اینتر میامی، یا اگر متعلق به نسل قبل باشید ال ای گلکسی و اگر موهایتان سپید شده باشد نیویورک کاسموس. الاتفاق و الهلال و الاتحاد و آل نمی‌دانم چه... نیوکاسل و من سیتی و حتما صدها و هزاران نام دیگر باشگاه‌های فوتبال در سرتاسر دنیا... راستی تعریف یک باشگاه فوتبال چیست؟

سوال راحتی به نظر می‌رسد... تا زمانیکه همه چیز را در خودمان خلاصه کنیم. کافیست همین سوال را از دوستمان بپرسیم. و در دایره ای بازتر، از یک غریبه. و یک فرد ناشناس در شبکه‌های مجازی. و کسی که متعلق به نسلی دیگر است....

پاسخها متفاوت و متفاوت تر خواهد بود. گروهی باشگاه را با موزه‌ی افتخاراتش تعریف می‌کنند. گروهی با کلکسیون ستارگان تاریخ باشگاه، گروهی با شبهای خاطره انگیز در استادیومی قدیمی و.....

در این دوران ما به چیز باشگاه فوتبال می‌گوییم؟ و وقتی طرفدار یک باشگاه می‌شویم دقیقا طرفدار چه چیزی هستیم؟

 

باشگاهها، حتی زودتر از تیمهای ملی در اواسط قرن نوزدهم تاسیس شدند. از شفیلد تا بلکبرن. از شمال انگلستان تا اسکاتلند. تا سرزمین‌های میانی و تا لندن و حومه‌ی آن.

پس از مدتی کوتاه مشخص شد مردم، و عموما کارگران حاضرند برای تماشای فوتبال پول بپردازند. آنهم نه به عنوان یک تماشاگر بی‌طرف شبیه بینندگان تئاتر یا سینما... آنها، طرفدارانی بودند که با عشقشان به تیم خود یک افسانه‌ی تازه را در زندگی بشر آغاز کردند... بازی مردم را..

در فینال اف ای کاپ 1882، صدها طرفدار بلکبرن، از لانکشایر در شمال انگلستان راهی جنوب شدند تا بازی فینال را تماشا کنند. یک عشق خالص و ناب در میان زنان و مردانی سوار بر قطارها، اتوبوس‌ها و ماشینهای شخصی. عشقی که حواس کارخانه داران و صاحبان معادن در سرتاسر انگلستان را به خود مشغول کرد. چرا نیروی این علاقه چرخهای کارخانه‌ی ما را نچرخاند؟

 

با ورود کارخانه داران، مردانی با کت های فراک و کلاه سیلندر و تشکیل اتحادیه ها و نهادها و ساختارهای مدیریتی حول هر باشگاه، نخستین آجرهای میان باشگاه و مردم چیده می‌شود.

مردانی متمول که زمین‌ها را در اختیار دارند و در آن استادیوم می‌سازند، در جلسات خود در هتل‌ها برای بازی فوتبال برنامه ریزی می‌کنند و لیگ و جام و... را سازماندهی می‌کنند. از آنجا که هنوز هم اولا مهمترین عامل دراند باشگاه، تعداد فروش بلیت است و از طرفی تا یک قرن بعد و تا سال 1981 شیوه‌ی عرضه‌ي سهام باشگاهها به گونه ای بود که هیچگاه آنها را به عنوان یک نهاد سودآور برای مالکان تبدیل می‌ساخت...

با ورود تبلیغات، رسانه، ترنسفرهای بین المللی و بین قاره‌ای و تغییر چهره‌ی جهان در دهه‌ی 80 میلادی و سیمای تازه‌ی دنیای تک قطبی،  مالکان و تاجران سنتی انگلیسی چون کن بیتس در لیدز و چلسی و ادوارد در من یونایتد، تصمیم به روانه ساختن کالایی هم‌تراز با یک بطری کوکا یا یک ویدیوی جی وی سی برای خانه‌های تک تک مردم جهان کردند. محصولی که برای همیشه سیمای فوتبال را تغییر داد. محصول لیگ برتر و هم پای لیگ قهرمانان اروپا با صحنه گردانی غولی به نام سیلویو برلوسکونی آنقدر شیفتگان فوتبال را مسحور و مفتون می‌سازد  که هیچکس دوست ندارد از پای پخش زنده ی رنگارنگ اسکای و کانال چهار، مختص پخش سری آ در انگلستان به سراغ یادگارهای سیاه و سفید گذشته برود.... یادگارهای که در آستانه‌ی نابودی ست...

 

در چشم  برق زده‌ی طرفداران فوتبال دهه 90، هنوز هم مالک خوب، کسی ست که بی سر و صدا برای باشگاه خرج می‌کند و کسی ست که فقط تابستانها سر و کله اش پیدا می‌شود. هنوز هم رئیس در باشگاهها همان سرمربی ست...

شیفتگان فوتبال، هنوز هم در تابستان سال 2004 دوست دارند نام رومن آبراموویچ را همردیف یکی از دسته‌های قدیمی مالکان قرار دهند. یک مالک پولدار، خیلی پولدار که یک امپراطوری را در استمفوردبریج بنا نهاده. نام رومن اما خیلی زود روی یک بنر حوالی جایگاه شِد در استمفوردبریج نقش می‌بندد. برای اولین بار تصاویر یک مالک باشگاه همردیف شنکلی، کلاف، ریوی، ونگر، فرگوسن، در روز جشن قهرمانی در دستان هواداران است. برای اولین بار یک باشگاه، جایی خارج از انگلستان طرفدارانی پیدا می‌کند که به زبان مالک آن تیم حرف می‌زنند. طعم شیرین جامهای رنگارنگ در بریج، صاحبان سرمایه را در سرزمین‌های جنوبی مملکت آبراموویچ به طمع می‌اندازد. ثروتمندان دشداشه پوش، صاحبان عظیم ترین ذخایر سوخت کره‌ی زمین و ثروتمندترین مردان عالم... این بار نوبت عربهاست...

 

باشگاه چیست؟ سوال ساده، این روزها، آنقدرها هم جواب آسانی ندارد... من سیتی این دوران چه نسبتی با تیم عصر کالین بل و مایک سامربی دارد؟ چه کسی با تماشای بازیهای مگپایز در همین یک سال اخیر، یاد کوین کیگن و الن شیرر میفتد؟ خرید یک تیم کامل بیش از 20 بازیکن توسط فارست برای بقا در لیگ فصل قبل چه شباهتی با خاطرات نسل‌های قبل از تیم کلاف دارد؟  از انگلستان خارج می‌شویم.... باشگاه اینتر میامی چرا و برای پر کردن کدام خلا باشگاه خود به سراغ لیونل مسی رفته؟ مملو شدن استادیومهای ریاض و جده برای کشوری که سالیانه تنها از سفر حج میلیونها مسافر  و توریست را جذب می‌کند چه اهمیتی دارد؟

حالا مار خوش خط و خالی که سالهاست در حال خزیدن در میان عاشقانه‌های طرفداران و فوتبال است به قلب هزارتو رسیده. حالا همه چیز، بله همه چیز حتی آن افسانه‌ی شیفتگی یک طرفدار و یک باشگاه کوچک، به کالایی قابل خرید و فروش تبدیل شده.... کالایی در ازای شستشوی پول الیگارشها، دست آغشته به خون دیکتاتوها، شناساندن نام دولت‌های کوچک در تمام جهان، مطرح کردن نام هایی بی ربط به بازی با سوار شدن بر موج بی پایان مردم هوادار و.... باشگاه فوتبال؟