قبلا گفته بودم یکی از دخترای سایت هی سیمجین میشد بریم بیرون
آخر خودش اومد خونمون
تا اومد داخل گفت هههههه
گفتم چخبرته
گفت پلسستیشنو آتیش کن
من چون چون حوصله نداشتم الکی گفتم خرابه
دختره: مزخرف نگو بینیم بابا
رفت روشن کرد و ی دسته پرت کرد تو دستم
من گفتم به شرطی بازی میکنم که من بارسلونا باشم
گفت نه من میخوام بارسلونا باشم
بعدش من آرژانتین ورداشتم
درحالی که ترکیب میچیدیم یدفعه صدای کلید اومد گفتم یا خدا بابام اومد
دختره گفت نههههه به زور اومد منو بکنه داخل یخچال!
گفتم دیوونه چیکار میکنی تو باید قایم بشی اینجا خونه ی منه
همچنان بابام داشت کلید مینداخت بیام تو
گفتم تو یخچال قایم نشی بابام تا بیاد میره سر یخچال برو فریزر
گفت یخ میزنم
همچنان بابام داشت کلید مینداخت بیاد تو
گفتم میتونی از پنجره بپری پایین
اینو گفتم هلم داد
عصبانی شد رفت سمت در
به بابام گفت این منو بزور آورده خونتون میگه پلیستیشن بازی کنیم
منم قایم شدم زیر فرش!
بعد بابام به دختره گفت عه چه خوب پلیستیشن روشنه خب بیا با اون بازی نکن با من بازی کن
نمیدونست وقتی این حرفو میزنه مادرم پشت سرشه!
بعد مادرم ی لگد انداخت عهههههههه بابام از پشت بوم پرت شد پایین
بعد مادرم اومد تو
دختره قایم شد تو یخچال
منو از زیر فرش کشید بیرون گفت اون دختره کجاست؟
گفتم نمیدونم خالی بندی بوده
یدفعه بابام در یخچال باز کرد گفت پس این چیه?
گفتم هندونه ست
برای همین مادرم به اشتباه افتاد و از دختره ژله ی گیلاس درست کرد!!!!!


