لئوناردو دی‌کاپریو حتی پس از گذشت حدود 30 سال از معرفی شدنش به عنوان یک ستاره نوجوان آینده‌دار، اکنون نیز به عنوان یکی از شناخته شده ترین بازیگران این صنعت، علیرغم اینکه جلوی دوربین بزرگ شده است، برای خیلی‌ها جنبه تازگی و گاهی معمایی دارد. مانند بسیاری از بازیگران قبل از خود، دی‌کاپریو بسیاری از دوران حرفه‌ای خود را صرف کرده تا انتظارات مخاطبان را هر بار با اجرای دیدنی خودش دستخوش تغییر کند و فهرست بهترین فیلم های لئوناردو دیکاپریو را هر سال،پربارتر می‌کند. بدون شک لئو دی‌کاپریو جالب ترین و جاه طلب ترین ستاره هالیوود در عصر حاضر است. او در طول این سال‌ها به شدت روی فیلم‌های مختلف کار کرد، بازی‌های به یادماندنی ارائه کرد و همچنین با کارگردانان سرشناس مختلفی از جمله مارتین اسکورسیزی، استیون اسپیلبرگ، کوئنتین تارانتینو، جیمز کامرون و بسیاری دیگر همکاری کرد.

لئوناردو دی‌کاپریو در طی تقریباً سه دهه فعالیت حرفه‌ای، به یکی از فداکارترین و جدی ترین بازیگران دوران ما تبدیل شده است. از همان ابتدا مشخص بود که لئو مرد جوانی با استعداد کمیاب است: او برای فیلم‌هایی مانند «زندگی این پسر» مورد تحسین قرار گرفت و در اوایل سال 1994 نامزدی اسکار را برای بازی در نقش یک معلول ذهنی در فیلم «چه چیزی گیلبرت گریپ را آزار می‌دهد» به دست آورد. بعد از این شهرت، مجموعه‌ای از نقش‌های عاشقانه در دهه 90 میلادی او را به یک ستاره بین‌المللی تبدیل کرد.

دی‌کاپریو می‌توانست به‌راحتی از آن موفقیت حضور در آثار عاشقانه برای بقیه دوران حرفه‌ای خود استفاده کند. در عوض، او ستاره بودن خود را با جاه طلبی و استعداد ترکیب کرد تا به یک بازیگر درجه یک تبدیل شود و با کارگردانانی مانند استیون اسپیلبرگ، کوئنتین تارانتینو، ریدلی اسکات، و مهم‌تر از همه، مارتین اسکورسیزی کار کند. حال میخواهیم بهترین آثار های این بازیگر را تماشا کنیم.

 

he Basketball Diaries

کارگردان :اسکات کالورت سال انتشار: ۱۹۹۵ ?IMDb: ۷.۳ فیلمی که کارنامه سینمایی لئوناردو دی‌کاپریو را شکست و دستخوش تغییرات جالب کرد، همین «خاطرات بسکتبال» است. این فیلم روایت‌کننده داستانی است که موضوع آن پیرامون اضطراب نوجوانان، درد دلی واقعی و دوران بلوغ پیچیده شده است. این در واقع داستان یک بسکتبالیست با استعداد دبیرستانی است که دچار اعتیاد به مواد مخدر می‌شود. در حالی که نقدهای این فیلم ترکیبی هستند، اما عملکرد لئو غیرقابل انکار عالی بود، همچنین موضوع فیلم که شاخه‌های مختلفی چون موضوعات جنسی، مواد مخدر، انتظارات اجتماعی و خانوادگی را به شیوه‌ای بسیار واقع گرایانه بررسی می‌کرد، از نکات فراموش نشدنی این اثر سینمایی است. بنابراین، غیرقابل انکار است که آغاز یک حرفه بازیگری بسیار موفق زمانی در حال ساخت بود که لئو نقش شخصیت جیم کارول را در این فیلم بازی کرد.

_________________________________________________________

Body of Lies

کارگردان: ریدلی اسکات سال انتشار: ۲۰۰۸ ?IMDb: ۷ یکی از فیلم‌های پرستاره لیست ما که توسط ریدلی اسکات کارگردانی شده و اثر جالب توجه و جذابی است، Body of Lies نام دارد و جزو بهترین فیلم های لئوناردو دیکاپریو به شمار می‌رود. دی‌کاپریو مقدار مورد نیاز استیصال نفس را به نقش خود به عنوان یک مامور سیا می‌آورد که در فیلم هیجان انگیز تروریسمی و جاسوسی ریدلی اسکات در خاورمیانه بسیار عمیق می‌شود. راسل کرو به عنوان رئیس خوش اخلاق، دوست داشتنی، اما دوگانه او نیز بسیار خوب است. این فیلم که فاقد نکات ظریف سیاسی، اختراع روایی یا هر تعلیق واقعی است، در نتیجه فیلمی است که علیرغم استعدادهای خیره‌کننده پشت و جلوی دوربین عمدتاً فراموش شدنی است. لئوناردو دی‌کاپریو، گلشیفته فراهانی، مارک استرانگ، راسل کرو، اسکار آیزاک، آنابل والیس، مایکل گستن و سایمن مک‌برنی از جمله ستارگان پرشمار فیلم «یک مشت دروغ» هستند. این فیلم در سال ۲۰۰۸ اکران گردید و توانست به‌خاطر عملکرد فوق‌العاده بازیگرانش نمرات و نقدهای نسبتا مثبتی به‌دست آورد. یکی از بهترین اجراهای دی کاپریو، طرح درخشان و اجرای عالی ....

