کرد و به امید اسیر کردن ناروتو اوزوماکی و دستیابی به جانور دم-دار او به کونوها رفت. بعد از این که بدن‌های او وارد درگیری با اهالی کونوها شدند، و در مقاطعی شکست خوردند پین رو به استفاده از شینرا تنسی آورد، قابلیتی که همانند یک بمب هسته‌ای عمل می‌کرد و دهکده را به کل نابود می‌کرد. ناروتو در حالت تقویت یافته و جدید خود نبردی طولانی و شگفت‌انگیز را با پین انجام داد. پین در نهایت شکست خورد و ایده‌های ناروتو در مورد صلح را پذیرفت. او سپس با استفاده از یک جوتسو تمام نینجاهای کشته در این جنگ را احیا کرد و خودش نیز در این فرآیند مرد.

با این حال او مدتی بعد توسط کابوتو و به وسیله یک جوتسو احیا شد و با ایتاچی که به همین روش احیا شده بود همراه شد. این دو در ادامه با ناروتو و کیلر بی روبرو شدند و نبردی میان آن‌ها شکل گرفت. در این مقطع مشخص شد که پین بدون داشتن بدن‌هایش نیز قادر به استفاده از جوتسوهای شش طریقت است. او تقریبا موفق به کشتن ناروتو و بی شده بود اما با رهایی یافتن ایتاچی و برگشتن اختیار به او، ناگاتو توسط سوسانوی ایتاچی مهر و موم شد. در انتها او افشا کرد که همانند ناروتو فردی از قبیله اوزوماکی بوده است.

۲. اوبیتو اوچیها 

اوبیتو اوچیها (Obito Uchiha) یکی از اعضای قبیله اوچیها در دهکده کونوهاگاکوره است. باور بر این بود که او در هنگام جنگ جهانی شینوبی سوم کشته شده اما او توسط مادارا اوچیها از مرگ نجات پیدا کرد و با هویت توبی و در مقطعی با نام مادارا نقشه‌های خود را پیگیری کرد.

اوبیتو در زمان بچگی عضوی از تیم میناتو نامیکازه، و هم‌تیمی کاکاشی و رین بود. او در حین انجام ماموریتی برای نجات دادن جان کاکاشی اقدام کرد اما خودش زیر آوار گرفتار شد و دچار جراحتی مرگبار شد. او در حالی که شانسی برای زنده ماندن خود نمی‌دید از رین خواست تا چشم چپش را به کاکاشی پیوند بزند، چرا که کاکاشی مدتی قبل یکی از چشمانش را برای محافظت از او از دست داده بود. پس از این ماجرا اوبیتو برای همگان مرده قلمداد شد.

اما جان او توسط مادارای سالخورده نجات پیدا کرد، کسی که نیمه‌ی تخریب شده‌ی بدن اوبیتو را با بافتی زنده از سلول‌های هاشیراما جایگزین کرد. در ابتدا اوبیتو برای شرکت در نقشه‌های مادارا مخالف بود اما بعد از مشاهده‌ی مرگ رین و شوک روانی که به او وارد شد، اوبیتو قبول کرد تا با مادارا همکاری کند. در واقع مرگ رین نقشه‌ای از پیش تعیین شده بود که مادارا برای رسیدن به هدفش کشیده بود. پس از مرگ مادارا، اوبیتو طبق نقشه‌ی او نام مادارا را در فقدان او یدک کشید. او دوازده سال پیش از شروع وقایع مجموعه، به دهکده کونوها حمله کرد و روباه نه-دم را از بدن کوشینا اوزوماکی رها کرد، اتفاقی که نهایتا به مرگ کوشینا و همسر او یعنی میناتو نامیکازه ختم شد.

هشت سال بعد، او گروهی تحت عنوان آکاتسوکی را پایه‌گذاری کرد و نینجاهای قدرتمندی را جذب این گروه کرد. او پس از جذب ایتاچی اوچیها، به او کمک کرد تا قبیله‌ی اوچیها را قتل عام کند

او در گروه آکاتسوکی با نام توبی شناخته می‌شد و در واقع فردی بود که این گروه جنایی را از پشت سایه‌ها اداره می‌کرد. او پس از مرگ ساسوری، با پیشنهاد زتسوی پلید به همدست دیدارا، دیگر عضو آکاتسوکی تبدیل شد. او در این مقطع ماسکی بر صورت داشت تا هویت واقعی‌اش مشخص نشود و همین طور رفتارش را به مانند یک فرد شوخ و تا حدی مشنگ تبدیل کرد.

