پپ... هالند... سه بار فتح دشوارترین لیگ دنیا... عصر امروز و هنگام بالا رفتن جام قهرمانی لیگ برتر توسط کاپیتان گوندوگان، ، هیچ کاری ندارد که از بالاترین‌ها، قوی‌ترین‌ها و سریع‌ترین‌ها سخن بگوییم اما.... فوتبال، تفاوتهایی با تمام رشته‌های ورزشی جهان دارد. فوتبال، پیش از ورزشی برای انتخاب بهترین، بازی مردم است. عشق و علاقه‌ی مردم یک شهر. یک منطقه. یک کشور. و صعود من سیتی در یک دهه‌ی اخیر به قدری پرشتاب بوده که انگار فرهنگ اصیل طرفداران قدیمی باشگاه فراموش شده...

بله، آنها پیش از یک ابر باشگاه جهانی، یک مجموعه‌ی غول‌آسای متعلق به مالکان اماراتی و .... باشگاهی با طرفداران اصیل خود در شهر منچستر هستند. طرفدارانی که به لهجه‌ی مانیکونیایی سخن می‌گویند، سالیان دراز زیر سایه‌ی نیمه‌ی سرخ شهر پنهان بودند و به افتخارات و تک‌ستاره‌هایی در سالهای دور و عصر طلایی با فرانسیس لی، کالین بل و مایک سامربی افتخار می‌کردند...

این باشگاه منچسترسیتی است. دوگانه‌ای پیچیده از مدرن‌ترین مدل باشگاه داری جهان فوتبال تا طرفدارانی وفادار

بیایید به ماهیت مدیریت باشگاه من سیتی نگاه کنیم. الیگارش‌های روس رومن آبرامویچ و آلیشر عثمانوف در چلسی و آرسنال و مالکان سعودی در نیوکاسل،  به دنبال تغییر و چرخش نگاه‌ها از فعالیت‌های دولت خود به جذابیت‌های فوتبالی می‌گردند. این معنای کلاسیک تطهیر با ورزش است. مالکان قطری از  ناصرالخلیفی در  پی اس جی تا شیخ جاسم در تلاش برای رسیدن به مالکیت من یونایتد بخشی از پروژه‌ی ساخت برند "قدرت اول" در خاورمیانه، استراتژیک‌ترین نقطه‌ی جهان برای  قطر را می‌گردند...

من سیتی متعلق به شیخ منصور بن زاید آل نهیان است، یکی از شخصیت‌های کلیدی ابوظبی و پنجمین پسر فاطمه بنت مبارک الکتبی که به عنوان "مادر شیوخ" شناخته می شود. منصور مشاور ارشد برادر بزرگ‌ترش، شیخ محمد بن زاید آل نهیان، رئیس‌جمهور امارات متحده عربی است. ابوظبی سومین صندوق دولتی ثروتمند جهان است و در چنین محیطی شیخ  منصور به عنوان یک سیاستمدار و استراتژیست تجاری شهرت خود را دست آورده. نشستن پای صحبت طرفداران ابعاد بیشتری از رابطه‌ی گذشته و حال باشگاه را برایمان می‌شکافد:

نیکولاس بلینکو

نویسنده‌ی کتاب نجیب‌تر از جنگ؛ داستان فوتبال در اسراییل و فلسطین

بله، ما در معرض تحریم به خاطر عدم شفافیت مالی قرار داریم اما... بیایید به حقیقت نگاه کنیم. من سیتی ابزاری در دست یک دولت خونخوار نیست. ما در طول تاریخ به خاطر ضعف‌های مدیریتی و مدیران ناتوان بارها و بارها سقوط کرده‌ایم. به همین خاطر طرفداران من سیتی به مالکان اماراتی علاقه دارند. ما می‌دانیم که حتی با رفتن آنها هم من سیتی یک باشگاه پیشرو باقی خواهد ماند... من در اواخر دهه‌ی 80 و در 20 سالگی طرفدار این تیم شدم. می‌دانم که برای شروع طرفداری کمی دیر است. اما من همسایه‌ی استادیوم مین‌رود بودم و آن تیم تجسمی از ایده‌آل‌های من بود. لبخند همیشه در مشکلات. جان کندن برای یک رتبه بالاتر وسط جدول. بی نظمی، بازیکنان سرگرم کننده که سوپر استار نبودند اما دریبل‌ها و شوتهای خوبی می‌زدند... در سال 2002 من در خاورمیانه بودم و احساس دلتنگی‌ام نسبت به انگلستان با دنبال کردن بازیهای من سیتی التیام می‌یافت. چیزی که حقیقتا پیوندهای قدیمی را مستحکم کرد... در دوره‌ی مالکی به نام   تاکسین شیناواترا،  یک سیاستمدار فراری از تایلند و جشن گرفتن صعود ما از دسته یک به لیگ برتر!"