_________________________________________________________

This Boy’s Life

کارگردان: مایکل کاتن-جونز سال انتشار: ۱۹۹۳ ?IMDb: ۷.۳ این اقتباس از خاطرات توبیاس ولف به دی کاپریو یکی از اولین نقش‌های اصلی او را داد: توبی، پسر دوست داشتنی مادر مجرد پریشان الن بارکین. برای همه کسانی که اولین فیلم لئو را با یک نقش اصلی دیدند آشکار بود که او به سمت کارهای بزرگی خواهد رفت. او در اینجا نقش توبی را بازی می‌کند، پسری که مادرش (الن بارکین) از شر مشکلاتش مستقیماً به آغوش یک شوهر بدسرپرست جدید (رابرت دنیرو) فرار می‌کند. بازی لئو تحت محدودیت‌های فزاینده‌ای که دنیرو بر او اعمال می‌کند می‌چرخد تا زمانی که یک رویارویی فیزیکی وحشیانه بین این دو همه چیز را به هم می‌ریزد؛ یک عملکرد قابل توجه اولیه از یک استعداد بزرگ. این یک فیلم کوچک هیجان انگیز و تاثیرگذار است که با پیوند قدرتمند بین بارکین و دی‌کاپریو تعریف می‌شود و از بهترین فیلم های سینمایی لئوناردو دیکاپریو است و از آنجایی که شخصیت لئو جوان از پسری با چشمان گشاد به یک پسر سرکش تبدیل می‌شود و در ادامه به یک مرد جوان مستقل و حساس، اجرای او آرام آرام پیچیده‌تر و تماشایی می‌شود.

_________________________________________________________

Blood Diamond کارگردان: ادوارد زوئیک سال انتشار: ۲۰۰۶ ?IMDb: ۸ لئو و همبازی‌اش جیمون هونسو به خاطر این اکشن-درام سیاسی خوش‌معنا اما گاهی گیج‌کننده درباره یک ماهیگیر برده که با یک قاچاقچی (دی کاپریو) شریک می‌شود تا در ازای دریافت یک الماس عظیم به نزد خانواده‌اش بازگردد، مورد تحسین قرار گرفتند. این دو بازیگر به خوبی در مقابل یکدیگر ایفای نقش می‌کنند؛ در حالی که شیطنت دوست‌داشتنی دی‌کاپریو در تضاد خوبی با مرد خانواده سنگی و مستاصل هونسو است. و در حالی که این فیلم بر تجارت فاسد الماس آفریقایی متمرکز است، توانست این کار را به شیوه‌ای کاملاً هالیوودی انجام دهد. تریلر اکشن و ماجراجویانه الماس خونین، همانطور که از اسمش بر می‌آید، داستان تجارت غیر قانونی الماس است. داستان به ۱۹۹۹ میلادی و کشور آفریقایی سیرالئون برمی گردد. در وانفسای جنگ داخلی این کشور، عده‌ای به تجارت کالای اساسی آن یعنی الماس روی می‌آورند. دی کاپریو هم یکی از این قاچاقچیان الماس است. نقشی که او را نامزد بهترین بازیگر مرد در دو آکادمی اسکار و گلدن گلوب کرد.

_________________________________________________________

The Great Gatsby کارگردان: باز لورمن سال انتشار: ۲۰۱۳ ?IMDb: ۷.۲ تا پیش‌ از فیلمی که باز لورمن کارگردانی آن را برعهده داشت، سه اقتباس سینمایی از رمان مشهور اسکات فیتزجرالد ساخته شده بود. اما The Great Gatsby باز لورمن، نسل جدیدی از اقتباس‌های کلاسیک را معرفی کرد. در نتیجه فیلمی که لئوناردو دی‌کاپریو را در کنار کری مولیگان و توبی مگوایر قرار داده، بالاتر از همه عناوین قدیمی‌تر، به عنوان بهترین اقتباس از رمان فیتزجرالد شناخته می‌شود. فیلمی که آن‌قدر ارزشمند و باکیفیت بود که دو جایزه اسکار را به تالار افتخاراتش اضافه کرد. این اولین فیلم پس از چندین سال است که به دی‌کاپریو اجازه می‌دهد لبخند واقعی خود را به نمایش بگذارد. بنابراین، برای لحظه‌ای کوتاه، خوب بود که دوباره نسخه‌ای از لئو رمانتیک را در میان مان داشتیم. نمی‌دانم آیا انسان دیگری وجود دارد که بتواند این شخصیت را به خوبی دی‌کاپریو مجسم کند یا خیر. اما در این فیلم او خجالتی جذابی است که یک رمانتیک ناامید در درونش دفن شده است، و دی‌کاپریو کاریزمای بی دردسر و توانایی ایفای شخصیت‌های جدی را دارد که بی بدیل است. این یکی از آن فیلم‌هایی است که شما را عاشق شخصیت‌ها می‌کند و من کاملاً عاشق لئوناردو شدم، تماشای این فیلم را حتماً توصیه می‌کنم. یک فیلم خوب که واقعاً واقعیت‌های تلخ دنیا را نشان می‌دهد. وقتی می‌خندی، تمام دنیا با تو می‌خندند، اما وقتی گریه می‌کنی، تنها گریه می‌کنی.

