هر وقت یاد گذشته میفتم میخوام گریه کنم
چون خیلی همه چیز قشنگتر بود
ولی همیشه افسوس میخورم که چرا سال ۸۲ بدنیا اومدم و فقط حدود ۱۰ سال از اون دوران طلایی رو دیدم که نصفشم خیلی کوچیک بودم زیاد یادم نیست و نتونستم خوب استفاده کنم
اون موقع همه چیز خیلی قشنگ بود فوتبالا عالی اینترنتا به جای اینستا و این چیزا اون دیال آپ و وبلاگ
برنامه های تلویزیون عالی تفریحات عالی آدما بهتر انقدر سرشون تو گوشی و تکنولوژی نبود
آخه چرا دهه ۶۰ بدنیا نیومدم
همیشه افسوس خوردم که چرا بختم نشد اون موقع بدنیا بیام
قشنگ خیلی چیزای نوستالژی و زیبا رو تجربه میکردم طعم نوشابه و ساندویچای اون موقع بازی تو کوچه صفا صمیمیت و...
دهه ۸۰ بهترین دهه بود درسته متولدین نسلش خوشم نمیاد ولی خودش عالی بود کاش بزرگتر بودم که سالهای ابتدایی دهه ۸۰ هم خوب یادم بود...
یوقتایی میرم ی گوشه میگم که چرا تو این نسل بدنیا اومدم اعتراف میکنم از هم نسلای خودم متنفرم تو مدرسه کنارشون خیلی زجر کشیدم
اصلا از آدمای نسل خودم متنفرم هیچی از طنز و نوستالژی نمیفهمن یکی بیاد خاطرات گذشته رو تداعی کنه تمسخر میکنن ولی اوج خلاقیت خودشون اینه بنویسن حاق سید و از این مزخرفات
ادعا دارن که خیلی حالیشونه ولی هیچی نیستن همشون حال بهم زن و رقت انگیزن ازشون متنفرم
من نمیتونم کنار اینا زندگی کنم
با اینا بیگانه ام
کاش ای کاش ۲۰ سال زودتر به دنیا میومدم...