خانم جوانا سارجنت

رییس و مسئول مالی یک لیگ محلی جوانان در لندن،

خان سارجنت بدون نگاه به مباحث مالکیت باشگاه، به طور مستقیم به توصیف شرایط فعلی باشگاهی می‌پردازد که سالهاست طرفدار آن است:

من از سال 1995 طرفدار من سیتی شدم. زیرا آن سال با همسرم آشنا شدم و او صاحب بلیت فصل باشگاه بود. پس از آن صاحب سه پسر شدیم و با بزرگ شدن پسرها، پنج نفری به استادیوم می‌رفتیم. ما 12 سال است که خانوادگی بلیت فصل باشگاه را می‌خریم. موفقیت این فصل برای ما شبیه یک ترن هوایی است. ما در حال اوج گرفتن هستیم اما باید حواسمان به فصل‌های بعد و حفظ تیم برای آینده باشد. باشگاه باید به ما، طرفدارانی که از دوران بازی در دسته 2 همیشه در ورزشگاه حاضر بودیم نگاه ویژه‌ای داشته باشد...

 

مایکل 27 سال

برنامه نویس از منچستر

من از سال 2011 بلیت فصل باشگاه را می‌خرم. از 17 سالگی. من هم مثل بقیه در اینجا از موفقیت‌هایمان خصوصا در این فصل لذت می‌برم اما چیزهایی در مورد مدیریت و مالکان نگرانم می‌کند. به نظر من یک ناهماهنگی وجود دارد. یک عدم شفافیت در مسائل اخلاقی. برای کمک و استفاده از باشگاه ما به عنوان ابزاری در دست یک دولت و رژیم سیاسی که ابهامات زیادی درباره‌ی آنها وجود دارند. وقتی برای اولین بار اتهاماتی از سوی یوفا به ما وارد شد، متاسفانه گروهی از طرفداران کورکورانه به حمایت بی قید و شرط از مالکان پرداختند...

بسیاری از آنها در شرق منچستر به این اشاره می‌کنند که آنها، این باشگاه را رشد و ارتقا داده‌اند. جام، اعتبار، افتخار... اما من با انتقاد به اینها نگاه می‌کنم. باید بدانیم که هر مالکی، و هر سرمایه‌گذاری صرفا برای خواشیند ما در یک جا سرمایه‌گذاری نمی‌کند... شاید در یک دنیای ایده‌آل من دیگر نباید به ورزشگاه بروم. اما فقط گفتن این آسان است... من هر هفته به همراه مادرم در استادیوم حاضر بوده‌ام. خاطرات من روی همین سکوها شکل گرفته.... بله، می‌توان طرفدار باشگاه ماند، دوستش داشت اما لزوما از مالکان آن حمایت نکرد...

پیتر والاس، 42 ساله

طرفدار ساندرلند، فولکستو

بیایید مقایسه کنیم. آرسنال برای ساخت تیم فعلی خود چقدر هزینه کرده. من سیتی چقدر؟ توپچی‌ها، با 11 بازیکن معمولی 37 هفته برای قهرمانی جنگیدند. صدرنشین بودند. لحظات بینظیری را خلق کرده‌اند...  بیایید نسبت جایگاه تیم و هزینه‌های آن را محاسبه کنید، به نظر من با چنین معیاری آرسنال قهرمان لیگ است... و در لیگ قهرمانان اروپا: اوه بله پپ گواردیولا پس از 8 سال توانسته در یک بزرگ پیروز شود! به نظر من هنوز شما حق ندارید آنها را با تیم‌هایی که کلاف، ونگر و فرگوسن ساختند قیاس کنید..."

کریس رافرتی، 50 ساله

عضو یک آژانس کاریابی در منچستر

مالکان اماراتی، پولهایشان را بی حساب و کتاب در اینجا خرج نمی‌کنند. آنها در حال اجرای یک تجاری عظیم در شهر منچستر هستند. آنها فعالیت‌های خود را به خوبی در تمام پلتفر‌های رسانه‌ای منعکس می‌کنند. این فقط به فوتبال و تیم منچسترسیتی نیست. آنها یک کالج، یک مرکز تفریحی و طرح‌های مسکن را طراحی کرده‌اند. برای ما طرفداران محلی و قدیمی، استخدام پپ گواردیولا اهمیت دارد. او یک استاد بی بدیل در هنر فوتبال است. با او، شما احساس می‌کنید که مجموعه‌ی باشگاهف یک خانواده‌ی بزرگ است. او به طور غیر مستقیم فوتبال انگلستان را متحول کرده. باشگاه‌های زیادی در حال اجرای طرح‌ها او در زمین فوتبال هستند و تیم ملی، بر پایه‌ی پسران او بنا شده. لیورپول و منچستریونایتد دوران خود را داشته‌اند.... و حالا، نوبت ماست...

او استاد هنر فوتبال است. پپ ماشینی با تیمی از شخصیت های فروتن و دوست داشتنی ساخته است. حس بزرگی از با هم بودن و خانواده در تیم وجود دارد. گواردیولا به طور غیرمستقیم فوتبال انگلیس را با بسیاری از باشگاه‌ها متحول کرده است که تلاش می‌کنند از همین طرح الگوبرداری کنند، و این فقط می‌تواند برای بازی ما در سطح بین‌المللی نیز به ثمر برسد. لیورپول موفقیت های خود را داشته است، منچستریونایتد موفقیت های خود را داشته است. منچسترسیتی در دوره جدیدی قرار دارد - زمان آنها فرا رسیده است.