این خاطره برای اولین بار در نشریات کشور منتشر میشه و برای علاقه مندان به تاریخ سینمای ایران می تونه بسیار جالب و آموزنده باشه در بیان این خاطره رسم امانت داری صحبتهای حج اصغر عزیز را رعایت کردم و تمام جزئیات و اسامی که در ادامه میارم موید این موضوع هست

حج اصغر چند ماه پیش برام تعریف می کرد قبل انقلاب در سرما و گرما چرخ سینمای اصفهان را با زحمت و بی مهری های فراوان می گرداند و موجب خوشحالی نسلهای قبل من و شما می شد که بتوانند فیلم بازیگران مورد علاقه خودشان ببینند حج اصغر می گفت از طریق شخصی به نام اقای مویدی که الان در قید حیات نیست وارد تالار مولن روژ تهران میشه که در اختیار شخصی به نام ارباب که شوهر اسبق جمیله بازیگر بوده اقای مویدی حج اصغر را به مرحوم ارباب معرفی می کنه ارباب با حج اصغر خوش و بش می کنه و با گفتگو با وی و فهمیدن سوابق ایشان در سینماهای اصفهان بهش پیشنهاد همکاری در تالار خودش اون هم با حقوق بسیار بیشتر میده که حج اصغر به خاطر خانواده خودش که در اصفهان بودند با درخواست ایشان در کمال ادب مخالف می کنه در این حین گوگوش که اون ایام خانم بسیار جوانی بود وارد سالن میشه و با لحن مهربانی رو به حج اصغر میگه این آقا خوشگله کیه اینجا آمده! بعد هم با حج اصغر دست میده و چند دقیقه ای در کمال احترام با حج اصغر صحبت می کنه اینطور که حج اصغر بهم می گفت گوگوش فرد بسیار فهمیده ای بود و در همون چند دقیقه ای که با حج اصغر صحبت می کنه متوجه تمام مشکلات و سختی های این مرد بزرگ تاریخ کشورمان در سینماهای بی امکانات اون ایام کشور میشه حج اصغر تعریف می کرد که صاحب این تالار که مرحوم ارباب بود شوهر جمیله بازیگر اون ایام بود و خانم جمیله متاسفانه اموال این مرحوم را سرقت می کنه و حتی بعد مرگ ارباب از مُهر شخصی وی سو استفاده  می کنه و چند قراداد صوری را به مُهر این مرحوم منعقد می کنه و البته این رفتار ناجوانمردانه وی موجب میشه که بعدها دست عدالت روزگار موجب بشه خودش هم اموال زیادی را از دست بده و از وی کلاهبرداری بشه