"هر بار که گل می‌زدیم او به هوا می‌پرید. به جز برابر یک تیم. میکل پس از گلزنی من سیتی برابر آنها سر جای خود می‌نشست... او طرفدار آرسنال بود"

پپ گواردیولا درباره‌ی روزهای همکاری با آرتتا در من سیتی

"وقتی اولین بار او در کنار من نشست، با اورتون بازی داشتیم. میکل به من گفت که دیوید مویز را خوب می‌شناسد و بعد پیشنهاداتش را گفت.... پس از 15 دقیقه با خود گفتم این دقیقا همان چیزهایی است که او می‌گفت... نمی‌دانم چقدر روی او تاثیر داشتم اما او تاثیر او بر من برای تبدیل شدن به یک مربی بهتر بسیار اهمیت داشت.... "

از نبرد همیشگی شمال و جنوب که بگذریم، رویارویی آرسنال و من سیتی هیچ‌گاه یک رقابت عمیق و یک دشمنی بزرگ در فوتبال به شمار نمی‌رود. اولین، تنها و احتمالا آخرین رقابت جدی دو تیم در جدول به روزهای بین دو جنگ باز می‌گردد.  به فصلی که من سیتی شبیه ابرهای یک طوفان بهار آسمان قهرمانی‌های پیاپی آرسنال دهه‌ی 30 با هربرت چاپمن و جرج آلیسن را تیره و تار کرد. در سال 1937 من سیتی در حضور رکوردشکن 75،000 طرفدار خود در با شکست آرسنا در ماه آپریل صدر جدول را از توپچی‌ها ربود. در نهایت جام قهرمانی را به خانه برد و البته یک فصل بعد با ثبت رکورد بدترین مدافع عنوان قهرمانی به دسته دو سقوط کرد و آرسنال 20 پله بالاتر از آنها جام را به هایبری بازگرداند!

پس از آن و در طول دهه‌ها تنه‌ی دو تیم هیچگاه به عنوان دو حریف سنتی به هم برخورد نمی‌کند. توفیقاتی در دهه‌ی 60 و 70. با جو مرسر و برتی می. با کالین بل الن بال در در آرسنال و من سیتی. در دهه‌ی 80 من سیتی نزول می‌کند. در دهه‌ی 90 سقوط آزاد سیتزنها سرعت می‌گیرد و در آغاز قرن جدید بدترین نتایج تاریخ باشگاه رخ می‌دهد. مقارن با سالهای درخشان جرج گراهام و آرسن ونگر آرسنال. در سالهای ثبت دو برد 5 گله در دوره‌ای کوتاه برای آرسنال. عصر ایان رایت، تونی آدامز، تیری آنری، دنیس برکمپ رابرت پیرس و ... در هایبری.

 با گذشت یک دهه از قرن بیست و یک همه چیز تغییر می‌کند. این بار طوفان من سیتی نه یک رگبار بهاری که ظهور رعدآسای  یک قدرت بزرگ در فوتبال انگلستان است. گذشته‌، با قفل‌های بسته بر دروازه‌های استادیوم مین رود و هایبری به پستوها می‌رود و همه چیز تعاریف تازه‌ای می‌یابد. بازی در ورزشگاه امارت. استادیوم اتحاد. نام شرکت‌های هواپیمایی اماراتی روی لباس دو تیم. آده‌بایور از آرسنال به من سیتی. جشنی دیوانه وار. استیلای بی چون و چرای من سیتی. تلاش آرسنال برای قرار گرفتن در جمع بزرگان....

طوفان من سیتی. نیمه‌ی سرخ شهر را. شمال غرب را. مرسی ساید را لندن را.... پیش از بازی فینال‌گونه‌ی امشب،  8 سال از آخرین برد آرسنال در لیگ برابر من سیتی می‌گذرد.  من سیتی 14 بازی پیاپی لیگ را برابر آرسنال برده. 5-0. 4-1. 3-0.... و تصور اتفاقات 20 سال قبل، درست 20 سال قبل در سال 2003 و برد 5-1 آرسنال برابر من سیتی کار دشواری است. و انتقال دیوید روکستل، نایل کویین، نیکولاس آنلکا، دیوید سیمن و تمام ستارگانی که پس از دوران درخشان هایبری در سالهای پایانی فوتبال خود به مین رود می‌رفتند....

