بیل شنکلی روزی گفت : << فوتبال بالاتر از مرگ و زندگی است >> از طرفی دیگر بابی چارلتون می گوید : << اگر فوتبال بردگی است پس بردگی ابدی را به من بدهید >> . چه می شود که این افراد بزرگ از زندگی خود سر باز می زنند و رو به فوتبال می آورند !؟  آنها فهمیده بودند که زندگی چیزی کم دارد و آن چاشنی برای زیبا کردن زنده بودن است . آنها فهمیده بودند که زندگی به یک چیز خارق العاده نیاز دارد تا بتوانند قهرمان سازی کنند . پس آنها برای آخرین بار به خانه هایشان نگاه کردند و با توپی که به پاهایشان چسبیده است ، مسافت های زیادی را طی می کنند و مانند یک کودک خردسال نشسته بر سکو ها که قهرمانانش را با ذوق نگاه می کند ، توپ را به حرکت در می آورند .  جواب معما های آنها ، فوتبال بود . در فیلم سینما پارادیسو ، سازنده فیلم برای نشان دادن یک زیبایی ، از موضوع فیلم و فیلم سازی استفاده کرد و مانند آخر فیلم ، فوتبال بوسه ای بود که فیلم را زیباتر می کرد .  با فوتبال می توان بزرگترین رهبران جهان را به زمین زد همانطور که موزارت فوتبال ، ماتیاس زیندلار افسانه ای با توپ توانست از خاک خود مقابل هیتلر و نازی ها دفاع کند . با توپ می توان بع از هر شکست بلند شد مانند باجو که بعد از آن پنالتی نفرین شده در فینال جام جهانی ، توپ در گوشش زمزمه کرد :  بلند شو و تاریخ سازی کن !  او بلند شد و با توپ یک دنیا را عاشق خود کرد و کاری کرد که فرشتگان در پاهایش آواز بخوانند .  فوتبال مانند آهنگ بتهوون ، شوپن و موزارت است . با هر عوض شدن نت موسیقی ، یک قسمت شاهکار به وجود می آید . برای فوتبال مهم نیست که چه کسی هستید ، در کجا متولد شده اید ، مرد هستید یا زن و چطوری هستید ! تا وقتی که همانطور که فوتبال حس شما را درک می کند ، شما هم حس فوتبال را درک کنید ، این در آخر شما هستید که با توپ رستگار می شوید .  فوتبال شما را متحد ، خوشحال و ناراحت می کند . خب ، این طبیعت فوتبال است ! اما هرگز نمی توانید از فوتبال دل بکنید زیرا فوتبال زیبا است . فوتبال ، پر از شاهکار هایی است که هیچگاه نمی توان از بین برد .  وقتی یک کودک با توپ خود در کوچه و خیابان ها می دود ، دویدن هایش فرقی با نواختن شوپن ندارد .  قهرمانان فوتبال ، برای عشق می جنگند و نه برای ثروت و شهرت !  فوتبال شما را در آغوش می گیرد مانند مادری دلسوز و پدری مهربان ! قلب ما تسخیر شده از لحظاتی است که فوتبال برایمان خلق می کند . با فوتبال هزاران هزار آموختیم ! آموختیم که تا وقتی سوت پایان زده نشده است ، هنوز باید جنگید ! آموختیم که باید برای موفقیت همکاری کنیم ! آموختیم که با فوتبال ، زندگی برایمان رنگ تازه ای دارد ! رنگ هایی که زندگی و ذهن ما را تسخیر کرده اند و آن ها را شکل می دهند .  با فوتبال ، قفس غمی که در دور ذهن ما تشکیل شده است را با هر شوت ضعیف تر می کنیم .  بله ، فوتبال فراتر از مرگ زندگی است . فوتبال فراتر از ورزش و سرگرمی است .  فوتبال حسی است که با آن می توان شاهکار خلق کرد و با آن آسمان شب را مملو از اساطیری کنیم که در هر گوشه ای از قلب ما یک خانه دارند .  گوشه ای از آن ، جرج بست در حال دریبل زدن است و گوشه ای دیگر پلاتینی با یک پاس 8 نفر را جا می گذارد . در گوشه ای مسی و رونالدو با یکدیگر شطرنج بازی می کنند و در گوشه ای دیگر فان باستن ، گولیت و رایکارد به یکدیگر لبخند می زنند و حریف را تیکه پاره می کنند .  در آسمان شب ، موسیقی آشنا نواخته می شود .  موسیقی به نام  تئاتر در زمین سبز !