دیگه هیچی برام اهمیت نداره

هیچ آدمی و نظراتشون

حتی خودم

دوست دارم الکی بخندم با خودم تا آخر عمر

تیغه هم ازم رد شه حس میکنم ی صحنه طنز هست 

میخوام به کل خلقت بخندم

دیگه قلبم بی رحم و نامهربون شد فقط با مغزم تصمیم میگیرم

دیگه یک درصد هم به چیزی احساس ندارم

چه خوب که به راه درست  هدایت شدم