یوها کجاست آن بوها ? عبور از قله کوه ها، همانند لمس برآمدگی های یوها ? چه خوش بود شبی که در روخانه حمام کردی ، و من را صدا با عشق تمام کردی ? لیف دادی پشتت را بشویم، گفتی به هموسو چیزی نگویم ? هموسو آمد لب رود ، از کله اش بیرون زد دود ? گفتا گوموا خلوت کردی با مونث ، صدا نزدی ما را ای ناکس ? یوها پشت به هموسو رو به من ، سرخ شد و نگفت هیچ سخن ? گفتم بیا هموسو ای برادر ، ما در همه چیز شریکیم و برابر ? هموسو جوین شد و یوها را دید ، یوها از ترسش در رود رید ? هموسو گفت یوها، چیست این بوها ? هر دو به یوها خندیدیم ، عشق را در چشمان هم دیدیم ? خلاصه حلقه زدیم برای سه چرخه ، دیدیم که چرخ یوها نمیچرخه ? مشکل از لانه مار یوها نبود ، عشق برادرانه کار یوها نبود ? گرمای عشق برادرانه سوزان بود ، تن من و هموسو عریان بود ? دل به هم دادیم و تن به تن ، ساختیم نطفه ی مردی کهن ? پرنده سه پا پادرمیانی کرد ، یوها را مادر میانی کرد ? پرنده سه پا داشت، من و هموسو پدر ، پای سوم یوها بود شد مادر ? یوها از این حادثه گیج و گنگ بود ، نام پسر هر سه مان جومونگ بود ? معجزه‌ای بزرگ در کار بود ، چرخ روزگار با یوها یار بود ?

زنده باد فرمانده جومونگ

زنده باد گروه دامول

پیش به سوی اتحادیه ? چوسان جدید? با پایتخت بودن بویو