ایسکو :یه سگ دارم که اسمش هست مسی. 

بخاطر علاقه به مسی این اسمو روش گذاشتم، خیلی با هم وقت میگذرونیم و بازی میکنیم. 

سگم خیلی بازیگوشه بعضی وقتا میره سر کمد جوایزم و مدال ها و جایزه گولدن بوی منو میدزده تا باهاشون بازی کنه. 

به همین خاطر من یه توپ خریدم و روش رنگ طلایی زدم تا با اون بازی کنه و جوایزمو ندزده. بعد از دیدن توپ مسی کاملا سگ حرف گوش کنی شد و هرکاری میگم برام میکنه، مثلا میگم، بیا این لباس و بپوش تا بهت توپ طلا رو بدم و مسی هم سریع اینکارو میکنه. 

یه روز واسش یه عبای عربی گرفتم و گفتم بپوش تا توپ طلای جدید بهت بدم، اونم با کله رفت داخل عبا. 

منم توپ طلا رو تقدیمش کردم و گفتم عجب پدرسگی هستی و باهم کلی خندیدیم.