در جام بیست و دوم، نقشی که هری کین چند سالی است در تیم ملی انگلیس ایفا می کند بیش از گذشته به چشم می‌آید. از زمانی‌که "گرت ساوتگیت" هدایت تیم ملی انگلیس را برعهده گرفت، نقشی جدید برای کاپیتان تیمش تعریف کرد. در واقع پست ۹ و نیم، پستی جدید در دنیای فوتبال که بین پست ۹ و ۱۰ است. یعنی او هم وظایف یک مهاجم نوک را انجام می‌دهد و هم در قامت یک مهاجم سایه یا فالس‌ناین (false ۹) ایفای نقش می‌کند.

 

 

آنهایی که فوتبال را به دقت و ریز بینانه دنبال می‌کنند به خوبی می‌دانند که هری کین یک مهاجم راس و نوک صرف در تیم ملی انگلیس نیست. او محور اصلی حملات تیمش است و اختیار دارد به میانه میدان و کناره‌ها آمده و فضا را برای سایر هم تیمی‌های خود برای گلزنی فراهم کند تا به نوعی نقش یک طعمه را به اجرا دربیاورد.

هری کین با حضور در میانه میدان، مدافعان میانی و هافبک تدافعی حریفان را به سوی خود می‌کشاند و با رفتن با کناره‌ها نیز مدافعان جناحین تیم‌های مقابل را به دنبال خود می‌کشاند. کین با قدرت بدنی بالا، حفظ توپ عالی و در نهایت پاس‌های در عمق خود موجب می‌شود تا مدافعان حریف در کسری از ثانیه از جریان بازی خارج شده و سایر بازیکنان انگلیس در موقعیت گلزنی قرار بگیرند. همین مساله کمک می‌کند تا مهاجمان کناری انگلیس بتوانند با فضایی بهتر صاحب موقعیت‌های ایده‌آل شوند و گل‌های مهمی را وارد دروازه‌ی رقبا کنند.

 

به طور مثال کین در بازی مقابل ایران، خود را به جناح راست رساند و با ارسال توپ موجب شد تا رحیم استرلینگ گلزنی کند. در حالی‌که کمتر کسی انتظار داشت او در جناحین باشد. همچنین در گل پنجم همان بازی، کین با حضور در میانه میدان، حسین کنعانی‌زادگان را را به دنبال خود کشید و با حفظ توپ خوب و پاسی عالی موجب شد تا "رشفورد" در فضای ایده‌ال صاحب توپ شده و گلزنی کند.

اوج هنر بهترین فالس ۹ جهان در بازی  برابر سنگال بود. او گل دوم را به‌ثمر رساند اما گل‌های اول و سوم تیمش بازهم با تاثیرگذاری مستقیم و پاس‌های طلایی خودش پایه‌گذاری شد.

کین اکنون تنها یک گل با رکورد ۵۳ گل "وین رونی" برای تبدیل شدن به بهترین گلزن تاریخ تیم ملی انگلیس دارد که قطعا این رکورد را خواهد شکست اما بی‌تردید هیچ مهاجمی به اندازه او در بازیسازی و موقعیت‌سازی تیمش تاثیر ندارد.

این ستاره در تاتنهام نیز تاحدودی همین نقش را ایفا می کند و بیشترین پاس گل را برای "سون هیونگ مین" ساخته است اما تاثیرش در جمع سه‌شیرها غیر قابل انکار است.

در واقع او تحت اندیشه‌های گرت ساوت‌گیت در تیم ملی انگلیس، مخترع پست جدیدی در فوتبال شده و بی‌تردید بهترین فالس‌ناینی است که می‌تواند همچنان به وظایف یک مهاجم نوک هم احاطه داشته باشد.

هری کین همواره به عنوان مهاجم نوکی با قابلیت پا به توپ بالا و دید بالا برای ارسال پاس بلند مطرح بوده است. و این قابلیت در ضد حملات مرگبار تیم مورینیو که بر پایه سرعت بنا شده به شدت کاربردی است. به تصویر زیر از بازی تاتنهام و وستهام در فصل 2020-2021 نگاه کنید، هری کین که در دفاع تیمی عقب آمده، فضای به وجود آمده پشت مدافعان حریف را می بیند و با ارسال یک پاس بلند، سون را صاحب توپ می کند و او هم با آوردن توپ روی پای راست، با یک بقل پا گل اول تات را به ثمر می رساند.

