?وقتی اتوبوس واژگون شد تاریخ و جغرافیا از خشتک ما گذشتند و بویی فضا را آکنده كرد. ریده بودیم؟

. ?پس از جام ملتهای آسیا و پس از بازی با عراق که از خوشحالی کک می‌‌زدیم و دک متر می‌کردیم، ناگهان وحی از سمت سردار قلیچ‌خانی نازل شد که نکنید، سوسیس است، سوسیس موزامبیکی!! هو الشارلاتان، البته برای آنها که می‌اندیشند. فقط مانده بود بگوید اسکوچیچ دگوری نیست تا دیگر کامل جر بخوریم. . ?سردار قلیچ که همیشه می‌گفت سرگرمی من شده بازی با این داس و چکش خسته‌م، به ناگاه تنگش گرفت و البته چه باک که بگوئیم باران رحمت بود. سارتر گفته است اگر در زمستان بیرون می‌روید چتر را با خودتان ببرید، اما ما عاشق بودیم و فقط رول کردیم و به بیرون شتافتیم. بله ما در اینجا دو شقه شدیم، چسمالی شدیم بین دو خدا ساندویچ شدیم.

. ?اما قلیچ‌خانی دکترای آدم‌شناسی داشت، فراموش نکردیم او همان کسی بود که در تنگاتنگ انقلاب کوبا سمت درست تاریخ یعنی باشگاه پارتیزان بلگراد ایستاد. . ?بله این بار هم حق با قلندر امجدیه بود، کیروش شارلاتان بود خودمون هم می‌دانستیم ولی این شارلاتانیسم مزه خوبی داشت، ما خوردیم و هسته‌اش را همین اواخر تف کردیم، شما نکنید. قورت بدهید، درخت می‌شود، میوه‌اش را در موزامبیک بفروشید. دفاع ما از کیروش کاری اخلاقی بوده، به یاد بیاورید کم واز شدنمان در جام جهانی‌های قبلی، قهرمانی‌مان در جام ملتها، چشم سفید نباشید رعیتهای مغزفندقی. در روسیه آنچنان دفاع کردیم که پنتاگون روی دفاع ما سجده زد و اسرائیل هم نیروی زمینی خود را منحل کرد.

اینجا هدف و وسیله درهم تنیدند و تمام اخلاق‌گریان مرزهای اخلاق را سرپا آبیاری کردند، وقتی در این مقوله غولهایی مثل سارتر و هایدگر از بزرگترین شاشوها بوده‌اند پس حرجی بر ما نیست، خصوصا وقتی که عکس کیروش را در عطارد ریده بودیم.

. ?فوتبالی که بازی می‌کردیم ریتم خوشی داشت، انگار که ارباب موزیسین است و نت‌ها از بیضه‌هایش آویزانند و چقدر اهورایی چشم بادامی‌ها را به نکاح نت‌ها و اصوات در‌می‌آورد. یادت نرود که همین جاها بود که ایرانی عزت‌دار شد. تا قبلش اصالت وجودی فوتبال ایران صله‌رحم با نوامیس بازیکنان در رختکن بود... اما بهرحال  این اواخر که چاک کیروش تا پایین گسسته شد، حقیقت آشکار شد، شگفتا کیروش فرازمینی نبود و کون داشت!!!! لاجرم می‌توانست بریند و ریده بود و چقدر زود دیر شد...

کیروشی که صاحب هدف بود و دفاعی که وسیله‌ای بود در جهت ارگاسم ما. یادمان نرفته تا سه ماه پس از جام جهانی روسیه هدلاین اخبار گوشت ایرانی و دفاع گوشتی بود و افسوس از کرونا و شاش بر این بخت بد و رشفورد و والده‌اش.

.

پرنسیپ آدمی اجازه شارلاتان پرستی نمی‌دهد، هر نمازی که پشت سر کیروش خوانده شده را به آستان قدس رضوی تقدیم می‌کنم تا آنها خود بین نیازمندان و بی‌دینان تقس کنند. . ⚽خاطرمان هست که همان اوایل روزی کیروش با شیشه‌ای اسپرم در کنفرانس حاضر شد و خبرنگاران پرسیدند آن چیست؟ و کیروش گفت استعداد جدیدی کشف کرده‌ام و بعدها ما فهمیدیم آن شیشه اسپرم، مهدی طارمی بود. او به جمع آوری شیشه‌ها ادامه داد تا نسل طلایی ایران را ساخت.

تیم ملی یک ماه پس از ورود کیروش؛

ایستاده از راست؛ مهدی طارمی، علی جهانبخش، دنیل داوری، مسعود شجاعی، بیرانوند، عادل فروسی پور

.

?یادم هست در آخرین لحظات که کیروش روی پلکان هواپیما بود به او گفتم چه می‌کنی ارباب؟ گفت به سفر قطر می‌کنم گفتم سفر چرا؟ بمان و پس بگیر و اشک از چشمهای کیروش جاری شد... شاید حس کنید روی افیون ثقیلی قرار دارم و اینها را می‌گویم ولی باور کنید کیروش عورتی چغر بود که در واژن سنتی فوتبال ما نگنجید.

.

.

لینک نسخه کمدی‌تر

https://www.tarafdari.com/node/2270249