باخ مانند ستاره شناسی است که با کمک رمز ها ، شگفت انگیز ترین ستاره ها را پیدا می کند ...... بتهوون با نیروی روح خود جهان را در آغوش گرفت ..... من آنقدر بالا نمی روم . مدتها پیش تصمیم گرفتم که جهان من ، روح و قلب انسان ها باشد !  -فردریک شوپن  این سخن شوپن ، بهترین مثال برای فوتبال است . حسی که ما در آغوش می گیرد و جهانش ، روح و قلب ما انسان ها است .  زندگی به زنده بودن توسط یک زیبایی می گویند . انگیزه هایی که ما را در خوشی و سختی فراموش نمی کنند و بهتر از هر چیزی دیگر ، روح ما را به وجد می آورد . زیبایی هایی که ما را وادار می کنند تا شاهکار خلق کنیم ، تاریخ سازی کنیم ، پیشرفت کنیم و مهمتر از همه ..... زندگی کنیم !  شاید بنظر آن زیبایی ها چیزی اندکی در زندگی ما است اما نمیدانیم که اگر آنها نباشند پس دیگر زنده ماندن معنایی ندارد . دلیل اینکه فردی بعد از باخت تیم فوتبالش ، باز هم به فوتبال و آن تیم عشق می ورزد ، ربطی به افتخار و دیوانه بودن ندارد . او باز هم عشق می ورزد ، زیرا می داند که فوتبال یک زیبایی است که بدون آن ، زندگی تاریک می شود .  آن فردی که زندگی خود را به دور موسیقی می چیند ، دیوانه نیست ! محتاج است ! محتاج اینکه زیبایی به او بگوید : << ادامه بده >> احساسات فقط خوشی ، عصبانیت ، غم و ترس نیستند .  گاهی اوقات یک زیبایی نیز حس ما می شود . حسی که دنیا ما را با افراد اطرافش تشکیل می دهد .  باخ روزی گفت :  نواختن بسیار راحت است . فقط باید کلید های درست را در زمان مشخص به صدا در بیاوریم .   

موسیقی زندگی ، با زیبایی نواخته می شود و با هر بار به صدا در آمدن یکی از قسمت های آنها ريال نت های مختلفی به پرواز در می آیند . پس توپ را به حرکت در می آوریم ، خانواده خود را در آغوش می گیریم ، با روح خود و قلبی لرزان می نوازیم ، با دستان خود قلم را بر می داریم و شروع به نوشتن می کنیم ، فداکاری می کنیم و برای حفظ زیبایی ها می جنگیم !  کتاب زندگی روزی تمام می شود و زمانی که طبیعت ما را به خود فرا می خواند ، در صفحه آخر می نویسیم : << پایان>> و در قبر های سرد و تاریک ، دراز می کشیم . نویسنده ها تمامی حرف های خود را به گور می برند ، قهرمانان شمشیر خود را بر زمین می گذارند ، دانشمندان دیگر نمی اندیشند و مردمان به استخوان تبدیل می شوند اما در آخر این ما هستیم که انتخاب می کنیم که داستان چگونه به اتمام برسد .  مطمئنا کسانی که تاریخ را نوشته اند ، آنانی بودند که رستگار شدند . آنانی که برایشان مهم نبود که راه درست ، چقدر سخت است .  فقط آن را انتخاب می کردند و در آخر این آنها بودند که پرچم پیروزی را بر زمین می کوبیدند و راه را برای آیندگان باز می کنند .  از انسان ها فقط حرف ها و خاطرات باقی می ماند . خاطراتی که که زیبایی را زیبا تر و نور زندگی را پر رنگ تر می کنند .  آنانی که می پرسند : << فوتبال برایت نان و آب می شود ؟ >> << به تو چه که کی می برد یا کی می بازد >> << آیا به شما مدال طلا می دهند ؟ >>  جوابتان این است :  با فوتبال زندگی را در دست می گیریم . با فوتبال قوی ترین دشمنان را به زمین می زنیم . با فوتبال در مقابل قفش غم ، می جنگیم . با فوتبال رستگار می شویم .  شما نمی توانید این را درک کنید تا زمانی که به فوتبال عشق نشان ندهید .  فوتبال موسیقی است که همیشه جاویدان است !  موسیقی ای که ما را مجذوب خود کرده است و نمی توان بدون آن ، حتی یک روز هم دوام آورد !  بله ، نواختن بسیار راحت است اما اگر کلید های درست را در زمان مشخص به صدا در بیاوریم !