نقشه اصلی او این بود که خودش به جینچوریکی ده-دم تبدیل شود تا با هیپنوتیزم کردن تمام مردم، بر دنیا تسلط پیدا کند. تمام اقدامات او از جمله احیای جینچوریکی‌ها، ربودن رینگان، و رهاسازی ارتش زتسوی سفید نیز در همین راستا بود. شروع جنگ او طی مقابله‌ای با ناروتو اوزوماکی و کیلر بی شروع شد و سرانجام به کل اتحاد شینوبی بسط پیدا کرد. در این زمان مادارای احیا شده و همین طور یک جانور ده-دم ناقص پشتیبان او بودند. اوبیتو در نهایت به جینچوریکی ده-دم تبدیل شد اما توسط اتحاد شینوبی شکست خورد و توسط ناروتو به خطاهای خود پی برد. مادارا که شانس دستیابی به قدرت را برای خود می‌دید اقدام به تصاحبت ده-دم کرد.

با موفقیت مادارا در اجرای سوکویومی ابدی، جنگ وارد سطح جدیدی شد. با این حال زتسوی سیاه طبق نقشه‌ای که از سالیان خیلی دور کشیده شده بود با حمله‌ای ناگهانی به مادارا او را مجبور به یک دگرگونی کرد تا پیشگام چاکرا یعنی کاگویا اوتسوتسوکی رهایی پیدا کند. تیم ۷ به لطف تلاش‌های اوبیتو سعی کرد در برابر فنون کاگویا مقاومت کند اما در نهایت اوبیتو جان خود را برای نجات ناروتو تسلیم کرد. اوبیتو پس از مرگ به دنیای دیگر رفت و به معشوقه از دست رفته‌ی خود یعنی رین ملحق شد.

۳. ایتاچی اوچیها 

​​​​​​ایتاچی اوچیها (Itachi Uchiha) اعجوبه‌ی قبیله اوچیها از دهکده کونوهاگاکوره بود که همچنین در مقطعی به عنوان یک کاپیتان آنبو خدمت کرده است. او برادر ساسوکه اوچیها است

ایتاچی فردی بسیار کم صحبت و کم تحرک است، با این حال او حتی برای یک نینجای رده-بالا هم حریف قدرتمندی محسوب می‌شود. او از زمان کودکی یک اعجوبه و مستعد بود و از آن زمان روند پیشروی خود را حفظ کرده بود. ایتاچی متخصص گنجوتسو و استاد فنون سبک آتش در قبیله‌ی خود بوده است. او منحصرا داری قابلیت منفجر کردن کلون‌های خود است و زمانی که به آن‌ها احتیاجی نداشته باشد از کلون‌ها به منظور یک اقدام هجومی استفاده می‌کند.

ایتاچی باور داشت که برای دستیابی به مانگکیو شارینگان (حالت پیشرفته‌تر شارینگان) باید نزدیک‌ترین دوست خود را بکشد. بعدها او در مقطعی طی یک اقدام شوکه‌کننده تمام اعضای قبیله خود از جمله پدر و مادرش را قتل عام کرد، اما بنا به دلایل شخصی برادرش ساسوکه را زنده گذاشت. او پس از قتل عام قبیله اوچیها به عنوان یک جنایتکار بین المللی شناخته شد و پس از مدتی به یک سازمان جنایتکار جهانی به نام آکاتسوکی پیوست.

او حامل مانگکیو شارینگان است و این موضوع سه جوتسوی خارق‌العاده را در اختیار ایتاچی می‌گذارد؛ یکی از آن‌ها آماتراسو است، شعله‌ای سیاه‌رنگ که از خورشید هم داغ‌تر است و حتی می‌تواند سایر شعله‌ها را بسوزاند؛ جوستوی دیگر او یک گنجوتسو به نام سوکیومی است که روان و فیزیک حریف را هدف قرار می‌دهد و ایتاچی به واسطه‌ی آن قادر است حریف خود را تنها در کسری از ثانیه به مدت روزها عذاب دهد؛ جوتسوی دیگر او سوسانو است که ایتاچی به واسطه‌ی آن یک مبارز معنوی و بزرگ را احضار می‌کند که به اراده‌ی ایتاچی اقدام به حمله یا دفاع می‌کند. این جوتسوها اگرچه بسیار قدرتمند هستند اما استفاده از آن‌ها می‌تواند به چشم کاربر آسیب بزند و حتی منجر به کوری شود.

