"الهی ، نامه را آغاز کردم" الهی نامه ، را هم باز کردم . که آید عطری از یونان" بدین جا ببویت عشق را ابراز کردم . دلم دلگویه دارد با نگاهی که گاهی فاش، از این راز کردم . نگاهی آتشین ابرو کمانی هراس از چشم تیر انداز کردم . مرا مژگان به هم میزد، خدنگت پر از رگبار و من پرواز کردم . به وصلت گفتی مرا  شرط محالی به سان سالکان اعجاز  کردم تنور چشم تو آتش دلم زد شکایت ز آن به نزد خباز کردم زدی با پشت دست بر دهانم نهیبش برقِ تا سه فاز کردم منم آن لاعب کم کار هوادارت تبانی با تاج گیسوان ناز کردم چو افتاد اصغر ز بام مویت توسل بر خالق طناز کردم   ?????