حالا و در آغاز فصل جدید انگار طوفان از سویی دیگر وزیدن می‌گیرد... از جنوب به شمال. آرسنال امتیازات را با جان کندن جمع می‌کند. شکست لیورپول. من یونایتد. تاتنهام. اختلاف امتیاز. 8، 5... مواظبش باش لعنتی... من سیتی فاصله را جبران می‌کند. مثل هر فصل. شبیه یک ماشین جنگی آرسنال امتیاز از دست می‌دهد... 6 بازی باقیمانده. تقویم پیچیده‌ی پسران پپ در راه است. نیمه نهایی لیگ قهرمانان. رئال مادرید. فینال اف ای کاپ. من یونایتد تشنه... و رقابت فتح لیگ.... آرسنال. منچسترسیتی. طوفان به راه افتاده. و دو ناخدا روی عرشه ایستاده‌اند. ه دوستان ماتادور. مردانی از باسکی و کاتالونیا. آرسنال و منچسترسیتی.... میکل آرتتا و پپ گواردیولا....

عصر بخیر میکل، من پپ گواردیولا هستم! 

وقتی نام پپ گواردیولا روی صفحه‌ی موبایل شما ظاهر شود، بی اختیار کلید سبزرنگِ پاسخ را فشار می‌دهید.اگرچه آشنایی پپ و آرتتا به سالها پیش از آن تماس تلفنی در سال 2012 باز می‌گردد. در 16 سالگی و هنگام اولین بازی آرتتا برای تیم بی بارسلونا. برای پپ گواردیولا کاپیتان آن زمان بارسلونا مردی که 11 سال از او بزرگتر است. آرتتا بر خلاف پپ راهش را در نوکمپ ادامه نمی‌دهد. اگرچه فلسفه‌ی مشترک و نگاه مشترک فوتبالی هر دو نفر بر پایه‌های آموزه‌های یوهان کرویف همیشه پپ و میکل را در ارتباط با هم قرار می‌دهد.

آن تماس در آوریل 2012 اما نه برای پیشنهاد کاری و نه برای گپی دوستانه راجع به فلسفه‌های فوتبالی است. پپ با آرتتا، هافبک آن زمان آرسنال تماس می‌گیرد تا اطلاعاتی راجع به چلسی بگیرد. حریف بعدی بارسلونا در نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا. تیمی که همین چند هفته پیش در استمفوردبریج در یک بازی درخشان از آرتتا و بقیه‌ی شاگردان ونگر، 5-3 به آرسنال باخته. پس از گذاشتن گوشی پپ می‌گوید:

"باید بیشتر از او می‌پرسیدم."

این نخستین جرقه‌های یافتن مربی موفق درون آرتتا توسط پپ گواردیولاست...

دوران فوتبال آرتتا، برخلاف پپ متعلق به یک باشگاه نیست. آرتتا بارسلونای بی را به مقصد پی اس جی ترک می‌کند. تیمی که با ترکیبی ناهمگون از رونالدینیو و پوچتینو تا اوکوچا و آرتتا را در خود جای داده. سپس رنجرز در 20 سالگی. از اسکاتلند به محل تولد، باسک و تشکیل زوجی درخشان با ژابی آلونسو در قلب میدان تیم سوسیداد. بازگشت دوباره به بریتانیا. این‌بار رقابت با چابی در دربی مرسی ساید: ژابی آلنسو در لیورپول و آرتتا در گودیسن پارک.

از آیبراکس تا سن سباستین و گودیسن پارک و سن دنی پاریس هر کدام درس‌هایی برای میکل جوان دارد. جنگندگی در عین نظم و تطبیق پذیری در کنار پویایی چیزهایی است که آرتتای 30 ساله با خود به استادیوم امارات می‌برد. خرید آرسن ونگر برای تقویت خط هافبک توپچی ها:

تاثیر دوران او در آرسنال را نباید فقط با تعداد پاسهایش اندازه گرفت. ثبات شخصیتی او چیزی بود که تمام تیم آرسنال محتاج آن بود. در یکی از اولین بازیها وقتی نیمه اول 0-0 تمام شد ونگر به سراغ آرتتا رفت تا با او مشورت کند. ورود او و مرتزاکر با تجربه درست پس از باخت 8-2 برابر من یونایتد نشان می‌داد که ونگر چقدر به مردان با تجربه نیاز داشت...."

