?️ وقتی دو نفر با هم ملاقات میکردند فردی که مقام پایینتری داشت یا چنانچه در یک مقام بودند فرد جوانتر، نخست از اسب پیاده میشد. مثلاً زال هنگام دیدن پدرش سام از مرکب فرود آمد.
گیو و همراهانش به محض رسیدن به رستم از اسب پیاده شدند.
از دیگر مشخصات آداب مواجهه شامل ستایش یکدیگر و از سلامت یکدیگر و بستگان جویا شدن و پرسیدن از رنج سفر بود. به هنگام ملاقات یکدیگر یا وداع باهم، پسر دست و پای پدرش را میبوسید، در حالی که پدر سر و صورت و چشمان پسر را میبوسید. جوانان در برابر بزرگترها دست به سینه ایستاده و به احترام ایشان سر به زیر میانداختند.
مهمان به محض ورود به خانه با استقبال و خوشامدگویی میزبان روبهرو میشد. به هنگام عزیمت مهمان بلندمرتبه یا فرد محبوب، میزبان تا چند منزل بدرقه میکرد و به هنگام جدا شدن یکدیگر را در آغوش میگرفتند.
?️کلاه بر سر داشتن نیز بخشی از آداب پوشش بود؛ کلاه در صبحهنگام و وقت پرستش و نیز به ادای احترام یا پوزش از گناه در برابر بزرگان برداشته میشد. بر نظافت بدن و لباسها و عطر زدن تأکید میشد. از گلها برای آراستن همه چیز، برای تزئین لباسهای مهمانی و سفرههای نذری یا به عنوان هدیه استفاده میشد. در مجالس بزم، زنان و مردان گلی در دست داشتند. هر گل معنای نمادین خود را داشت. جدا از گلها، اعطای هدیه بهخصوص به فرد خوشخبر، بخشی از قواعد آداب معاشرت محسوب میشد.
?️ [شاهنامه و فرهنگ ایران: مجموعه مقالات جلال خالقی مطلق در دانشنامۀ ایرانیکا، ترجمۀ فرهاد اصلانی و معصومه تقیپور، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۱، ص ۱۷۲-۱۷۳]



