امشب نگهم به چهره ی ماه افتاد اشکم به هوای جزر و مد راه افتاد . من یوسف ِ خویش را تصور کردم وقتی که نگاهت به ته ِ چاه افتاد گویی شب سیه رفت و نگاهم به صبح شرر و نور پگاه افتاد دل با دیدن شاه یونانی خود باز نابود شد و بر اشتباه افتاد دل محکوم در محکمه عشق ، چنین محتاج به سوگند شاهد وگواه افتاد قلب پاک و معصوم اصغر به نگاهی به هزار خطا و صد گناه افتاد......... ?????

شعر تاریخی حج اصغر در رثای شیرزنان سرافراز یونان کبیر
۸۸۲ بازدیدسهشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۲ - ۱۳:۴۰
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.


