Album: The Blackening

Release Year: 2007

Genres: Heavy Metal

"Iron Maiden's Cover"

-برای شنیدن نسخه اصلی کلیک کنید-

-×-

داستانی نسبتا تاریک، بازتاب افکار زندانی‌ای را برایمان روایت می‌کند که تنها چندساعت با حکم اعدام خود فاصله دارد. روشن است که فرد زندانی از سرنوشت تاریکی که پیش رو دارد ترسیده است، رنجشی که از ترک شدن توسط خدا داشت او را عذاب می‌داد. اما چیزی که بیشتر فکر او را در اینجا درگیر کرده بود، این بود که او نمی‌دانست باید از چه بترسد، زیرا اطمینان داشت که روح جاودانه است و مرگ، پایان نیست. نام آهنگ از دعای "Our Father" یا دعای ربانی گرفته شده.

...

Our Father, who art in heaven Hallowed be thy name Thy kingdom come, thy will be done On earth, as it is in heaven Give us this day our daily bread and forgive us our trespasses as we forgive those who trespass against us and lead us not into temptation, but deliver us from evil ...

متن همراه با ترجمه:

 

I'm waiting in my cold cell when the bell begins to chime آنگاه که ناقوس به صدا درمی‌آید، در سلول سرد خود منتظر هستم Reflecting on my past life and it doesn't have much time به زندگی‌ای که گذشت فکر می‌کنم، زندگی‌ای که زمان زیادی برایش نمانده 'Cause at 5 o'clock, they take me to the Gallows Pole چرا که در ساعت ۵، آنها مرا به پای چوبه دار می‌برند The sands of time for me are running low !Running low, yeah شن‌های زمان برایم درحال تمام‌شدن هستند

... When the priest comes to read me the last rites زمانی که کشیش می‌آید تا آخرین نیایشات را برایم بخواند Take a look through the bars at the last sights Of a world that has gone very wrong for me در آخرین مناظر از دنیایی که برایم شدیدا به اشتباه رقم خورده است، نگاهی به میله‌ها می‌اندازم

... ?Can it be that there's some sort of error آیا می‌شود بگوییم اشتباهی رخ داده است؟ Hard to stop the surmounting terror متوقف کردن وحشتی که اکنون بر من غالب شده سخت است ?Is it really the end, not some crazy dream این واقعا پایان است، یا یک رویای دیوانه‌وار؟

... Somebody, please tell me that I'm dreaming یکی به من بگوید که دارم خواب می‌بینم It's not easy to stop from screaming سخت است که نخواهی فریاد بکشی The words escape me when I try to speak حتی کلمات نیز وقتی سعی می‌کنم حرف بزنم از من می‌گریزند

... ?Tears flow, but why am I crying اشک‌ها می‌ریزند، اما چرا اصلا من گریه می‌کنم؟ After all, I'm not afraid of dying هرچه که باشد، من از مرگ‌ نمی‌ترسم ?Don't I believe that there never is an end مگر باور ندارم که پایانی برای زندگی وجود ندارد؟

... As the guards march me out to the courtyard آنگاه که نگهبانان مرا به پای چوبه دار می‌برند Somebody cries from a cell, "God be with you" شخصی گریه‌کنان از سلولی فریاد می‌زند: "خدا همراهت باشد!" ?If there's a God, why has he let me go اگر خدایی وجود دارد، چرا رهایم کرده؟

... As I walk, my life drifts before me همانگونه که به سمت حیاط قدم بر‌می‌دارم، زندگی‌ام در مقابلم به حرکت در‌می‌آید Though the end is near I'm not sorry مرگم نزدیک است، اما متاسف نیستم! Catch my soul, it's willing to fly away روحم را بگیر، می‌خواهد پرواز کند

... Mark my words, believe my soul lives on حرف‌هایم را به‌خاطر داشته باش و باور کن، روحم به زندگی ادامه می‌دهد Don't worry now that I have gone حالا که مرده‌م، نگران نباش I've gone beyond to seek the truth به آن دنیا می‌روم تا حقیقت را ببینم

... When you know that your time is close at hand وقتی متوجه می‌شوی که مرگت نزدیک است Maybe then you'll begin to understand شاید آن‌موقع شروع به فهمیدن کنی Life down here is just a strange illusion که زندگی در اینجا تنها یک توهم شگفت‌انگیز است

... Yeah-yeah-yeah, hallowed be thy name آره، نامت مقدس باد! Yeah-yeah-yeah, hallowed by thy name آره، نامت مقدس باد! Yeah