رحم رابطه‌ای با اجبار ندارد و مانند باران رحمت است که از آسمان بر زمین می‌بارد و دوچندان باعث خیر و برکت است؛ زیرا به بخشنده و گیرنده هردو برکت می‌دهد؛ و قوی ترین قدرت در دست قوی ترین شخص محسوب می‌شود؛ و بر تارک پادشاه برازنده تر از تاج اوست که نشانه شکوه و جلال و ترس و احترام نسبت به پادشاهان است ولی رحم بر این نیروی دنیوی برتری دارد و جایگاهش در قلب پادشاه است و صفت ممتاز خداوند محسوب می‌شود. قدرت دنیوی هم وقتی ترحم را با عدالت درآمیزد، بیش از پیش خود را شبیه قدرت آسمانی نشان می‌دهد. پس ای یهودی، اگرچه تقاضای تو کسب عدالت است این نکته را بسنج که تنها از راه عدالت هیچ یک از ما نمی‌توانیم رستگار شویم. همه ما تمنای رحم و بخشش داریم و دعا به ما می‌آموزد که در اعمال خود رحم و شفقت نشان دهیم. من تا این حد سخن گفته‌ام که تقاضای تورا برای دادخواهی تعدیل کنم ولی اگر در اجرای آن اصرار بورزی دادگاه ونیز جدی و دقیق است و ناچار حکم را بر ضد این بازرگان صادر خواهد کرد.

- نمایش‌نامه تاجر ونیزی، پرده چهارم صحنه اول، ویلیام شکسپیر.

Instrumental @TimeTakesCigarette