امشب نگهم به چهره ی ماه افتاد اشکم به هوای جزر و مد راه افتاد . من یوسف ِ خویش را تصور کردم وقتی که نگاهت به ته ِ چاه افتاد گویی شب سیه رفت و  نگاهم به صبح شرر و نور پگاه افتاد دل با دیدن شاه یونانی خود باز  نابود شد و  بر اشتباه افتاد دل محکوم در محکمه عشق ، چنین محتاج به سوگند شاهد وگواه افتاد قلب پاک و معصوم اصغر به نگاهی به هزار خطا و صد گناه افتاد......... ?????