|
خداحافظی با آنتونیو کونته... .... هواداران تاتنهام در میان تیمهای بزرگ و متمول انگلیسی این دوران، احتمالا کم توقع ترین آنها هستند.... با جام نبردن بیشتر از بقیه کنار میآیند. میتوانند از چیزهایی به جز جامهای کوچک و بزرگ نقرهای در پایان یک فصل هم لذت ببرند. چنین فرهنگی بیشتر از یک مربی برندهی سریالی، یک مربی با حرکت رو به جلو را میطلبد. مردی که از ته دل فریاد میکشد. مردی که چیزی را برای آینده در باشگاه بر جای میگذارد... مردی که حریصانه و به هر قیمتی به دنبال یک جام نمیگردد. چه برای تکمیل کارنامهی خود و چه برای باشگاه تاتنهام هاتسپر |

آخرین مربی که در تاتنهام جام برد خوانده راموس است. کسی که تقریبا در هیچ لیستی از محبوبترینهای باشگاه جایی ندارد. فراموش میشود. پشت سر نام پوچتینو و هری ردنپ. آنتونیو کونته با سودای بردن یک جام به اسپرز آمد. خریدها، سبک بازی، مصاحبهها... همگی نشان از هدف گرایی مطلق داشت. کونته بارها به بردن لیگ برتر با چلسی اشاره میکرد. به سراغ ریچارلیسن رفت. یک اسب برنده. کولوسفسکی و بنتانکور. آزمون پس دادهها در تورین. الگوهای مورینیو یی در خریدها و مصاحبهها اما چیزی نبود که به مذاق طرفداران تاتنهام خوش بیاید... امید میرفت که نتایج و شادیهایی شبیه یورگن کلاپ هیاهو را به استادیوم تاتنهام بیاورد

کونته اما تصویر دیگری از تاتنهام ساخت. تیمی که در عصر ردنپ با مودریچ، فن در فارت، کراوچ، بیل و گروهی از بازیکنان سرگرم کننده به تیم دوم بسیاری از طرفداران خارج از جزیره تبدیل شده بود. تیمی که با پوچتینو طرفداران درست و حسابی جدیدی جمع کرده بود. با روحی تازه. با ثبت شب بازی برابر آژاکس در تالار زیباترین مسابقات اروپایی....

حالا انگار تاتنهام شبیه مسیح زیر صلیب در حال رنج کشیدن بود. کونته مدام از ناتوانی در کورس قهرمانی مینالید. به ترکیب قدرتمند رقبا اشاره میکرد و ترکیب تاتنهام که برای کسب سهمیه هم قدرت کافی ندارد. تیمی که یک رقیب قهرمانی نیست. یک تیم قدرتمند در اروپا نیست. تیمی که به قول پیتر کرواچ در طول فصل برای رسیدن به لیگ قهرمانان دست و پا میزند اما برای درخشش در آن برنامهای ندارد. کونته برابر تیمهای بزرگ عقب ایستاد و با ضدحمله ها قدرت تاکتیکی خود را به رخ میکشید. من سیتی را مغلوب همیشگی خود کرد. از لیورپول امتیاز گرفت اما در بازیهای راحتتر، در مسابقات مهم برای طرفداران، در دربی شمال لندن، در بازی با چلسی و... به آسانی امتیاز از دست میداد.
در روزهای ابتدایی به نظر میرسید بازیکنان با جاه طلبی به زمین میروند و به بازی برمیگردند اما رفته رفته مشخص شد که کونته از چنین بازگشتهای لذت نمیبرد. حقیقت این بود که کونته به عنوان یک مربی ایتالیایی با سابقهی موفق، فرمول برد را بلد است. فقط به دنبال آن میگردد. خبری از اشتیاق، شور و صبوری آمیخته با فرهنگ اسپرز نیست. کونته پس از باختها به صبوری اشاره میکرد اما خود او برای یک قرارداد 20 ماهه داوطلب شده بود. و این در حالی بود که ماه عسل تمام شد.
مشخص شد که کونته کسی نیست که با تاتنهام به رستگاری برسد. و اسپرز با او... رابطه، شبیه یک طلاق عاطفی روز به روز از هم گسست. طرفداران من یونایتد که در ابتدا حسرت داشتن کونته را میخوردند به داشتن تن هاگ روی نیمکت خود بالیدند. آنتونیو کونته پس از مرگ دو رفیق صمیمی خود جانلوکا ویالی و میهایلوویچ خسته تر از همیشه به نظر میرسید. عمل جراحی او را چند هفته ای از نیمکت دور کرد و... دلبریهای یولین ناگلزمن جوان دومینوی عاشقانه را تکمیل میکند... توخل در رویای فتح سه گانه در مونیخ، ناگلزمن یک گزینهی جدی در شمال لندن و سرانجام خداحافظی خاکستری با آنتونیو کونته... راستی کسی مچ انداختن کونته و توخل در سپتامبر گذشته را از یاد برده؟