_________________________________________________________

Catch Me If You Can کارگردان: استیون اسپیلبرگ سال انتشار: ۲۰۰۲ ?IMDb: ۸.۱ این فیلم نشان دهنده همکاری لئوناردو دی‌کاپریو و فیلمساز تحسین شده استیون اسپیلبرگ به همراه بازیگر محبوب تام هنکس در نقش مکمل است. لحن فیلم بیشتر به عنوان یک درام کمیک پیش می‌رود و بر اساس داستان زندگی واقعی فرانک آبگنال جونیور است. کلاهبرداری که مالک شرکت مشاوره خود شد. بازیگران این فیلم نقش‌های خود را با طنز و حس معصومیت به تصویر می‌کشند که در کنار کارگردانی اسپیلبرگ به فیلم لحنی تماشایی و شیرین می‌دهد. در اینجا، دی‌کاپریو به شخصیت خود حس انسانیت می‌بخشد و از او فردی می‌سازد که به دنبال پذیرش و هویت است تا یکی از برترین فیلم‌های استیون اسپیلبرگ به وجود آید. در نیمه اول این فیلم به عنوان یکی از بهترین فیلم های جهان بر اساس واقعیت، در حالی که شخصیت لئو شاهد شکست ازدواج والدینش است، دلشکستگی قابل لمسی را پیش روی مخاطب به نمایش می‌گذارد. اما در پایان فیلم، او به یک فرد کاملاً متفاوت تبدیل شده است؛ سفری از کودکی تا بزرگسالی کمی خسته که در چهره دی‌کاپریو به زیباترین شکل ممکن ترسیم شده است. تمام احساسات در این فیلم قابل درک می‌شوند و این به دلیل مهارت‌های بازیگری استثنایی لئو است. طنز، نفرت، پذیرش، عشق، دوستی و خیانت. چنین فیلم شگفت انگیزی را هرگز فراموش نمی‌کنم؛ چرا که این فیلمی است که می‌توانم هر روز تماشا کنم و از بهترین‌های فهرست بهترین فیلم های سینمایی Leonardo Dicaprio به شمار می‌رود.

_________________________________________________________

The Revenant کارگردان: الخاندرو گونسالس اینیاریتو سال انتشار: ۲۰۱۵ ?IMDb: ۸ وسترن حماسی آلخاندرو گونزالس ایناریتو بیشتر به خاطر دریافت اولین جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد توسط لئوناردو دی کاپریو شناخته می‌شود. این فیلم نسخه‌ای تخیلی از افسانه هیو گلس است. دی کاپریو نقش گلس را بازی می‌کند که پس از اینکه در برخورد با یک خرس گریزلی به طرز وحشیانه‌ای مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد، توسط همراهان خود رها می‌شود. کار دوربین، زمین خصمانه، رویاهای نمادین هیو گلس و اکشن، فیلم را به کمال می‌رسانند. فراموش نکنید که لئوناردو دی‌کاپریو یکی از بزرگترین بازیگران این نسل است و ده‌ها بازی به یاد ماندنی را ارائه کرده است. با این حال، دی کاپریو سرانجام جایزه اسکار خود را برای بازی در نقش تله‌گذار متروک، هیو گلس، در فیلم سینمایی وسترن بی‌رحمانه الخاندرو گونزالس ایناریتو، یعنی The Revenant، برد. شما نمی‌توانید در لحظه تماشا چشمان خود را از این اثر دور کنید. چرا که از اساس شما احساس می‌کنید واقعاً آنجا هستید … آن صحنه رویارویی با خرس یک سکانس کلاسیک است! همچنین دی‌کاپریو بهترین عملکرد خود را به ما ارائه می‌دهد! در حالی که شما در حال تماشای این فیلم هستید، نمی‌توانید لئو را تشخیص دهید، فقط هیو گلس را می‌بینید و این بازی واقعی است. این فیلم قصیده‌ای از سختی مردانگی و همچنین قدرت روح انسان است. به راحتی می‌توان The Revenant را به نبرد طاقت فرسا بین دی کاپریو و یک خرس تقلیل داد، اما فیلم چیزی فراتر از یک اثر صرفا تکنیکی است. الخاندرو گونزالس ایناریتو برای کارگردانی خود، که شامل اکشن‌های غیرقابل باور، مناظر فوق العاده و بازی‌های عالی توسط دی کاپریو و تام هاردی است، به عنوان مسئول اجرایی تمام اتفاقات، برنده جایزه اسکار شد و مهمترین اثر دیکاپریو در سالهای اخیر بازیگری‌اش است.