 

 

 

هری کین به عنوان مهاجم کارگر در دو فصل گذشته عملکرد خوبی داشته به عنوان مثال صحنه گل رشفورد به ایران را در نظر بگیرید

هری کین با یک پاس خوب رشفورد را در موقعیت تک به تک قرار داد و این بازیکن دروازه ایران را باز کرد اما ویژگی دیگر کین چار چوب شناسی است

تعداد گل‌های مورد انتظار هری کین در هر مسابقه به ۰.۶۳ گل می‌رسید که بهترین عملکرد هجومی او در ۵ سال اخیر به شمار می‌رفت؛ آن هم در حالی که خروس‌ها یک فصل نسبتاً ضعیف را پشت سر گذراندند. کاپیتان ملی‌پوش تاتنهام تقریباً یک‌چهارم مجموع شوت‌های بازیکنان تیمش را به سمت دروازه رقیبان شلیک کرده و بهترین عملکرد کل بازیکنان لیگ از نظر اختلاف گل زده و گل مورد انتظار را در اختیار دارد. بازیکنان تاتنهام امسال به طور متوسط در هر مسابقه ۱۵.۸ شوت روانه دروازه رقبا کرده‌اند که امید به گل حاصل از مجموع این شوت‌ها به زحمت از ۴۸.۵ گل عبور می‌کند؛ با این حال کین و هم‌تیمی‌هایش موفق شده‌اند ۶۰ گل بدون احتساب پنالتی در تمام مسابقات لیگ به ثمر برسانند. کیفیت متوسط هر شوت بازیکنان تاتنهام البته احتمال ۱۰ درصدی گل شدن هر شوت را نشان می‌دهد که نسبت به میانگین لیگ برتر آمار چندان درخشانی نیست. 

درکل یک تحلیل کلی از هری را میتوان اینچنین دانست

گاهی در نقش پست شماره 10 ظاهر شده. بیشتر توپ های اول به او میرسد و او با پاس های کلیدی، برای هم تیمی هایش – بخصوص سون – موقعیت سازی میکند، به طوری که او دومین موقعیت ساز برتر تیمش است.  پاسکاری ها و دید خوب محیطی : توانایی خوب او در پاس های بلند، او را به مهره کلیدی تاتنهام در طراحی ضدحملات تبدیل کرده است، اگر چه از سرعت متوسطی برخوردار است، اما این مشکل بزرگی برای او حساب نمیشود.  بازی بدون توپ : او میتواند بدون توپ بازی کند و مدافعین را از موقعیت اصلی خود خارج کرده و فضای بسیار مناسبی برای هم تیمی هایش برای نفوذ و فرار به ارمغان اورد.  قاتل محوطه جریمه: او در محوطه جریمه یک تمام کننده حرفه ای است، و همچنین یک پنالتی زن حرفه ای است که او را به یک گزینه قابل اطمینان در نوک حمله برای پاس دادن تبدیل میکند. او میتواند همانند یک مهاجم کلاسیک موقعیت های خطرناک را بو بکشد و خود را در موقعیت مناسب برای زدن ضربه قرار دهد.  نبرد هوایی : قد 188 سانتی متری و توانایی خوب او در سر زدن یک مزیت بسیار خوب برای این مهاجم انگلیسی به شمار میرود. او در فصل 20 / 21 چهل درصد دوئل های هوایی خود را برده است و چهار گل با سر به ثمر رسانده است.

مورد اخر بسیار اهمیت دارد هری با قطع کردن توپ های ارسالی نقش مهمی در گل های اسپرز داشته است

در تیم تاتنهام اما از  70 گل زده که هری کین بیش از 30 گل آنها را به ثمر رسانده که به عبارتی، کاپیتان انگلیسی بیش از 43 درصد گل‌های این تیم را به ثبت رسانده است.

حال این سوال ESPN دوباره می‌توان پرسش شود که آیا هری کین موثرتر از ارلینگ هالند در این فصل از لیگ برتر بوده است؟

البته که جواب انها نه بود اما این که هری در فصل ضعیف اسپرز علی رغم عملکرد ضعیف سون همچین عملکردی داشته نشانه از نبوغ فوق العاده او دارد