یه روز داشتم تو خیابون قدم میزدم.حوس تیتاپ طلایی و نوشابه کردم. رفتم خریدم و نشستم و خوردم و خیلی هم چسپید . در راه برگشت به خونه یه نون گرفتم و خواستم که برم یه یارویی با لباس غارسا اومد و گفت غارسایی هستی؟ گفتم نه قارچ سلونایی نیسم رئالیم.گفت خاک تو سرت رئال فن و شیشصد بار گفت مافیای پرز مافیای پرز منم بهش گفتم بیا این قرص فشارو بخور غارساگیتی مصی هم که تو پاریس هیچ غلطی نمکنه و پاریص همش میبازه گفت چون نیمار مصدوم شده مصی ناراحته بد بازی میکنه و کلی داشت چرت و پرت میگفت منم به شاه ماهی جزیره زنگ زدم و باهم پارش کردیم.
خاطره ی من از هم صحبتی با یه غارسایی
۲۵۲ بازدیدجمعه ۰۴ فروردین ۱۴۰۲ - ۱۷:۳۳
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.


