Deserted again دوباره متروک شد You speak to me through the shadows تو از میان سایه ها با من سخن می گویی Walking in closed rooms, using cold words قدم زدن در اتاق هایی با در های بسته ، ادای کلمات سرد Captured by the night گرفتار و اسیر شب گشته ام The yearning escapes from my embrace اشتیاق از آغوشم گریزان می شود Strange silhouettes whisper your thoughts, سایه های عجیب غریب ، افکارت را زمزمه می کنند scream your sadness غمت را فریاد بزن And they all turned away و همه آن ها برگشتند Unable to face more of this death نمی توان با مرگ بیش از این نزدیکی کرد Credence in my word قول می دهم Written in dust, tainted by memories نوشته شده در غبار ، آلوده به خاطرات I confess my hope, recognize my lonelines. اعتراف میکنم که امیدوارم ، با تنهایی هایم دوباره رو به رو می شوم Your laughter weeps the truth خنده ات حقیقت را می گوید Push me into corners مرا به کُنجی هُل می دهد Confirming the epitaph of my soul گفتار افزون بر روحم را تایید میکند And displaying the once unknown KARMA و کارما را به رخم میکشد ، چیزی که زمانی ناشناخته بود
جهت خوانا تر شدن شعر ی سری تغییرات کوچیک اعمال کردم ، مشکلی تو ترجمه بود اطلاع بدین ?
«کپی هم آزاده»



