تیلور این آهنگ رو برای پدر بزرگ و مادر بزرگش به نام مارجوری نوشته ، ما قبلاً باهاشون آشنا شده بودیم ، پدر بزرگ تیلور کسی بود که در جنگ جهانی دوم شرکت کرده بود و مادر بزرگش یه خواننده بوده که الهام بخش تیلور بوده ، آهنگ های epiphany در آلبوم فولکلور و Marjorie در آلبوم evermore به ترتیب مربوط به پدربزرگ و مادر بزرگ تیلور میشن :)

استریم از اسپاتیفای ( با سرور آمریکا باز میشه )

 

[Verse 1]

Down the block, there's an antique shop

پایین بلوک، یه مغازه عتیقه فروشی هست

And something in my head said, "Stop," so I walked in

و یه چیزی تو سرم گفت، «بمون» پس من واردش شدم

On the counter was a cardboard box

روی پیشخوان یه جعبه ی مقوایی بود

And the sign said, "Photos: twenty-five cents each"

و تابلو میگفت، «عکسها: هرکدوم 25 سنت»

Black and white, saw a '30s bride

سیاه و سفید بودن، یه عروس دهه 30 رو دیدم

And school lovers laughin' on the porch of their first house

و عاشق معشوقای دوران دبیرستان که روی ایوان خونه اولشون میخندیدن

The kinda love that you only find once in a lifetime

ازون عشقا که تو فقط یه بار تو زندگی پیدا میکنی 

The kind you don't put down

ازونا که تو بیخیالش نمیشی

And that's when I called you and it's so hard to explain

و اون موقعی بود که بهت زنگ زدم و این خیلی توضیح دادنش خیلی سخته

But in those photos, I saw us instead

اما تو اون عکسا، من جاش خودمونو دیدم

And, somehow, I know that you and I would've found each other

و یجورایی، من میدونم که من و تو همدیگه رو پیدا میکردیم

In another life, you still would've turned my head even if wе'd met

تو یه زندگی دیگه، تو همچنان نظرمو جلب میکردی حتی اگه همدیگه رو 

 

[Chorus]

On a crowded street in 1944

تو یه خیابون شلوغ در سال 1944 ملاقات میکردیم

And you werе headed off to fight in the war

و تو داشتی میرفتی که تو جنگ مبارزه کنی

You still would've been mine

تو همچنان مال من میبودی

We would have been timeless

ما خارج از زمان میبودیم(وقتی میگیم چیزی "Timeless" عه، به معنای اینه که در طول زمان تغییر نمی‌کند و همچنان قدرت و ارزش خود را حفظ می‌کند. این میتونه به صورت فیزیکی، معنوی یا هنری باشد. یک چیز یا ایده‌ای که بی‌زمان است، ممکنه همچنان برای مردم ارزشمند و جذاب باشد بدون توجه به تغییرات زمان و روند تاریخی.)

I would've read your love letters every single night

من هرشب نامه های عاشقانه ات رو میخوندم

And prayed to God you'd be comin' home all right

و به درگاه خدا دعا میکردم که صحیح و سالم برگردی خونه

And you would've been fine

و تو مشکلی برات پیش نمیومد

We would have been timeless

ما خارج از زمان میبودیم

'Cause I believe that we were supposed to find this

چون من باور دارم ما قرار بوده که اینو پیدا کنیم

So, even in a different life, you still would've been mine

پس حتی در یه زندگی دیگه، تو همچنان مال من میبودی

We would've been timeless

ما خارج از زمان میبودیم

[Verse 2]

I had to smile when it caught my eye

من وقتی چشممو گرفت باید لبخند میزدم

There was one of a teenage couple in the driveway

یه زوج نوجوون تو خیابون بود

Holdin' hands on the way to a dance

دستای همو گرفته بودند و تو راه رقص بودند

And the date on the back said 1958

و زمان پشت عکس میگف سال 1958 بوده

Which brought me back to the first time I saw you

که منو برد به زمانی که اولین بار تو رو دیدم

Time stood still like somethin' in this old shop

زمان وایستاد انگار که یه چیز تو این مغازه قدیمی هست

I thought about it as I started lookin' 'round

من راجبش فکر کردم و اطراف رو نگاه کردم

At these precious things that time forgot

به این چیزای گرانبهایی که زمان فراموش کرده

That's when I came upon a book covered in cobwebs

همون موقع بود که به یه کتاب برخوردم که با تار عنکبوت پوشیده شده بود

Story of a romance torn apart by fate

داستان یه عشق که با سرنوشت از هم جدا شده بودن

Hundreds of years ago, they fell in love, like we did

صدها سال پیش، اونا عاشق هم شدن، جوری که ما عاشق هم شدیم

And I'd die for you in the same way if I first saw your face

و من همونطوری برای تو جونم رو حاضرم بدم اگه اول صورتت رو 

[Chorus]

In the fifteen hundreds off in a foreign land

تو سال 1500 در یه سرزمین غریبه میدیدم

And I was forced to marry another man

و مجبور شده بودم که با یه مرد دیگه ازدواج کنم

You still would've been mine

تو هنوز مال من میبودی

We would have been timeless

ما خارج از زمان میبودیم

I would've read your love letters every single night

من هرشب نامه های عاشقانه ات رو میخوندم

And run away and left it all behind

و فرار میکردم و همه چیز رو پشت سر میذاشتم

You still would've been mine

تو همچنان مال من میبودی

We would've been timeless

ما خارج از زمان میبودیم

'Cause I believe that we were supposed to find this

چون من باور دارم که ما قرار بوده اینو پیدا کنیم

So, even in a different life, you still would've been mine

پس تو یه زندگی دیگه، تو هنوز مال من میبودی

We would've been timeless

ما خارج از زمان میبودیم

 

[Bridge]

Time breaks down your mind and body

زمان ذهن و بدنت رو از هم میپاشونه

Don't you let it touch your soul

اجازه نده روحت رو لمس کنه

It was like an age-old classic

مثل یک داستان کلاسیک قدیمی بود

The first time that you saw me

اولین باری که منو دیدی

The story started when you said, "Hello"

داستان وقتی شروع شد که تو «سلام» کردی 

 

[Chorus]

In a crowded room a few short years ago

در یه اتاق شلوغ چند سال پیش

And sometimes there's no proof, you just know

و یه وقتایی هیچ مدرکی نیست، فقط همینجوری میدونی 

You're always gonna be mine

تو همیشه مال من خواهی بود

We're gonna be Timeless

ما خارج از زمان خواهیم بود

I'm gonna love you when our hair is turnin' grey

من عاشقت خواهم بود وقتی موهامون داره طوسی میشه

We'll have a cardboard box of photos of the life we've made

ما یه جعبه مقوایی از عکسایی که از زندگیمون گرفتیم خواهیم داشت

And you'll say, "Oh my, we really were timeless"

و تو خواهی گفت، اوه خدای من، ما واقعا خارج از زمان بودیم

[Post-Chorus]

We're gonna be timeless, timeless

ما خارج از زمان خواهیم بود

You still would've been mine

تو همچنان مال من خواهی بود

We would've been

ما (خارج از زمان) خواهیم بود

Even if we'd met on a crowded street in 1944

حتی اگه در یه خیابون شلوغ در سال 1944 همو میدیدیم

You still would've been mine

تو همچنان مال من میبودی

We would've been

ما (خارج از زمان) خواهیم بود

 

[Outro]

Down the block, there's an antique shop

پایین بلوک، یه مغازه ی عتیقه فروشی هست

And somethin' in my head said, "Stop," so I walked in

و یه چیز تو سرم گفت «بمون» پس من رفتم داخل