یبار یکی از دخترای سایت ابراز محبت و اینا کرد گفت میای پلیستیشن بازی کنیم

منم خب کار داشتم ولی تو رودروایسی  گفتم آره

یعد اومد دنبالم برام چیپس و پشمک خرید ی گاز زدم گفتم به به چه پشمک خوشمزه ای

دختره: قابلتو  نداره عشقم!

سوپرایز بعدیشم این بود که ماشینش  ضبط تصویری داشت یکی از قسمتای  نقطه چین پخش کرد ولی همین باعث شد تصادف کنیم 

دختره گفت فدای سرت بیا تا ماشین آتیش نگرفته بریم بازی

رفتیم نشستیم اونجا یارو گفت دستی انقدر میگیرم

دختره گفتم یعنی چی هر ساعت قرار بود انقدر بگیری 

من گفتم حبابه  خودم حساب میکنم

دختره: چقدر داری؟

کل جیبامو  گشتم ی سکه پیدا کردم که اونم اسباب بازی بود

بعد ی لبخند زدم

یارو گفت برید بیرون میخوام تعطیل کنم

دختره عصبانی شد دسته رو پرت کرد تو صورتش (می‌شناسید کدوم کاربره ولی نمیگم)

یارو گفت همین الان ۵۰ تومن میدی خرج درست کردن دندونم میشه

وگرنه...

بعد دختره گفت وگرننهههه وگرنهههههه کله یارو رو گرفت زد به ویترین هر چی شیشه نوشابه بود رو سرش شکست

بعد دستمو گرفت گفت بیا بریم شام بخوریم پلیستیشن  میام خونتون بازی کنیم

تو قسمت ۲ از ماجراهایی  که تو خونمون پلیستیشن بازی کردیم میگم