همین الان این مطلب رو از یکی از دوستای نزدیکم   شنیدم وخیلی آزرده خاطر شدم تورو خدا به دیگران بگین ازین کارا نکنن

  ماجرا  مربوط یکی از آشناماهمون که یه جوون 27 28 ساله هستش  و  یه سالی هست ازدواج کرده ،تو شهرستان که  سه چهار ساله مغازه  موبایل فروشی وتعمیرات موبایل  داره

طبق گفته های خودش

اوضاع کاسبیش خیلی خوب بوده و ماهی سی تا چهل میلیون درآمد داشته ولی راضی نبوده وهمش حرص وطمع وعجله برای رسیدن به پول زیاد و میلیاردی سریع  همش فکرش رو آزار میداده تا اینکه  اواسط اردیبهشت با تبلیغ های رنگارنگ یکی از سایتهای شرط بندی آشنا میشه وچندتا کلیپ و... ازش میبینه وباطرز کار و اصطلاحات واینا کامل آشنا میشه وازقضا باپول های کم  آزمایش چند بار شرط بندی میکنه واتفاقا هم برنده میشه از قضا  یه فکر وسوسه انگیز به فکرش میزنه  میاد  از حدود  پنج شش نفر از نزدیکاش ودوستاش  به بهانه اینکه این مغازه مناسب نیست وبرای کار من محدودیت داره و میخواهم کارم گسترش بدم ازینا حدود  700 میلیون  قرض میکنه وبه این شرط که قبل یک ماه پولش رو بهشون برگردونه  واینا هم چون این آدم خوش حساب وخوش نامی بوده ،حرفاش باور میکنن وبهش پول رو قرض میدن و  ومقدار بسیار زیادی از پول کسب ومغازه خودش وفروش ماشینش رو میزاره رو پولهایی که قرض گرفته که کلا رو هم رفته  حدود یک میلیارد و نیم میشه.

بعد این آدم میخواد یه شرط بندی  که احتمال  اتفاق افتادنش زیاد بشه  و ازون طرف وضریبش هم به نسبت مناسب باشه انجام بده که یه شبه پوله افزایش پیدا کنه این آقا میاد سر بازی استقلال وپرسپولیس فینال جام حذفی خردادماه شرط میبنده به این صورت که دقیقه ۸۹ که  پرسپولیس جلو بوده و اینم که باخودش گفته با این روند پرسپولیس برنده س   همون لحظه رو برد پرسپولیس تو وقت قانونی کل پول رو شرط میبنده که اگه برنده میشد  حدود ۸۰۰میلیون براش سود داشته، ولی استقلال آخرین لحظه گل رو میزنه و ای داد بیداد......

اینم آشفته وپریشون کاسه چه کنم دستش گرفته بود  دو سه روز آشفته وپریشون بوده  چیکار کنم چیکار نکنم نمیخواسته گندش دربیاد وزودتر پول اینارو بهشون بده  شیطون گولش میزنه میره سراغ طلاهای زنش دزدکی ورشون میداره  وبعدش هم میفهمه همسایشون یه پیرمردی  که یکی از جانباز های جنگ بوده وهمسرش واسه تعطیلات خونه نیستن اینم یهو به کلش میزنه بره  اونجا هم  دزدی کنه ببینه چیزی بارزش مثل طلا وجواهر وپول نقد پیدا میکنه یانه از قضا اینم میره اونجا دزدی (کلیدش رو داشته) ولی از شانس بدش دختر و داماد پیرمرده سرزده میان اونجا سر  میرسن و اینو سر صحنه جرم گیر میندازن و....

تو کلانتری همه این چیزارو که بالا گفته رو  بهشون میگه و بالاخره گروکشی و..... رضایت شاکی واینا تا اینکه پسر لز بازداشتگاه آزاد میشه .  بالاخره بابای پسره میاد یه قسمتی زمینی که داشتن رو میفروشه که پسره پول مردم رو بده.پسره پول رو داد  ولی بی آبرویی براش موندو پولهایی که ریخت تو حلق اون سایت ها....