گیلم بالاگه

آرتتا در همان زمان به کادر فنی آرسنال نزدیک می‌شود. عضوی از تیم تحلیلگران ویدیویی. سپس و در سالهای پایانی فوتبال، آرتتا به هدایت تیم آماتور هیل اند آرسنال و تیم کوچکی در ویلز مشغول می‌شود و در همان زمان مدرک آ ی مربیگری یوفا را هم دریافت می‌کند. لوکاس پودولسکی هم بازی آرتتا در آرسنال می‌گوید:

"همه می‌دانستیم که او تصمیم خود را گرفته. آرتتا قطعا مربی می‌شد..."

در سال 2015، پپ و آرتتا بار دیگر هم دیگر را ملاقات می‌کند. دیداری که نه آرتتا و نه هیچ آرسنالی دیگری دوست ندارد آن را به یاد بیاورد. پپ گواردیولا در آن سال سرمربی بایرن مونیخ است و شاگردان او با 5 گل آرسنال را در استادیوم امارات شکست می‌دهند. پپ پس از آن ملاقات پیشنهاد همکاری با آرتتا در آینده را می‌دهد. چیزی که از نظر میکل آرتتا بیشتر شبیه یک تعارف و یک دلداری پس از آن باخت است اما... نه آرتتا و نه هیچکس دیگر نمی‌داند در همان زمان گواردیولا مشغول مذاکره برای جایگزینی مانوئل پلگرینی روی نیمکت منچسترسیتی است!

تماس بعدی پپ، جای هیچ شکی برای آرتتا نمی‌گذارد. میکل که یک بار پیشنهاد گواردیولا برای پیوستن به بارسلونا در سال 2011 به عنوان بازیکن را رد کرده، این بار قید مربیگری در تیم آکادمی آرسنال زیر نظر ونگر را می‌زند و پاسخ پپ را می‌دهد. حالا او مدرک آی یوفا را دریافت کرده. در کنار دوستان گذشته و رقبای آینده.... تیری آنری، فردی لیونبرگ و پپ لیندرز. لیندرز دستیار کلاپ که از فصل 2015/16 رقابت او و آرتتا به عنوان دو دستیار در جنگ های من سیتی و لیورپول پشت سر نبرد پپ و کلاپ دیدنی است. گیلم بالاگه می‌گوید:

"اگر آرتتا مربیگری را از هر جایی به جز من سیتی و در کنار پپ آغاز کرده بود مشخص نبود چه سرنوشتی درا نتظار اوست (به لمپارد، جرارد، رونی و ... نگاه کنید). آرتتا شیوه‌ی برخورد با بازیکنان بایدها و نبایدهای آن را از پپ می‌آموزد و با دانش خود چیزهایی به آن کم و اضافه می‌کند. او از گیپوزکوا یکی از کوچک‌ترین شهرهای باسک می‌آید. جایی که امری، لوپتگی و آلونسو هم از آن آمده‌اند."

سرانجام و در دسامبر 2019، آرتتا راه خود را از پپ جدا می‌کند. از شمال به جنوب. از من سیتی به آرسنال. چه کسی گمان می‌کرد آرسنال با آرتتا به مسیر سالها قبل بازگردد. و بردها و جمع کردن هفته به هفته‌ی امتیازات، آنها را در بیش از نیمی ازفصل 2022/23 بالاتر از من سیتی و پپ گواردیولا قرار دهد.... طوفان وزیدن به راه افتاده. ابرها. غرش‌ها.... از هایبری تا  مین رود. از استادیوم اتحاد تا  امارات و.... از باسک تا کاتالونیا... طوفان پپ گواردیولا...و صاعقه‌های میکل آرتتا...