"پیش بازی کامل، پرهیجان و تحلیل بازی رفت به قلم

امیرحسین صدر"

.... 

5 سال قبل. درست 5 سال قبل. روز 15 ماه می 2018. استانبول، حال و هوایی شبیه همین روزها دارد. و منچستر. و لندن...

اردوغان به دنبال رای‌های بیشتری در انتخابات می‌گردد. و من سیتی، با شکست آرسنال در آستانه‌ی ثبت رکورد حیرت‌انگیز قهرمانی با 100 امتیاز در لیگ برتر.... سفر اردوغان به لندن اما حواشی به وجود می‌آورد که اردوی آرسنال، من سیتی و در مقیاسی بسیار وسیع‌تر اردوگاه ژرمن‌های قهرمان جهان را پیش از آغاز جام جهانی به هم می‌ریزد؛ با پخش شدن چند عکس در رسانه‌ها. یک رییس جمهور و سه بازیکن فوتبال. جنیک توسون بازیکن تیم ملی ترکیه و اورتون  با خیال راحت در کنار اردوغان ایستاده اما دو نفر دیگر آتش بیاران معرکه می‌شوند... مسوت اوزیل که خاکستر آن عکس آینده‌ی درخشان فوتبالش را تیره و تار می‌کند  و فوتبالیست دیگری که با رندی و با یک موضع به موقع جایگاه خود را در آینده‌ی تیم ملی و باشگاه من سیتی تضمین می‌کند.

بازیکنی که در فینال لیگ قهرمانان  و در ومبلی گل زده و هنر بازی‌سازی را در تیم‌های یورگن کلاپ و یواخیم لوو و پس از آن پپ گواردیولا می‌آموزد. بازیکنی که به موقع شوتهای مهیب خود را شلیک می‌کند، با چشم بسته پاس می‌دهد و حرکت بین خطوط هنر اوست... بیایید در بازی سنگین‌وزن‌های امشب میان من سیتی و رئال مادرید به موتور پیشران پشت سر غولهای هجومی من سیتی نگاه کنیم... به ایلکای گوندوگان...

بیشتر فصل برای من سیتی به بازی برابر تیم‌هایی می‌گذرد که در جدول پایین‌تر از آنها قرار دارند. مربیانی که با شنیدن نام پپ گواردیولا به فکر چیدن بلوک‌های دفاعی در مقابل دروازه می‌افتند.  با یارگیری‌های سفت و سخت امان ستاره‌های تیم پپ را می‌برند.

از شان دایش و سم آلاردایز، با الگوهای دفاعی سنتی انگلیسی تا کارلو آنچلوتی و ماموریت 90 دقیقه‌ای برای آنتونیو رودیگر. در چنین شرایطی است که مهاجمان من سیتی عملا با 4 یا 5 خط فشرده‌ی دفاعی در نیمه‌ی زمین حریف مواجه می‌شوند. خطوطی که شبیه آجرهای به هم چسبیده با ملاتی چسبناک، یافتن منفذی بین آنها دشوار است. در چنین فضایی است که ایلکای گوندوگان وظیفه‌ی خود را انجام می‌دهد. با بازی بین خطوط حریف

در بازی روز شنبه برابر اورتون، شان دایش با آرایش اولیه 4 دفاعه به میدان آمد. ترکیبی که در بیشتر زمان بازی با عقب آمدن دوایت مک نیل برای کمک به میسن هولگیت در مهار تکنیک ریاض مارز به 5 مدافع تبدیل می‌شد. سه هافبک وسط، به طور اختصاصی وظیفه‌ی ایستادن و گاه شیرجه زدن برابر شوتهای دی‌بروینه را داشتند. تاکتیکی که در نیم ساعت اول بازی، کاملا جواب داد: قهرمان لیگ برتر موفق به ثبت حتی یک شوت در گودیسن‌پارک نشد.

تاکتیکی که به نوعی دیگر در بازی لیدز با من سیتی هم توسط آلاردایس اجرا شد اما گره هر دو بازی، با یک قهرمان غیر قابل انتظار همراه شد. در بازی لیدز دو شوت از ایلکای گوندوگان در حالی که با 183 لمس توپ رکورددار زمین بود من سیتی را به پیروزی رساند و در بازی با اورتون، گواردیولا بها زیرکی و نبوغ خود، آنقدر به وظایف هجومی ایلکای افزود که این‌بار با فقط 43 لمس توپ و حضور در مقابل دروازه‌ی حریف، گوندوگان دو گل برنده را برای من سیتی به ثمر رساند...

تغییر نقش بازیکنان، میراثی است که در سیستم‌های یوهان کرویفی و پیش از آن در تفکرات رینوس میشل جاریست. کاری که پپ در بایرن با جابجایی مداوم کاپیتان لام بین پست دفاع کناری و هافبک مرکزی انجام می‌داد و در من سیتی و خصوصا در این فصل به نظر می‌رسد آن را به کمال تازه‌ای رسانده. گوندوگان، در تمام پست‌های میانی میدان، در نقش شماره 6، 8 و گاها 10 حاضر می‌شود.