_________________________________________________________

Shutter Island

کارگردان: مارتین اسکورسیزی سال انتشار: ۲۰۱۰ ?IMDb: ۸.۲

جزیره شاتر یکی از مهم‌ترین همکاری‌های اسکورسیزی و دی‌کاپریو است که با نمایش پایانی تکان‌دهنده و هیجان‌انگیز به عمق روان‌ مخاطب خود شیرجه می‌زند. این فیلم از بهترین فیلم های سینمایی لئوناردو دیکاپریو به شمار می‌رود. جزیره شاتر، مارشال آمریکایی تدی دانیلز (دی کاپریو) و شریک جدیدش چاک (مارک روفالو) را دنبال می‌کند که از بیمارستان جنایی اشکلیف بازدید می‌کنند تا ناپدید شدن زنی را که در آنجا زندانی شده است، بررسی کنند. اما این تنها شروع ماجرایی مخوف و غافلگیرکننده است که همه چیز را به سمت آشفتگی و تاریکی سوق می‌دهد. اگرچه شاید این فیلم شامل بهترین کارگردانی اسکورسیزی نباشد، اما همچنان معمایی درخشان را ارائه می‌دهد که بینندگان را به مسیری پر پیچ و خم با پایانی غیرمنتظره هدایت می‌کند.

در مورد این فیلم چه باید گفت؟ همه چی عالی! داستان، بازیگری، کارگردانی، موسیقی و … نمی‌توانم بگویم جزیره شاتر بهترین فیلم اوست، اما لئو در این فیلم یکی از بهترین بازی‌هایش را ارائه داد… چه بازیگری! من مجذوب این فیلم شدم، اگرچه Inception و Titanic را هم دوست دارم.

این اثر سینمایی مارتین اسکورسیزی را در رهاترین و آزادترین شکل ممکن به نمایش می‌گذارد؛ این فیلم بدون اینکه دنبال معذرت خواهی از کسی باشد، با هیجان هرچه بیشتر تراژدی و حزن را فریب می‌دهد تا به حقیقت برسد. لئوناردو دی‌کاپریو در نقش مارشال تدی دنیلز ظاهر می‌شود که باید یک مرکز درمانی مخصوص بیماران روانی را بازرسی کند. این مرکز در یک جزیره دورافتاده و مرموز جای گرفته و مسئله اصلی ناپدید شدن یک بیمار در آن است. این تریلر (Thriller) روانشناختی و مرموز هوشمندی شگفت‌انگیزی دارد و عناصر آثار روانشناختی مدرن را با آثار نوآر کلاسیک ترکیب می‌کند. جزئیات در جزیره شاتر اهمیت فراوانی دارند و هر لحظه به حس ترس و گنگی مخاطب می‌افزایند.

_________________________________________________________

The Wolf of Wall Street

کارگردان: مارتین اسکورسیزی سال انتشار: ۲۰۱۳ ?IMDb: ۸.۲

افراط، عنصر معمولی است که در ساخت فیلم‌‎های وال استریت به کار گرفته می‌شود. خب باید بگویم «گرگ وال استریت» نه تنها از این قضیه مستثنی نیست که آن را به اوج نیز می‌رساند. مارتین اسکورسیزی با ساخت این اثر طنزی گسترده آمیخته با درام مالی را به مخاطب تحویل می‌دهد که تا به امروز یکی از شاخص‌ترین آثار کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این فیلم که بر اساس داستان واقعی است، روایتگر زندگی جوردن بلفورت؛ دلال سهام از زمان قدرت گرفتن او و تا زمانی که بخاطر درگیر شدن در خلاف و فساد سقوط کرد را به تصویر می‌کشد.

«گرگ وال استریت» سه ساعت هرزگی است که منجر به سقوط بلفورت می‌شود. این یک فیلم بحث برانگیز بود، اما همچنان مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و در نهایت نامزد بهترین فیلم اسکار شد. فیلم های اسکورسیزی بیش از حد مبتذل هستند و شخصاً این فیلم واقعاً از مرزهای ابتذال هم عبور می‌کند. اما چرا؟ برای نمایش فساد افسارگسیخته یک شخصیت! هر چیزی که ممکن است تصور کنید بخشی از این فیلم است. رابطه جنسی، مواد مخدر، پول، جرم و جنایت و موارد دیگر. بسیار سرگرم‌کننده، بسیار تکان دهنده و بسیار الهام بخش.