تنها حضور او در بخش اول مجموعه مربوط به بعد از امتحانات چونین بود، جایی که او همراه با همدستش کیسامه برای اسیر کردن ناروتو اوزوماکی به کونوها آمده بود. ایتاچی و کیسامه به آسانی بر افرادی چون کورنای، آسوما، و کاکاشی غلبه کردند اما برای جلوگیری از یک درگیری بزرگ عقب‌نشینی کردند. زمانی که ساسوکه متوجه شد که برادرش به کونوها آمده بلافاصله برای نبرد با او اقدام کرد اما ایتاچی به راحتی او را شکست داد و با آوردن فشار روانی بر ساسوکه احساس حقارت را در او بیشتر کرد. بعد از این که تهدید آکاتسوکی به طور موقت توسط جیرایا رفع شد، ایتاچی دستور گرفت تا برای مدتی برای اسیر کردن ناروتو اقدام نکند.

در بخش دوم مجموعه، بعد از اسیر شدن گارا توسط آکاتسوکی، رهبر این گروه یعنی پین یک کلون از ایتاچی ایجاد کرد تا ماموریت نجات گارا را به تاخیر بیندازد. تیم ۷ این کلون را شکست داد و ایتاچی برای مدتی ظاهر نشد تا این که او یک رویارویی مختصر با ناروتو داشت و سپس به نبرد با برادرش رفت. ایتاچی در هنگام رویارویی با ناروتو یک کلاغ حاوی شارینگانی از دوستش را در دهان ناروتو فرو کرد. او ادعا کرد که ساسوکه را به این خاطر زنده نگه داشته است تا چشمان او را برای خود بردارد. با این حال ایتاچی قبل از این که بتواند ساسوکه را بکشد به دلیل داشتن یک بیماری حیاتی جان خود را از دست داد.

مدتی پس از مرگ ایتاچی، کابوتو به واسطه‌ی یک جوتسوی ویژه اقدام به احیا کردن افراد مختلف از جمله ایتاچی کرد. ایتاچی و سایر افراد احیا شده تحت کنترل کابوتو بودند و از خود اراده‌ای نداشتند اما ایتاچی به واسطه‌ی کلاغی که قبلا در بدن ناروتو قرار داده بود موفق شد خود را از کنترل کابوتو خارج کند. با این اتفاقات مشخص شد که انگیزه‌های او پیچیده‌تر از آن چیزی بوده که به نظر می‌رسید و اعمال او در واقع در منفعت برادر و دهکده‌اش بوده است. در مقطعی ایتاچی و ساسوکه با هم متحد شدند و تلاش کردند تا اقدامات کابوتو را متوقف کنند. پس از موفقیت در این امر، ایتاچی آخرین حرف‌هایش را به ساسوکه زد و سپس روحش به دنیای پس از مرگ بازگشت. او در نهایت به عنوان یک شینوبی وفادار به کونوهاگاکوره ثابت شد.

۴.دیدارا 

دیدارا (Deidara) یک نینجای فراری درجه-S از ایواگاکوره بود. او در زمان حضورش در این دهکده یکی از اعضای دسته‌ی انفجار بود. بعد از ترک دهکده او مجبور شد به آکاتسوکی ملحق شود و به جوان‌ترین عضو این گروه تبدیل شود. دیدارا در این گروه با ساسوری شریک شد و پس از مرگ او، تا زمان مرگ خودش با توبی شریک بود.

دیدارا در زمانی که یک شینوبی ایواگاکوره بود از اونوکی شناخت پیدا کرد و با سبک مبارزه‌ی او آشنا شد. او دارای ککی گنکای رهاسازی انفجار بود که مخصوص اعضای دسته‌ی انفجار بود. با وجود این که او برای مجسمه‌های رُسی‌اش ستایش می‌شد اما دیدارا تمایل داشت تا به چیزی فراتر از این دست پیدا کند و از این رو یکی از کینجوتسوهای دهکده‌اش را ربود که این کینجوتسو به او اجازه می‌داد تا چاکرای خود را درون مواد مخلوط کند. او افرادی که در تعقیبش بودند را با رس انفجاری از سر راه برداشت و سرانجام به هنری که دوست داشت دست پیدا کرد. از آن زمان به بعد دیدارا به یک نینجای فراری تبدیل شد و با کمک قدرت‌های انفجاری خود به شورشیان کشورهای دیگر خدمت‌رسانی کرد.

