بهترین اکستریم متالی که تا الان شنیدم

genres:

​​​​​blackened death metal

album:

the satanist

year:

2014

 

Akephalos

Shine through me

Come forth in war

Come forth in peace

Bring down the sun

Extinguish all the stars

Let me remain

In splendor ov thy light

 

آکفالوس

در وجود من بتاب

در جنگ به پیش بیا

در صلح به پیش بیا

آفتاب را به زیر آور

تمام ستارگان را خاموش کن

بگذار،

در درخشندگی روشنایی تو باقی بمانم

 

["آکفالوس" یا "مرد بی سر" موجودی است که تمام روح‌ها، چه پاک و چه خبیث، مطیع او هستند.]

 

Bornless one

As darkness bright

Found not in tongues

Found not in light

Bring down the rain

Drain waters ov Styx

Faustian luminary

Redeem

Blaspheme

 

ای زاده نشده

که همانند تاریکی، روشن هستی،

که در زبان‌ها پیدا نمی‌شوی،

که در روشنایی یافت نمی‌شوی،

باران را نازل کن

آب رود استیکس را بخشکان

فاوستیِ تابناک

کفرگویی را،

روا بدار

 

["زاده نشده" همان "آکفالوس" است.

در اساطیر یونان، "رود استیکس" مرز بین عالم اسفل و دنیای زندگان است. هر کسی که بمیرد، از این رود رد می‌شود و وارد دنیای مردگان می‌شود. شاعر از "آکفالوس" می‌خواهد این رود خشک شود تا مردگان به زندگی باز گردند.

"فاوستی" مرتبط به داستانی آلمانی است که این شخص، برای چند سال زندگی زندگی راحت و خوشی، روح خود را به شیطان فروخت.]

 

Like a day without the dawn

Like a ray void ov the sun

Like a storm that brings no calm

I'm most complete yet so undone

 

همانند روزی بی طلوع،

همانند پرتویی که از آفتاب ساطع شود،

همانند طوفانی که آرامشی به همراه ندارد،

من کامل‌ترین، اما با این حال، بسیار ناتمام هستم

 

[اینجا به وضعیتی مطلق اشاره می‌شود. طوفانی تمام عیار به پا می‌شود که هیچ پایانی ندارد و آرامشی به همراه ندارد؛ همانند روزی که طلوع ندارد. با این که این وضعیت مطلق است، اما ناتمام می‌باشد. چیزی که هیچگاه تمام نشود، ناتمام است؛ هر چیزی در یک زمان شروع و در زمانی دیگر به پایان می‌رسد.]

 

Agathos Daimon

Ov plague and fever

Thy name is nowhere

Thy name is never

Liberate me

Ignite the seeds

Bind not to guilt

Ignis Gehennalis

 

ای روح پاک

از جنس طاعون و تب

نام تو "هیچ جا" است

نام تو "هرگز" است

مرا آزاد کن

دانه‌ها را شعله‌ور کن

مرا محدود به معصیت نکن

آتش دوزخ

 

O Father

O Satan

O Sun

Let the children come to thee

Behold the morning star

Akephalos

Shine through me

Come forth in war

Come forth in peace

 

ای پدر

ای شیطان

ای خورشید

بگذار فرزندان به سوی تو آیند،

و ستاره صبحگاهی را نظاره کنند

آکفالوس،

در وجود من بتاب

در جنگ به پیش بیا

در صلح به پیش بیا

 

Like a day without the dawn

Like a ray void ov the sun

Like a storm that brings no calm

I'm most complete yet so undone

 

همانند روزی بی طلوع،

همانند پرتویی که از آفتاب ساطع شود،

همانند طوفانی که آرامشی به همراه ندارد،

من کامل‌ترین، اما با این حال، بسیار ناتمام هستم

 

O Lion-Serpent Sun, the beast that whirlest forth

A thunder-bolt, begetter of life!

Thou that flowest! Thou that goest!

Thou Satan-Sun, Hadith, that goest without will!

Thou Air! Breath! Spirit! Thou without bound or bond!

Thou essence, air swift-streaming, elasticity!

Thou wanderer, father of all!

Thou wanderer, spirit of all!

Hear me, and make all spirits subjects unto me

So that every spirit of the firmament and of the ether

Upon the earth and under the earth

On dry land and in the water

Of whirling air, and of rushing fire

And every spell and scourge of god

May be obedient unto me

Thou spiritual sun! Satan, thou eye, thou lust!

Cry aloud! Cry aloud!

Whirl the wheel, O my Father, O Satan, O Sun!

 

ای خورشید شیر و مار، حیوانی که با سرعت رو به جلو حرکت می‌کند

یک آذرخش، مولد زندگی!

تو که جاری هستی! تو که می‌روی!

تو ای شیطان خورشیدی، همانند حدیث، که بی مشیت می‌رود!

تو ای هوا! نفس! روح! تو که بدون قید و بند هستی!

تو ای ماهیت و اساس، همانند جریان سریع هوا، سبک روحی!

تو ای سرگردان، پدر همگان!

تو ای سرگردان، روح همگان!

صدایم را بشنو، و تمام روح‌ها را تحت کنترل من درآور

تا باشد که هر روح در آسمان و فضا،

روی زمین و زیر آن،

بر روی زمین خشک و در آب،

در گردباد و آتش خروشان،

و هر طلسم و غضب خداوند،

مطیع من باشند.

تو ای خورشید روحانی! شیطان، تو ای چشم، تو ای شهوت!

بلند گریه کن! بلند گریه کن!

چرخ را بچرخان، ای پدر من، ای شیطان، ای خورشید!

 

[این بخش، کاملا از تشریفات مذهبی نوشته شده توسط "آلیستر کراولی" الهام گرفته شده است.]