برخیز خورشید یونان نکن تردید بشکن سرو شاخ و دمب آن دیو سپید . از بند اصول و اصلاح در آی افراشته کن پرچم فخر و امید بتاب و آب کن یخ افکار جمود آهوی وحشی دل سوی یونان دوید خوبان به عشق تو اسیرند بیا باز کن دفتر شعر و غزلی جدید من زارع آن دشت درگاه شدم به تبانی عشق سرخ پوش رسید نگهم چو به دریای نگاهت افتاد ملوان کشتی این دل من ترکید. دل اصغر معتکف معبد رخ تو شد چشم من جز جمال رخ تو ندید ?????

شعر تاریخی حج اصغر در رثای شیرزنان سرافراز یونان کبیر
۸۹۲ بازدیدجمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ - ۱۷:۰۴
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.