شاید اگر شخص دی کاپریو در این فیلم نبود، هیچکدام از ما اکنون این فیلم را دوست نداشتیم. من هنوز هم در حال کاوش در این پرسش هستم که چرا این فیلم را دوست دارم و به نظر می‌رسد بازی لئوناردو دلیل اصلی آن باشد. بنابراین، چه کسی سرگرم‌کننده ترین فیلم لئو را فراموش می‌کند؛ او با این فیلم یک نقش سخت را پشت سر گذاشت، زیرا هر ثانیه تمرکز روی اوست. من این را یک نمایش یک نفره می‌نامم، و لئو احتمالاً در مدیریت این نوع مسئولیت به خوبی عمل کرده است. گرگ ول استریت از نظر بسیاری از فیلمبازان، اثر درجه یک در فهرست بهترین فیلم های سینمایی لئوناردو دیکاپریو به حساب می‌آید.

_________________________________________________________

Revolutionary Road

کارگردان: سام مند سال انتشار: ۲۰۰۸ ?IMDb: ۷.۲

یکی از نادیده‌شده ترین فیلم‌های لئوناردو دی کاپریو. با این حال، فیلم فوق‌العاده‌ای بود، و هم بازی لئو و هم کیت وینسلت من را شگفت زده کرد. فیلمی به شدت دست کم گرفته شده که برای من یکی از بهترین‌های او با بازی شایسته اسکار است…و همچنین کیت نیز عالی بود. آنها هر دو بازیگر شگفت انگیزی هستند و این یک فیلم عالی بود! در واقع من آن را در لحظاتی بهتر از تایتانیک احساس کردم.

دی کاپریو و کیت وینسلت شریکش در تایتانیک برای این اقتباس از رمان کلاسیک ریچارد یتس درباره ناامیدی زندگی در حومه شهر و رویاهای خنثی شده، به سبک آمریکایی، دوباره گرد هم آمدند. این دو فیلم نمی‌توانستند متفاوت‌تر از این باشند: اگر بلاک‌باستر قبلی یعنی تایتانیک یک ملودرام با غرور در مورد دو کودک بود که برای یک زندگی پرماجرا می‌جنگند، این یک درام سرد، دقیق و در نهایت دلخراش است درباره دو بزرگسال که به آرامی کشف می‌کنند دنیایی که زمانی تصور می‌کردند خوب است؛ واقعا چه شکلی است. دی کاپریو به عنوان مردی که در یک مارپیچ نزولی از سرخوردگی گرفتار شده، عالی است و به آرامی با این واقعیت کنار می‌آید که هرگز چیزی از خود نخواهد ساخت.

_________________________________________________________

Django Unchained

کارگردان: کوئنتین تارانتینو سال انتشار: ۲۰۱۲ ?IMDb: ۸.۴

جنگوی زنجیرگسسته یک وسترن از کوئنتین تارانتینو است که نماد‌های وسترن اسپاگتی را از نو زنده نمی‌کند، اما به زیبایی هر چه تمام از آن‌ استفاده می‌کند. این فیلم از بهترین فیلم های لئوناردو دیکاپریو است. کوئنتین تارانتینو از زمان اولین فیلمش، Reservoir Dogs، یک فیلمساز تاثیرگذار بوده است، اما تماشای کارگردانی که ذهن خودش را برای خلق کار‌های بزرگتر تحت فشار قرار می دهد، تاثیرگذار است. چگونه می توانید فیلمی با بازی جیمی فاکس، کریستوف والتز، لئوناردو دیکاپریو، کری واشنگتن و ساموئل ال جکسون را دوست نداشته باشید.

تارانتینو به خود یاد داده است که چگونه در ژانر اکشن استاد شود و وسترن اسپاگتی او یعنی Django Unchained، نامه‌ای عاشقانه برای آن فیلم های کابویی و وسترن اسپاگتی و اکشن کلاسیک است. این فیلم کوئنتین تارانتینو یک تصویر جسورانه از سینما است که با استفاده از وسترن اسپاگتی، عدالت و ستم نژادی را نیز مورد کاوش قرار داده است. جیمی فاکس نقش شخصیت اصلی فیلم را بازی می‌کند، برده‌ای که تبدیل به یک شکارچی جایزه بگیر می‌شود و زیر نظر کریستوف والتز کاریزماتیک شاگردی می‌کند. وقتی مهارت‌های او تکمیل می‌شود، آماده است تا همسرش را با بازی کری واشنگتن از چنگال شرور و صاحب سادیستی‌اش، با بازی لئوناردو دی کاپریو، نجات دهد.

