تو بیابون بودم

حتی ی قطره آب نبود!

دور و بر خودم چرخیدم یدفعه عمو سیبیلو رو دیدم

ی نوشابه تگری دستش بود 

اما سیبیلو گفت اگه این سوسک رو بکشی بهت نوشابه میدم

لبام از تشنگی نا نداشت

پامو گذاشتم سوسکه جا خالی داد 

یدفعه ابرا جمع شدن و ی صدایی شنیدم

یوهاهواها اگه این سوسک رو بکشی دیگه اینجا نمیباریم

عمو سیبیلو همین لحظه قوطی دوم نوشابه رو درآورد

مونده بودم چیکار کنم

علاقم به نوشابه باعث شد دنبال سوسک بدوام

یدفعه خوردم به درخت

درخته عصبانی شد ۱۸۰ درجه چرخید محکم کوبوند تو صورتم

افتادم تو ی چشمه کوچیک

خواستم ازش آب بخورم ولی منو تو خودش جمع کرد تنها دستم از آب بیرون مونده بود 

عمو سیبیلو دستمو گرفت کشید بیرون

یدفعه ی ملخ تشنه نیش زد پامو و و از خونم میخورد

چشمام رگش بیرون زد

همونجا عمو سیبیلو نوشابه رو کرد تو دهنم بعد خودمو به عقب پرت کردم

همون لحظه دیدم تو رخت خوابم