از غریزه‌ی بازی‌سازی خود بهره می‌برد، گاها و مشابه آنچه در دورتموند کلاپ به عهده داشت ریتم ضدحملات تیم را تنظیم می‌کند و در بازی‌های پیچیده برابر رقبای تدافعی با حضور در مقابل دروازه‌ی حریف ضربه‌ی خود را وارد می‌کند. اما و در بازی امشب چه وظیفه‌ای انتظار ایلکای را می‌کشد؟ بازی در مقابل هم‌بازی خود در تیم ملی آلمان، تونی کروس و و مقابله با خط هافبک مادریدی‌ها با حضور پیرمردها و پسران جوان چه چالشی برای ایلکای پدید خواهد آورد؟ ...

پپ در بازی‌هایی که دفاع کردن هم برای او مساله است، نقش تازه‌ای برای گوندوگان تعریف می‌کند. در حقیقت برابر چنین رقبایی که البته تعداد آنها برابر تیم قدرتمند من سیتی در طول فصل زیاد هم نیست، گوندوگان باز هم با همان ویژگی حرکت بین خطوط به میدان فرستاده می‌شود. با این تفاوت که در چنین بازی‌هایی به جای خطوط فشرده، با تیمی مواجه اند که توان استفاده از تمام زمین را دارد.

فاصله‌ی بین خطوط مثل یک فنر باز و بسته خواهند شد و حرکات مداوم بالها در جناحین، زمین بازی را برای من سیتی بزرگتر خواهد کرد. بیایید به طراغ بازی برابر بایرن برویم. جایی که پپ نگران از دست رفتن اندوخته‌ی سه گله در خانه بود. جایی که با بازگشت به سیستم‌های قدیمی- بسیار قدیمی- WM و MW گواردیولا به مصاف حریف رفت.

 با قرار دادن رودری و استونز در مقابل سه مدفاع مرکزی و بازی الکی، یک خط جلوتر پشت سر مهاجمان. در پستی که آمار پاس‌های صحیح گوندوگان به زیر 90 درصد می‌رسد. شوتهای زیادی به سمت دروازه اما در یک وظیفه درخشان عمل می‌کند. گوندوگان در دو بازی رفت و برگشت برابر بایرن 13 بار توپ را از مونیخی‌ها باز پس می‌گیرد. در 15 دوئل مشارکت می‌کند و نقشه‌ی حرارتی حرکت او، دوندگی در یک بازه‌ی گسترده‌ی زمین را نشان می‌دهد.

یک بازیکن مخرب که ویژگی کلیدی او، بازی با هوش و در نتیجه خطاهای کمتر و اجتناب از اعطای ضربات ایستگاهی خطرناک به تیم حریف است. چیزی که در نیمه‌ی دوم بازی رفت امان مونیخی‌ها را می‌گیرد و فضا را برای حرکات آلوارز، دیبروینه و هالند و برناردو سیلوا می‌گشاید. کاری که با قابلیت‌های تدافعی تر رودری و استونز تکمیل می‌شود.

بله، با حضور گوندوگان، پپ گواردیولا در حقیقت سه هافبک کارآمد را در یک بازیکن به طور خلاصه می‌یابد. ارتباط میان نقش کلیدی دفاعی رودری، به عنوان بازیکنی که با 4104 دقیقه بازی در زمین رکوردار بازی در ترکیب من سیتی است و کوین دی‌بروینه و بالهای کناری و حتی هالند را توسط او برقرار می‌کند و اندیشه‌ها و گاه فرااندیشه‌های خود را که در سالهای اخیر به عنوان معضل حضور او در نرسیدن به جام قهرمانی بیان می‌شود با حضور ایلکای تحقق می‌بخشد.

گوندوگان نفر اول گلزنی، پاس گل و ... در من سیتی نیست و در هیچ انتخابی به عنوان بهترین بازیکن تیم انتخاب نمی‌شود اما همیشه پشت سر آن ستارگان پیشروی جلوی زمین و آن مردان مستحکم انتهای میدان، به مردی نیاز دارید که در بین خطوط راه را باز کند.... چه با فتح سه گانه‌ی تاریخی ایلکای گوندوگان، پپ و تمام مجموعه‌ی بزرگ من سیتی به دستاوردی در انتهای فصل برسد و چه از رسیدن به یک یا دو عنوان باز بماند،  برای از هم نپاشیدن بهترین تیم اروپا در این فصل شما به مردی نیاز دارید که اجازه ندهد فصل بعد تیم از هم بپاشد. به مردی که راز دویدن بین خطوط را به خوبی می‌داند...