_________________________________________________________

The Aviator

کارگردان: مارتین اسکورسیزی سال انتشار: ۲۰۰۴ ?IMDb: ۷.۵

هوارد هیوز یک خلبان، مهندس و کارگردان آمریکایی بود که زندگی پیچیده‌ای داشت. لئوناردو دی‌‌کاپریو در فیلم The Aviator در نقش هاوارد هیوز قرار می‌گیرد تا زندگی جذاب او را به بهترین شکل ممکن برای تماشاگر روایت کند. در این فیلم‌ تلاش‌های ابتدایی هاوارد هیوز برای تبدیل‌شدن به یک کارگردان حرفه‌ای به تصویر کشیده می‌شود و علاقه او به خلبانی زیر ذره‌بین قرار می‌گیرد. این فیلم مارتین اسکورسیزی برنده پنج جایزه اسکار شد.

این فیلم بر اساس زندگی واقعی «هوارد هیوز» هوانورد و کارگردان مشهور هالیوود ساخته‌شده و داستان الهام‌بخشی از زندگی یک جوان موفق است. «هیوز» سازنده فیلم‌های بزرگ و مورد علاقه بسیاری از بازیگران مشهور هالیوود بود اما با مشکلات شخصیتی مثل افسردگی و اختلال وسواس جبری دست‌وپنجه نرم می‌کرد. این فیلم به کارگردانی «مارتین اسکورسیزی» واقعیت دشوار و شرایط پیچیده انسانی را به‌خوبی به تصویر می‌کشد.

این اثر باید در راس باشد، در واقع ما به نسخه‌ای از دکاپریو در این فیلم برخورد می‌کنیم که مهارت‌های بازیگری متفاوتی نسبت به نقش‌های دیگرش به نمایش می‌گذارد. طبق معمول لئو خیره کننده است، او آنقدر واقعی است که اصلاً بازی نمی‌کند، بلکه نقش خود را زندگی می‌کند. مثل فیلم‌های دیگر مارتین اسکورسیزی، این اثر نیز مثل همیشه آهسته شروع می‌شود و بعداً فقط یک گودال بستنی است که از هر کاری که می‌خواهید انجام دهید لذت می‌برید. اثری خوب برای تماشا!

_________________________________________________________

Gangs of New York

کارگردان: مارتین اسکورسیزی سال انتشار: ۲۰۰۲ ?IMDb: ۷.۵

من عاشق این فیلم هستم… برای همیشه؛ این حماسه تاریخی مارتین اسکورسیزی در طول جنگ بین باند رقیب کنفدراسیون پروتستان بومیان آمریکا و کارگران خرگوش مرده کاتولیک ایرلندی در قرن نوزدهم نیویورک اتفاق می‌افتد. پروتستان‌ها و کاتولیک‌ها در پنج نقطه گرد هم می‌آیند و برای تعیین اینکه چه کسی قلمرو را کنترل کند، مبارزه می‌کنند. رهبر بی رحم پروتستان، بیل قصاب (دانیل دی لوئیس)، از پذیرش هرگونه سازش با والون و کاتولیک‌ها خودداری می‌کند.

یک نبرد حماسی در می‌گیرد و بیل به طرز وحشیانه‌ای والون را در مقابل پسر جوانش آمستردام اعدام می‌کند. بیل این قلمرو را برای خود ادعا می‌کند و خرگوش‌های ایرلندی را از حضور در آن مکان ممنوع می‌کند. سال‌ها بعد، آمستردام (لئوناردو دی کاپریو) به دنبال انتقام از بیل برای مرگ پدرش است. بیل او را به رسمیت نمی‌شناسد و آمستردام می‌تواند در شورای رهبران پروتستان نفوذ کند. خاطره روشن از مهربانی پدرش، آمستردام را برای گرفتن انتقام از او بیشتر تحریک می‌کند. آمستردام بیش از آنکه خشن باشد، باید به نقش یک رهبر باند تبدیل شود و لئو او را به عنوان یک ساده لوح متفکر بازی می‌کند، رویکردی ایده‌آل در برابر شروری پرهیجان و باهوش چون دی لوئیس.

_________________________________________________________

Once Upon a Time in Hollywood

کارگردان: کوئنتین تارانتینو سال انتشار: 2019 ?IMDb: 7.6

در فیلمی که قطعا بهترین فیلم کوئنتین تارانتینو نیست، برد پیت سرانجام این فرصت را پیدا می‌کند که با لئوناردو دی کاپریو در قالبی کمدی متحد شود. در سرزمینی که تاریخ با فانتزی تلاقی می‌کند، دو شخصیت به نام‌های ریک دالتون (دی کاپریو) و کلیف بوث (پیت) در سال 1969 در حرفه خود سقوط می‌کنند تا تصادفاً یک حادثه وحشتناک غم انگیز در هالیوود را به حاشیه بکشانند. بازی تماشایی لئو در این فیلم به شما اجازه می‌دهد که هم با دالتون بخندید و هم در لحظات خاصی به او بخندید. پس از همکاری در جنگو، دی کاپریو و تارانتینو برای این قصیده به هالیوود قدیمی و یک برداشت تجدیدنظر طلبانه در قتل شارون تیت دوباره با هم متحد شدند.

