دکتراحسان هوشمند/شرق دیلی:انتزاع مس سونگون و پیامدهای خطیری که درباره آن فکری نشد
پیشنهاد «استقلال مس سونگون» در حالی اعلام شده که ؛ بخش قابل توجهی از مردمِ آذربایجان، موافق این طرح و تصویب آن نیستند. از این رو، دراین یادداشتِ کوتاه، چند دلیل و پرسشِ اجمالی درمحورِ همین موضوع را برای تیم کارشناسی این تصمیم خطیر مطرح می کنیم!
-آیا «استقلال مس سونگون» را عاملی در تداومِ فرهنگ عشیره ای و قومی به جای حمایت از منافع ملی ایران نمی دانید؟ بنابر نظر نگارنده، تصویب و اجرای این طرح، درخفیف ترین حالت آن، خدشه بر همبستگی ملی ملت ایران وارد خواهد نمود؛ چه این که واگذاری نقش ها و انتساب اشخاص، به راحتی می تواند از توجه به تخصصِ شخص خارج شده و تبدیل و مبتنی بر تعلقات قومی و پیوندهای خویشاوندی شود. _آیا دراین صورت، اصل طبیعی رقابت و نخبه سالاری _ازمایه های اصلی و حیاتی برای پیشرفت اقتصادی _ ازمیان نخواهد رفت؟ به عبارت دیگر، این موضوع، محدودیت آفرین و به نابسامانی هایی دراقتصاد منتج خواهدشد؛ که این نابسامانی، خروجیِ یک چرخه نه براساس دانش و حرفه ی افراد، بلکه براساسِ نسَب افراد خواهدبود.
اما سوال و ابهام بزرگ دیگری که اذهان عموم را به خود مشغول نموده است، چگونگی مرزبندی جغرافیاییِ این استقلال بخشی به مس سونگون است! چراکه معدن و کارخانه ی «مس سونگون»، مختص و متعلق به منطقه ای در شهرستان«ورزقان» است. پرسش اینجاست که درصورت استقلالِ آن، تنها مردم ورزقان از سودمندی های آن بهره مند خواهندشد؟ یا مردم سایر شهرهای استان ازجمله تبریز و اهر و مرند و بناب و… در آن سود و بهره وری سهیم هستند؟ آنچه مبرهن و روشن است این که درصورت اختصاص این شرکت صرفا به ورزقان، چرخ های گرداننده ی این شرکت، زیربارِ تنهایی، لِه شده و سپس سودمندی آن تعطیل خواهدشد! و چنانچه عنوانِ این دستورشما، «استقلال شرکت مس آذربایجان» است، پس در این میان، نقش «شرکت ملی مس ایران» چیست؟ و کجاست؟!
واین که آیا چنین نیست؟ که باید مواد اولیه ی استخراج شده از معدن «مس سونگون آذربایجان» برای فرآوری به «کرمان» فرستاده شده و پس از طی نمودن مراحل فروش، سودمحصول به خزانه ی شرکت ملی مس واریز و صرف آبادانی «ایران» شود. درست مثل «نفت خوزستان» که برای فرآوری به شرکت های «پتروشیمی تبریز» سرازیر شده و درکنار اشتغال زایی درآذربایجان با نفت خوزستان، درآمدی حاصل و به «شرکت ملی نفت ایران» واریز می شود. یا مثل «سنگ آهنی» که از «بافق یزد» به «مجامع فولاد تبریز» فرستاده و سود آن پس از طی همان مراحل فوق، به خزانه ی «شرکت ملی فولاد ایران» واریز می شود. و الی آخر…
حال که سودِ حاصل از چرخش چرخ های اقتصادی کشور، ازجمله صنعت مس ایران، در خزانه ی ملی ملت ایران و برای تمام ملت ایران است، چه لزوم و اجباری برای استقلال شرکت مس سونگون وجود دارد؟ بخشیدن این استقلالِ عشیره ای و منطقه ای و فروکاستن از شأن آن به عنوان یک امر ملی، قابلیت بالایی در دامن زدن به نزاع های قوم در قوم را داراست که قوام ملی و همبستگی ملت ایران را خدشه دار کرده و می تواند بهانه های دشمنان این سرزمین برای دست درازی و همسایه آزاری به ویژه در حوزه ی قفقازجنوبی، آن هم در این روزهای پرتنش را بیشتر کند. همانانی که چون به لحاظ نظامی، عملا حرفی را برای گفتن برابر «ایران» یعنی «قدرت نظامی برترمنطقه» ندارند، روی به تحریک گسل های قومی و جنگِ فرهنگی آورده اند و با نفرت پراکنی های خود، سعی در نفوذ و برهم زدن ملیت ایرانی مردم آذربایجان و وابستگی شان به آن سوی ارس را دارند!
«حرف ما بسیار است و وقت ما اندک» اما شما خود «حدیث مفصل خواهید خواند از این مجمل».
سرافرازی و آبادانی ایران، همانی ست که همه ی ما طالب و درپی آنیم.در انتها امیداست بنابر استدعای بخش زیادی از مردم آذربایجان، باری دیگر و با تجدیدنظر، در موضوع،، «استقلال مس سونگون» را بازنگری و بررسی نمایند؛ چراکه مخالفین این طرح، کم نیستند.
درهمین رابطه?



