بيني و بينك يا ليل في حب و غني

میان من و تو ای شب عشق و نغمه‌ای هست

على بابي بتقعد يا ليل و منسهر ليلي

جلوی در من می‌نشینی و شب را بیدار می‌مانیم

بيني و بينك في أسرار و بتعرف أحزاني

میان من و تو رازهایی است و غم‌هایم را می‌دانی

تبقى إمرقلي عاهاك الدار و قلو ما ينساني

تو همچنان برو و به آن خانه سر بزن و بهش بگو که فراموشم نکند

 

فيق البيت العتيق غافي

بیدار کن آن خانه قدیمی خفته

على الطريق و غافي حدو الزمان

در کنار جاده و خفته در غایت زمان را

يمكن بكرا الحبيب يمرق متل الغريب و

شاید یارم فردا مثل غریبه ای رد بشه

 ما يذكر اللي كان

و به یاد نیاره که روزی عشق من بوده

 

بيني و بينك في أسرار و بتعرف أحزاني

میان من و تو رازهایی است و غم هایم را می‌دانی

تبقى إمرقلي عاهاك الدار و قلو ما ينساني

تو همچنان به آن خانه سر بزن و بهش بگو که فراموشم نکند

 

فيق البيت العتيق غافي

بیدار کن آن خانه قدیمی خفته

على الطريق و غافي حدو الزمان

در کنار جاده و خفته در غایت زمان

يمكن بكرا الحبيب يمرق متل الغریب و

شاید یارم مثل غریبه‌ای رد بشه

 ما يذكر اللي كان

و به یاد نیاره که روزی عشق من بوده

 

بيني و بينك في أسرار و بتعرف أحزاني

میان من و تو رازهایی است و غم‌هایم را می‌دانی

تبقى إمرقلي عاهاك الدار و قلو ما ينساني

همچنان به آن خانه سر بزن و بهش بگو که فراموشم نکند

 

ترجمه:زهره رنجبرپور

 

https://lyricstranslate.com