لئو نقش یک هنرپیشه را ایفا می‌کند که در حال فروپاشی و سقوط از شهرت متوسط است، نقشی که به او اجازه می‌دهد به جنبه کاریزماتیک خود ضربه بزند، به سمت تاریک خود متمایل شود، و همچنین کمی به سمت کمدی موقعیت حرکت کند. دوستی روی صفحه نمایش او با برد پیت به شدت مسری است. بازی لئو در این فیلم که در سکانس‌هایی تظاهر به بازیگری می‌کند طناب محکمی است که باور کنیم او ستاره‌ای تمام عیار است. و این سکانس سر صحنه فیلمبرداری یک وسترن شاید بهترین صحنه در تمام دوران کاری او باشد.

_________________________________________________________

The Departed

کارگردان: مارتین اسکورسیزی سال انتشار: ۲۰۰۶ ?IMDb: ۸.۵

«رفتگان» یکی از بهترین فیلم های پلیسی جنایی است که تا به حال دیده‌اید. مارتین اسکورسیزی یک استاد سینمای جنایی پلیسی است. کارنامه کاری او پر از شاهکارهای سینمایی است، و The Departed بدون شک بهترین فیلم قرن بیست و یکمی اوست. مارتین اسکورسیزی کارگردان برنده اسکار در این فیلم در راس و اوج خود قرار دارد. ما داستان بیلی کاستیگان (لئوناردو دی کاپریو)، دیگنام و کاپیتان کوئینن (مارک والبرگ و مارتین شین) را دنبال می‌کنیم که از او می‌خواهند با حضور در خانواده مافیایی شهر، بدون هویت و مخفی شود.

در یک پیچ و تاب عجیب از سرنوشت، ارباب جنایات محلی، فرانک کاستلو (جک نیکلسون) نیز آدم خود را در داخل پلیس (مت دیمون) دارد. بنابراین، داستان جذابی که در ادامه می‌آید را نمی‌توان با کلمات توصیف کرد، زیرا برای باور کردن آن باید فیلم را ببینید. اسکورسیزی برای خلق این داستان نه تنها از یک فیلم چینی الهام گرفت، بلکه از مافیای واقعی مانند وایتی بولگر و مامور اف بی آی جان کانولی نیز الهام گرفت. این فیلم در سال 2007 نامزد پنج جایزه اسکار شد که برنده چهار جایزه از جمله یکی برای بهترین فیلم و دیگری برای بهترین کارگردانی شد. و دی‌کاپریو در اینجا فوق‌العاده است، در نقشی کاملاً ویژه و بداخلاق در کالبد مردی ناامید که تقریباً هویت خود را از دست می‌دهد. این یکی از بهترین اجراهای او در تمام دوران است.

یکی از بهترین بازی‌های لئو و همچنین بهترین فیلمی که بدون در نظر گرفتن شخصیتش ساخته است. طرح عمیق، بازی‌های قدرتمند و کارگردانی بی‌نقص، آن را به یکی از قوی‌ترین فیلم‌های او تبدیل کرده است. نفوذ شخصیت او به میان اوباش، اضطراب و ترسی که او تجربه کرده است و تسلط بر لهجه بوستونی، آن را به یکی از بهترین بازی‌های او تبدیل کرده است. فکر می‌کنم این فیلم زمانی بود که لئو بازی در نقش یک پسر زیبا را متوقف کرد و تبدیل به یک بازیگر نخبه واقعی شد.

_________________________________________________________

Inception

کارگردان: کریستوفر نولان سال انتشار: ۲۰۱۰ ?IMDb: ۸.۸

دزدی علمی تخیلی کریستوفر نولان باعث می‌شود دی کاپریو وارد رویاهای مردم شود و افکار آن‌ها را بدزدد؛ وقتی انجمن‌ها، مقاله‌ها، پست‌های وبلاگی و خیلی چیز‌های دیگر مطالب تحقیقی فراوانی در مورد یک فرفره در حال چرخش (یا در حال سقوط) نوشته‌اند، خود شواهد کافی از محبوبیت و تأثیر فیلم «Inception» در فرهنگ عام مخاطب سینمایی و غیر سینمایی است. و من شک ندارم که این موضوع تا سال‌های آینده نیز خوراک بحث و مجادله خواهد بود. اما بزرگترین خدمتی که «Inception» به فیلم‌های علمی تخیلی کرد این بود که دوباره آنها را باحال کرد.

سرآغاز یا تلقین با ایده یک فیلم سرقتی مبتنی بر رویا، بی‌وقفه ابداعی است. تنظیم فیلم در درجه اول در ضمیر ناخودآگاه یک مرد به نولان اختیار تام می‌دهد تا دقیقاً همان کاری را که می‌خواهد انجام دهد، خواه این کار شامل خرد شدن بلوک‌های شهر، یا آسمان خراش‌هایی باشد که در زوایای دیوانه واری تا می‌شوند، یا در جسورانه‌ترین صحنه فیلم، سکانس مبارزه‌ای جذاب در راهرو است که به صورت چرخشی انجام می‌شود. فیلم مملو از ستارگان درجه یک بازیگری چون تام هاردی، دی‌کاپریو، مورفی و جوزف گوردون لویت و خیل عظیم دیگری از بازیگران است.