فعالیت‌های دیدارا باعث شد تا توجه آکاتسوکی به او جلب شود، و به این ترتیب ایتاچی، کیسامه و ساسوری برای استخدام او فرستاده شدند. دیدارا در ابتدا پیشنهاد پیوستن به این گروه را قبول نکرد تا این که ایتاچی او را به یک چالش دعوت کرد که در صورت شکست می‌بایست به این گروه می‌پیوست. دیدارا به راحتی توسط شارینگان ایتاچی شکست خورد و به این سازمان پیوست و شریک ساسوری شد. در انیمه، ساسوری و دیدارا بلافاصله ماموریت گرفتند تا اوروچیمارو را به خاطر خیانت کردن به سازمان از بین ببرند. دیدارا پایگاه مربوط به اوروچیمارو را بمباران کرد اما از آنجا که او و ساسوری موفق به یافتن جسد او نشدند بنابراین قادر به تائید مرگ او نبودند.

دیدارا به خاطر شکست خوردن توسط ایتاچی همیشه نوعی نفرت از او و شارینگان او داشت. او که از قدرت فوق‌العاده‌ی ایتاچی آگاه بود، برای انتقام گرفتن از او تمریناتی اختصاصی را شروع کرد از جمله تمرین دادن چشم چپش برای مقابله با گنجوتسو، و همین طور ابداع فن C4.

۵.هیدان 

هیدان (Hidan) یک نینجای درجه S است که از دهکده یوگاکوره جدا شد و بعدها به آکاتسوکی پیوست. در گروه آکاتسوکی، با وجود این که او و کاکوزو با هم اختلاف داشتند اما با یکدیگر همکار شدند. کیسامه هوشیگاکی آن دو را با خنده ترکیب زامبی خطاب می‌کرد. در زمان معرفی توبی، هیدان دومین فرد در میان جدیدترین اعضای آکاتسوکی بود.

در مقطعی هیدان دهکده خود را ترک کرد تا به یک آیین فرقه‌ای به نام جاشین بپیوندد، آیینی که هدفش چیزی جز کشتار نبود. او از طریق آزمایش‌هایی با تکنیک سری جاشین، قادر به دستیابی به جاودانگی شد.

در این انیمه، یوگاكوره از آكاتسوكی درخواست کرد تا هیدان را به خاطر اقدامات آدمکشی‌اش حذف كند که این موضوع باعث شد تا پین سه نفر از این سازمان شامل ایتاچی اوچیها، كونان و كاكوزو را برای رسیدگی به این موضوع اعزام کند. پس از مواجه شدن هیدان با این سازمان، او سعی کرد تا كاكوزو را بکشد و موفق به نابود کردن یكی از قلب‌های او شد. این اتفاق باعث شد تا کونان به هیدان فرصت عضویت در آکاتسوکی را بدهد، که هیدان آن پذیرفت. دلیل پیوستن او بیشتر به خاطر علاقه‌مند شدن هیدان به کاکوزو بود که او نیز یک پیشگام در جاودانگی بود. هیدان پس از پیوستن به این گروه، با کاکوزو همکار شد و وظیفه‌ی اسیر کردن جینچوریکی دو-دم را بر عهده گرفت.

مدتی بعد، هیدان و کاکوزو با ساسوری و دیدارا ملاقات کردند تا در مورد ماموریت‌های جدید خود که توسط آکاتسوکی تعیین شده بود گفتگو کنند. آن‌ها انتخابی میان یک ماموریت پولساز و یک ماموریت جنگی داشتند، که وقتی ساسوری و دیدارا هیچ علاقه‌ای به ماموریت پولی نشان ندادند، کازوکو این ماموریت را برگزید که باعث ناراحتی هیدان شد. این دو وظیفه اسیر کردن جینچوریکی هفت-دم را بر عهده گرفتند و هیدان برای ردیابی این هدف کاکوزو را همراهی کرد. پس رویارویی با فو (Fū)، هیدان از این موضوع مبهوت شد که فو علی‌رغم دانستن در مورد تاریخچه کاکوزو، قصد دارد با این شینوبی سرکش دوست شود.

خب این مطلب هم به اتمام رسید با تشکر فراوان از Akatsuki Mobin عزیز که مارو تو این مطلب بسیار یاری کردند .

منبع:ویکی ناروتو 

​​​​​