When this began وقتی شروع شد I had nothing to say حرفی برای گفتن نداشتم And I get lost in the nothingness inside of me و توی پوچی خودم گم شده بودم (I was confused) قاطی کرده بودم And I let it all out to find و اجازه دادم تمام افکارم بیرون بریزن That I'm not the only person with these things in mind تا بفهمم من تنها کسی نیستم که این افکار رو تو ذهنش داره (Inside of me) درون من But all that they can see the words revealed اما همه‌ی قضیه اینه که اونا میتونن کاملا واضح معنای کلمات‌رو بفهمن Is the only real thing that I've got left to feel این تنها چیز واقعی‌ایه که من میتونم احساس کنم (Nothing to lose) هیچی برای از دست دادن ندارم Just stuck, hollow and alone فقط گیر کردم...از درون خالی و تنهام And the fault is my own, and the fault is my own و مقصر خودمم، فقط و فقط خودم I wanna heal, I wanna feel من میخوام خوب بشم What I thought was never real میخوام چیزی رو احساس کنم که هیچوقت به بودنش اعتقاد نداشتم I wanna let go of the pain I've felt so long من میخوام دردی رو رها کنم که خیلی وقته حسش میکنم (Erase all the pain till it's gone) تمام درد ها رو پاک میکنم تا کاملا محو بشن I wanna heal, I wanna feel Like I'm close to something real من میخوام خوب بشم، میخوام احساس کنم که به یه حقیقت نزدیک شدم I wanna find something I've wanted all along می خوام چیزی رو که همیشه میخواستم پیدا کنم Somewhere I belong جایی که بهش تعلق دارم And every single year و هر سال I'm drowning in my tears, I'm drowning in my tears again توی اشکهام غرق میشم، دوباره توی اشکهام غرق میشم Somewhere I belong جایی که بهش تعلق دارم I can't seem to forget the pain I seem to give بنظر میاد من نمیتونم دردی‌ رو که تو باعثش شدی فراموش کنم The pain I seem to give, my friend دردی رو که تو باعثش شدی دوست من Somewhere I belong جایی که بهش تعلق دارم And I've got nothing to say و من حرفی برای گفتن نداشتم I can't believe I didn't fall right down on my face باورم نمیشه که همون موقع سقوط نکردم (I was confused) من به هم ریخته بودم Looking everywhere only to find همه جا رو میگشتم تا فقط That it's not the way I had imagined it all in my mind بفهمم این اون راهی نیست که تو ذهنم تصور کرده بودم (So what am I) پس من کیم؟ What do I have but negativity هیچ چیزی جز احساس منفی بودن ندارم(احساس پوچی) Cause I can't justify way everyone is looking at me چون نمی تونم طرز نگاه دیگران رو برای خودم توجیه کنم (Nothing to lose) هیچ چیزی برا از دست دادن ندارم Nothing to gain, hollow and alone هیچی برای به دست اوردن ندارم...از تو خالی و تنهام And the fault is my own, and the fault is my own و تقصیر خودمه...وتقصیر خودمه I wanna heal, I wanna feel من میخوام خوب بشم What I thought was never real میخوام چیزی رو احساس کنم که هیچوقت به بودنش اعتقاد نداشتم I wanna let go of the pain من میخوام دردی رو رها کنم I've felt so long که خیلی وقته حسش میکنم (Erase all the pain till it's gone) تمام درد ها رو پاک میکنم تا کاملا محو بشن I wanna heal, I wanna feel من میخوام خوب بشم میخوام احساس کنم Like I'm close to something real که به یه حقیقت نزدیک شدم I wanna find something I've wanted all along می خوام چیزی رو که همیشه میخواستم پیدا کنم Somewhere I belong جایی که بهش تعلق دارم And every single year و هر سال I'm drowning in my tears, I'm drowning in my tears again توی اشکهام غرق میشم، دوباره توی اشکهام غرق میشم Somewhere I belong جایی که بهش تعلق دارم I can't seem to forget the pain I seem to give بنظر میاد من نمیتونم دردی‌ رو که تو باعثش شدی فراموش کنم The pain I seem to give, my friend دردی رو که تو باعثش شدی دوست من Somewhere I belong... جایی که بهش تعلق دارم...