چگونه فیلمی با طرحی تا این حد بیزانسی، و چیدمانی آنچنان نامتعارف، به چنین موفقیت بزرگی تبدیل شد؟ مهارت نولان را با دیالوگ‌ها و صحنه‌های درهم تنیده را برای جواب به حساب می‌آورید، اما بیایید عملکرد قابل توجه و دست کم گرفته‌شده دی‌کاپریو را به‌عنوان یک دزد درخشان و رنج‌دیده که تلاش می‌کند و شکست می‌خورد، فراموش نکنیم. این یکی از غم‌انگیزترین بلاک‌باسترهایی است که تا به حال دیده‌اید، و بسیاری از آن‌ها به دلیل ستاره‌اش است، که بشریت را به چیزی می‌رساند که به راحتی می‌توانست یک نوع قهرمان معمولی باشد.

شخصیت او به خوبی توسعه یافته است و یک داستان عاشقانه بین او و ماریون کوتیار وجود دارد که رقیب تایتانیک است. اما دلیل اصلی رای من به این فیلم فقط به خاطر دی‌کاپریو نیست، به این دلیل است که این بهترین و بی عیب ترین فیلم تاریخ است. یک فیلم ذهنی که ترکیبی از بازیگری عالی، اکشن، علمی تخیلی، ماجراجویی، عاشقانه و درام است.

_________________________________________________________

Titanic

کارگردان: جیمز کامرون سال انتشار: ۱۹۹۷ ?IMDb: ۷.۹

بدون شک محبوب‌ترین، موفق‌ترین و بهترین فیلم ژانر فاجعه تمام دوران تایتانیک است و دلیل خوبی هم برای کسب این عنوان دارد. تایتانیک عاشقانه‌های ملودرام سنتی را با هرج و مرج غرق‌ شدن بزرگ‌ترین کشتی جهان درهم می‌آمیزد. مطمئناً این بزرگترین دستاورد کامرون به عنوان یک فیلمساز نیست، اما بیش از هر مدخل دیگری در فیلم‌شناسی او ثابت می‌کند که او چقدر از آنچه تماشاگران می‌خواهند و اینکه چگونه آن را به آنها بدهد آگاه است. هیچ چیز روی زمین نمی‌تواند با تماشای حماسی و عظمت نفس گیر تایتانیک رقابت کند، داستان عشق گسترده‌ای که به قلب تماشاگران سینما در سراسر جهان راه یافت و در نهایت به عنوان محبوب ترین فیلم سینمایی تمام دوران ظاهر شد.

کشتی اقیانوس پیمای تایتانیک گواه این است که «بزرگتر» همیشه بهترین نیست. تایتانیک با تمام عظمت و شکوه خود حامل 3320 سرنشین بود که توسط یک کوه یخ غول پیکر نابود شد و اکثریت مسافران آن از عواقب پس از نابودی کشتی جان سالم به در نبردند. اما تراژدی واقعی که در فیلم دلخراش جیمز کامرون در سال 1997 به تصویر کشیده شد، می‌تواند به خوبی احساسات ترس، وحشت و ناامیدی را در لحظات پایانی با مسافرانی که پس از شروع غرق شدن کشتی در دریا سرگردان هستند، به تصویر بکشد.

بدیهی است که مقیاس مطلق مرگ و ویرانی مطمئناً عامل تأثیرگذار فیلم است، اما وقتی نزدیک به 3 ساعت را در یکی از بهترین فیلم های بلند مدت دنیا با دو شخصیت اصلی رز و جک سپری می‌کنیم و عاشقانه‌های ممنوعه آنها را دنبال می‌کنیم و به دنبال آنها هستیم، احساس شخصی‌تری با این داستان پیدا می‌کنیم. اما پس از اینکه به مخاطب اجازه داده می‌شود این پیوند صمیمانه را با این دو شخصیت ایجاد کند، آن مخاطب در پایان ویران می‌شود زیرا پایان قصه جلوه خوبی ندارد.

این فیلم به گفته عاشقان سینما یک شاهکار است! این اثر بازی درخشان دی‌کاپریو و کیت وینسلت احساسات شما را تحریک می‌کند، یک دقیقه عاشق می‌شوید، لحظه‌ای می‌خندید، گاهی عصبانی می‌شوید، ناامید می‌شوید، سپس روی زمین غلت می‌خورید و گریه می‌کنید. به علاوه، این فیلم از منظر اجرا خیلی جلوتر از زمان خود است.

این فهرست برترین فیلم های لئوناردو دیکاپریو در تاریخ سینما بود.

 

(امیدوارم لذت برده باشید)